نکات جالب و گفته نشده از زندگی بیل گیتس

رئیس شرکت مایکروسافت اکنون ثروتمندترین مرد دنیا است و زندگی وی همواره مورد توجه رسانه ها بوده  است. بیل گیتس زندگی بسیار شگفت‌انگیزی داشته است، از انصراف دادن از دانشگاه هاروارد تا میلیاردر مایکروسافت و در نهایت تبدیل شدن به یکی از سرشناس‌ترین بشر دوستان جهان. در طی زندگی خود، بیل گیتس به عنوان فردی شناخته شده که مدیری سرسخت، متفکری بی‌نظیر و عاشق ظرف شستن است!

در دبیرستان، بیل گیتس مسئول بخش کامپیوتر و برنامه‌ریزی کلاسی بود. گیتس از این فرصت استفاده کرد تا کلاس‌های خود را به گونه‌ای تنظیم کند که تمامی دخترهایی که به آن‌ها علاقه داشت، هم‌کلاسی‌های وی باشند.

در هاروارد، بیل گیتس هرگز به هیچکدام از کلاس‌هایی که ثبت نام کرده بود نرفت بلکه به جای آن، سر کلاس‌هایی حضور می‌یافت که برایش جذاب بودند. با این حال، به لطف مطالعات جادویی شب امتحانی، توانست نمره‌های بسیار خوبی کسب کند.

در هاروارد، بیل گیتس ۲۰ ساله راه حلی خلاقانه برای مساله‌ی معروف “دسته بندی پن کیک” در ریاضی پیدا کرد که به مدت ۳۰ سال بدون جواب مانده بود. اما زمانی که استاد پروفسور وی با گیتس تماس گرفت تا به او بگوید که راه حلش در یک مقاله‌ی آکادمیک منتشر خواهد شد، گیتس چندان توجهی به وی نکرد. در آن زمان او از هاروارد بیرون آمده و مایکروسافت را تاسیس کرده بود.

 

“دو سال پس از آن، من به او زنگ زدم تا بگویم که مقاله‌ی ما در یک ژورنال معتبر ریاضی پذیرفته شده. او کاملا بی‌تفاوت بود. او پیش از آن به شهر البوکرکی (Albuquerque) در نیو مکزیکو رفته بود تا یک کمپانی کوچک کدنویسی برای میکروپردازنده‌ها را راه‌اندازی کند. یادم می‌آید که با خودم فکر می‌کردم: چه پسر با استعدادی، چقدر حیف!!!!”

بیل گیتس به طرز دیوانه‌واری در صحرای البوکرکی در نزدیکی‌های اولین دفتر مایکروسافت رانندگی می‌کرد. یک روز او ماشین سوپر اسپرت پورشه ۹۲۸ دوستش را قرض گرفت تا در صحرا رانندگی کند… و سپس با آن تصادف شدیدی کرد. تعمیرات و بازسازی آن ماشین یک سال طول کشید.

بیل گیتس عادت داشت که شماره‌ی پلاک کارکنان مایکروسافت را حفظ کند تا رفت و آمد آن‌ها را تحت نظر بگیرد.
گیتس در مصاحبه با تلگراف گفت: “من باید مراقب می‌بودم که استانداردهای خودم را بر نحوه‌ی کارکرد آن‌ها اعمال نکنم. من شماره‌ی پلاک ماشین همه‌ی کارمندان را می‌دانستم تا بتوانم زمان رفت و آمد آن‌ها را تحت نظر بگیرم. در نهایت مجبور شدم که این عادت را ترک کنم چراکه تعداد کارمندان نیز افزایش پیدا کرده بود.”

بیل گیتس به قدری از بازی کلاسیک ویندوز Minesweeper خوشش می‌آمد که مجبور شد آن را از کامپیوتر دفتر خود حذف کند تا بتواند بر کارش تمرکز کند.زمانی که یکی از کارمندان مایکروسافت اسکریپتی نوشت که توانست رکورد گیتس در Minesweeper را بزند، او ایمیلی با این مضمون به همه‌ی کارمندان فرستاد: “وقتی که ماشین‌ها می‌توانند کارها را سریع‌تر از انسان‌ها انجام دهند، ما چگونه می‌توانیم شأن خود را حفظ کنیم؟”

در سال ۱۹۹۰، مایکروسافت در حال رشد و کسب شهرت بود. اما مقررات شرکت بدین گونه بود که کارمندان می‌بایست برای مسافرت‌های کاری از پروازهای اقتصادی و ارزان قیمت استفاده کنند. حتی خود بیل گیتس نیز برای مدتی طولانی پروازهای ارزان را انتخاب می‌کرد. البته باید گفت که در حال حاضر بیل گیتس برای سفرهای هوایی خود از جت شخصی‌اش استفاده می‌کند.

زمانی که یک پروپوزال به گیتس داده می‌شد، می‌توانستید با شمارش تعداد دفعات تکرار “لعنتی” به هنگام خواندن آن، میزان علاقه‌ی وی به آن ایده را بسنجید.بنیان گذار سایت Stack Overflow، جوئل اسپولسکی (Joel Spolsky) که در گذشته کارمند مایکروسافت بوده، داستان خود را در یک پست وبلاگی چنین تعریف کرد:

 

“در آن روزها، ما چیزی به اسم بازبینی‌های BillG در بین خودمان داشتیم. به طور کلی، هر قابلیت یا ایده‌ی مهم توسط بیل گیتس بررسی می‌شد. در جلسه‌ی بازبینی BillG من، یکی از افراد تیم نیز در جلسه حضور داشت و تنها وظیفه‌ی او این بود که تعداد دفعات تکرار کلمه‌ی “لعنتی” از دهان بیل گیتس را بشمرد. هر چه تعداد تکرار کمتر، نتیجه بهتر!

 

پس از جلسه، مسئول شمارش گفت “چهار” و همگی گفتند که “وای، این کمترین مقداری است که یادمان می‌آید. حتما بیل با افزایش سن‌اش، کمی لطیف‌تر شده”. البته بیل در آن زمان ۳۶ ساله بود.مدتی بعد ماجرا را برای من توضیح دادند. “بیل در واقع نمی‌خواهد که ایده‌ی تو را بازبینی کند، او فقط می‌خواهد مطمئن شود که تو کاملا بر روی آن تسلط داری.

 

روش او اینگونه است که به مراتب سوال‌های سخت و سخت‌تر می‌پرسد تا اینکه اعتراف کنی پاسخشان را نمی‌دانی و او به دلیل اینکه آماده نیستی، بر سرت فریاد بکشد. هیچکس نمی‌دانست که چه اتفاقی می‌افتد اگر تمامی سوال‌هایی که او می‌پرسد را به درستی پاسخ دهید چون قبلا هرگز این اتفاق نیافتاده است.”

 

این نکته‌ی خوبی بود. بیل گیتس به طور فوق‌العاده‌ای فنی بود. اگر او به افرادی که بر روی یک نرم افزار کار می‌کردند اعتماد داشت، هرگز در کار آن‌ها دخالت نمی‌کرد. اما شما نمی‌توانستید حتی برای یک لحظه او را دور بزنید یا آنکه برای او بهانه بیاورید چراکه او خودش یک برنامه نویس بود، یک برنامه نویس واقعی و قدرتمند.”

 

زمانی که مایکروسافت برای اولین بار لایسنس سیستم عامل DOS را به IBM فروخت، IBM از گیتس خواست که یک بازی نیز در درون این سیستم عامل قرار دهد. گیتس و نیل کنزن (Neil Konzen) در یک شب تا ساعت ۴ صبح بیدار ماندند و بازی “DONKEY.BAS” را طراحی کردند؛ یک بازی احمقانه درباره‌ی یک ماشین که باید از برخورد با الاغ‌های وسط جاده خودداری می‌کرد.

 

زمانی که تیم اپل مکینتاش برای اولین بار کامپیوتر خانگی IBM را بررسی کرد، آن‌ها بازی “DONKEY.BAS” را به عنوان یک نقطه ضعف شرم‌آور نامیدند و نمی‌توانستند باور کنند که بیل گیتس نام خود را به عنوان طراح این بازی اعلام کرده است.یکی از کارمندان اولیه‌ی اپل به نام اندی هرتزفلد (Andy Hertzfeld) در این باره نوشت:

 

“ما از این موضوع شگفت‌زده شدیم که چنین بازی بدی توسط بنیان‌گذار مایکروسافت طراحی شده و او واقعا نام خود را به عنوان طراح بازی در بخش کامنت‌ها ثبت کرده است.”

بیل گیتس به شستن ظرف‌های شام علاقه دارد و اکثر شب‌ها نیز خودش ظرف‌ها را تمیز می‌کند. او می‌گوید: “دیگران برای شستن ظرف‌ها داوطلب می‌شوند اما من آنطور که خودم آن‌ها را میشویم را دوست دارم.”

یک زمان، بیل گیتس در حین مصاحبه خودش را در داخل دستشویی حبس کرد و بیرون نیامد تا آنکه خبرنگاری که او را آزار داده بود عذرخواهی کند.یکی از خبرنگارهای باسابقه‌ی مایکروسافت، ماری جو فولی (Mary Jo Foley) این داستان را تعریف کرد:
“ماجرای خنده‌داری بود. من به همراه چند خبرنگار دیگر از PC Week در حال مصاحبه با بیل گیتس در نمایشگاه

 

کامدکس (Comdex) بودیم (یکی از کنفرانس‌های بزرگ آن زمان). جان داج (John Dodge) نیز در آن جا حضور داشت. استایل مصاحبه‌ی جان بسیار با من فرق می‌کند. او یکی از بهترین مدیرانی است که تاکنون داشته‌ام اما به گونه‌ای رفتار می‌کند که افراد را تحریک کند. او واقعا در حال آزار دادن گیتس بود. بحث آن‌ها نیز بر سر موضوع بی‌اهمیتی بود، مانند تعریف بازار یا چنین چیزی.

 

گیتس رفته رفته عصبانی‌تر شد. ناگهان او از جایش بلند شد، به داخل اتاق دستشویی رفت و بیرون نیامد. او گفت: “من بیرون نمی‌آیم تا اینکه جان عذرخواهی کند.” جان نیز به پشت در رفت و عذرخواهی کرد. پس از این کار، گیتس بیرون آمد.
در آن زمان‌ها، بیل گیتس آدم متفاوتی بود. او پس از به دنیا آمدن بچه‌هایش واقعا تغییر کرد.

 

او در گذشته یکی از همان شخصیت‌های قدرتمند و نافذ دنیای فناوری بود. اما ناگهان رفتارش انسانی‌تر شد. زمانی که من این داستان‌ها را از گذشته‌ی بیل گیتس برای مردم تعریف می‌کنم، آن‌ها تعجب می‌کنند و می گویند: “بیل گیتس؟ واقعا؟””

اما مشهورترین مصاحبه‌ی بیل گیتس به سال ۱۹۹۴ بر می‌گردد که در حین صحبت با مجری شبکه CBS، کانی چانگ (Connie Chung)، پس از اینکه چانگ بر سر موضوع تحقیقات عدم اعتماد بر ضد مایکروسافت از او مدام سوال پرسید، گیتس با عصبانیت و ناراحتی مصاحبه را ترک کرد.

 

در سال ۲۰۱۴ او در سایت پرسش و پاسخ Reddit بیان کرد که توانایی پرش وی با گذر زمان ضعیف‌تر شده: “مراقب باشید! در صورتی که نتوانید به درستی بپرید، آسیب خواهید دید.”

این خانم به عنوان جذاب ترین نویسنده انتخاب شد (عکس)

تینا فی متولد ۱۸مه ۱۹۷۰در فیلادلفیا می باشد و بازیگر فیلمهای کمدی و نویسنده مشهور آمریکایی است.وی بیش از هر چیز بخاطر ایفای نقش در برنامه هفتگی ساتردی نایت لایو از شبکه ان بی سی مشهور است.وی دانش آموخته دانشگاه ویرجینیا است و یک بار به عنوان زیباترین نویسنده نیز انتخاب شده است.

احساسی ترین نویسنده زن جهان

 

جوایز نوبل 2016 به چه کسانی رسید؟

جوایز نوبل 2016 به چه کسانی رسید؟

جوایز نوبل امسال هم اهدا شدند و اشخاص برتر دنیا در 6 زمینه مختلف پزشکی, شیمی, فیزیک, اقتصاد, ادبیات و صلح جوایز خود را دریافت کردند. بار دیگر در اوایل ماه اکتبر شاهد برگزاری بزرگترین رویداد علمی جهان بودیم. برندگان خوش شانس و البته شایسته جایزه نوبل 2016 در بخش‌های فیزیک، شیمی و پزشکی معرفی شدند که بیشتر آنها از قاره اروپا بودند و قاره آسیا نیز در این بین یک نماینده داشت.جوایز نوبل 2016 به چه کسانی رسید؟

جوایز نوبل 2016 به چه کسانی رسید؟

 

همزمان با اوایل ماه اکتبر یعنی سالگرد درگذشت آلفرد نوبل، آکادمی سلطنتی علوم سوئد مراسم نوبل 2016 را برگزار کرد و در میان برندگان خبری از آمریکایی‌ها و آفریقایی‌ها نبود. جوایز امسال به اروپایی‌ها رسید و تنها یک ژاپنی به عنوان نماینده آسیا موفق به دریافت نوبل 2016 شد تا قاره کهن نیز در این مراسم به افتخار نماند. مراسم امسال و مشخص شدن برندگان با نکات جالبی همراه بود که مرور آنها خالی از لطف نیست.

 

مروری بر جوایز علمی نوبل 2016

جایزه نوبل پزشکی 2016

«یوشینوری اوسومی» از کشور ژاپن تنها نماینده غیر اروپایی در میان برندگان نوبل امسال بود که به دلیل تحقیقات در زمینه مکانیزم‌های بازسازی سلولهای بدن یا اتوفاژی این افتخار را کسب کرد. برنده شدن یک ژاپنی آن هم به تنهایی از نکات قابل توجه نوبل پزشکی به شمار می‌رود.

اوسومی تحقیقات خود را از چندین سال پیش آغاز کرد و به این نتیجه رسید که سلولهای بدن انسان سم زدایی کرده و خود را درمان می‌کنند. سال‌هاست که دانشمندان و پزشکان به دنبال کشف مکانیسم اتوفاژی و پروتئین‌های دخیل در آن هستند که یوشینوری اوسومی نیز یکی از پیشتازان این مسئله بود و سرانجام موفق شد صد و هفتمین جایزه نوبل پزشکی را از آن خود کند.

 

از سال 1901 تا کنون 107 جایزه نوبل در حوزه پزشکی اعطا شده و 12 زن موفق شده‌اند به این افتخار دست پیدا کنند. همچنین تاکنون 38 جایزه پزشکی تنها به یک نفر تعلق گرفته و در سایر موارد این جایزه به طور مشترک به چند دانشمند رسیده است.

 

«فردریک بانتینگ» با 32 سال سن و به دلیل کشف انسولین در سال 1923 به عنوان جوانترین برنده نوبل پزشکی شناخته شده و «پیتون روز» 87 ساله نیز مسن‌ترین برنده نوبل تا کنون است. پیتون روز در سال 1966 به دلیل کشف ویروس‌های ایجاد کننده تومور موفق به کسب نوبل شد.

 

نوبل پزشکی در سال گذشته به «ویلیام کمپل» از ایرلند و «ساتوشی اومورا» از ژاپن و «یویوتو» از چین رسید. این سه دانشمند در زمینه درمان عفونت ناشی از انگل کرم‌های گرد و درمان مالاریا به کشفیاتی رسیده بودند و به همین خاطر شایسته کسب جایزه نوبل شدند.

 

جایزه نوبل فیزیک 2016

از دید کارشناسان و دانشمندان، نوبل فیزیک را می‌توان مهم‌ترین بخش این مراسم دانست. امسال سه دانشمند از بریتانیا به نام‌های «دیوید تولس»، «دانکن هالدان» و «مایکل کاستلریتز» برای کشف نظری مراحل توپولوژیک یک ماده توانستند برنده جایزه نوبل 2016 فیزیک شوند.

 

این دانشمندان موفق شدند رفتار غیرمنتظره‌ای را از مواد جامد کشف کنند و درک جدیدی را از جهانی ناشناخته ارائه دادند که در آن ماده حالت‌های عجیبی را به خود می‌گیرد. این سه دانشمند بریتانیایی برای این تحقیقات از مفاهیم توپولوژیکی در فیزیک استفاده کردند.

جایزه نوبل فیزیک در سال 2015 به «تاکاگی کاجیتا» از ژاپن و «آرتور بی مک دونالد» از کانادا به دلیل کشف نوسانات نوترینو رسیده بود. این جایزه به عنوان معتبرترین جایزه در حوزه فیزیک محسوب شده و هر ساله در استکهلم سوئد برگزار می‌شود و یک مدال طلا به همراه دیپلم افتخار به برندگان اعطا خواهد شد.

 

از سال 1910 تا کنون 109 جایزه نوبل فیزیک اعطا شده که در این میان 47 نوبل برنده انفرادی داشته و در سایر موارد مشترک بوده است. «جان باردین» تنها دانشمندی است که موفق شده دو بار این جایزه را دریافت کند. «ماری کوری» و «ماریا ژئوپرت مایر» هم به عنوان تنها زنانی شناخته می‌شوند که این جایزه مهم را از آن خود کردند. میانگین سنی برندگان نوبل فیزیک در طول دوره‌های گذشته 55 سال بوده است.

 

جایزه نوبل شیمی 2016

سه دانشمند اروپایی افتخار کسب جایزه نوبل 2016 در بخش شیمی را نصیب خود کردند. «ژان پیر ساونج» شیمیدان مطرح فرانسوی، «برنارد فرینگا» شیمیدان هلندی و «فریزر استادرت» از اسکاتلند به دلیل سنتز ماشین آلات مولکولی موفق به دریافت این جایزه شدند.

 

این دانشمندان تحول بزرگی را در ساخت ریزترین ماشین آلات دنیا به وجود آوردند و بر این اساس امکان ساخت موتورها، خودروها و یا حتی خرد کننده‌های دانه‌های قهوه در ابعاد نانویی به وجود آمده است.

این ماشین آلات در تولید مواد جدید و حسگرها و غیره کاربرد زیادی خواهند داشت. ژان پیر ساونج از سال 1983 جرقه این کار را زد و موفقیت بزرگی را در مرتبط ساختن دو مولکول در یک زنجیره به دست آورد.کمیته نوبل در این خصوص گفته است که این موتورهای مولکولی وضعیت موتورهای الکتریکی در سال 1830 را خواهند داشت. در آن زمان دانشمندان چرخ‌های مختلفی را می‌ساختند

 

اما نمی‌دانستند که روزی آن دستگاه‌ها به قطارهای برقی، ماشین‌های لباسشویی، غذا سازها و سایر ماشین آلات تبدیل خواهد شد. اکنون دانشمندان پیش بینی می‌کنند که در آینده دنیای ما بر پایه ماشین‌های ریز و غیر قابل مشاهده بنا شود.

 

در سال گذشته نیز سه دانشمند موفق شدند برنده جایزه نوبل شیمی شوند. «توماس لیندال» از سوئد، «عزیز سانچار» از ترکیه و «پول مولدریچ» از آمریکا برای مکانیزم ترمیم DNA جایزه نوبل شیمی 2015 را دریافت کرده بودند.

 

جوایز نوبل فیزیک، شیمی و پزشکی به عنوان مهم‌ترین جوایز نوبل شناخته می‌شوند اما این مراسم در بخش‌های دیگری هم برگزار می‌شود. جایزه صلح نوبل هر ساله توسط کمیته وابسته به پارلمان نروژ اعطا می‌شود و امسال «خوزه مانوئل سانتوس» رئیس جمهور کلمبیا به دلیل پایان دادن به جنگ 50 ساله با شورشیان فارک این جایزه را از آن خود کرد.

 

نوبل ادبیات و اقتصاد نیز دیگر جوایزی هستند که توسط آکادمی سوئد و فرهنگستان سلطنتی علوم سوئد به برترین‌ها در حوزه خود تعلق می‌گیرد.

 

جملاتی از چگونگی موفقیت از زبان افراد معروف

زندگی معمولی انسان بی برنامه، سردرگم، بی هیجان و ناخوشایند به نظر می آید. تنها آنهایی که به ماجراهای زندگی به عنوان شانسی از میان شانس ها نگاه می کنند که خودشان آن را برای خودشان ایجاد کرده اندجملاتی از چگونگی موفقیت از زبان افراد معروف

جملاتی از چگونگی موفقیت از زبان افراد معروف

افراد مشهور و پولدار هر یک داستان های جالبی برای خود دارند و خواندن سرگذشت هر یک از آنها می تواند راهگشای خوبی برای آنان که انگیزه موفقیت دارند، باشند.

فرقی نمی کند اپرا وینفری باشی یا پیر امیدیار! مهم این است که بخواهی موفق شوی و خسته و درمانده نشوی در این راه سخت، اگر هم شدی دوباره خودت، خودت را شارژ کنی و ادامه راه …

در این راه البته شنیدن حرف های کسانی که موفق شده اند و درس گرفتن از تجربه آنها چون چشمه آب جوشانی است در بیابان.

در این گزارش 10 جمله از 10 شخصیت مشهور و پولدار دنیا را عینا برای شما نقل می کنیم، بقیه اش دیگر با خودتان:

1 – اپرا وینفری، مجری، بازیگر و تهیه کننده آمریکایی، ثروت: 2/7 میلیارد دلار

شما به آن چیزی می رسید که به آن باور دارید. جایگاهی که امروز دارید، ریشه در باوری دارد که داشته اید.

2 – پیر امیدیار، موسس و رئیس ایرانی شرکت eBay ثروت: 6/7 میلیارد دلار

آنچه ما هر روز اینجا می گوییم این است که موفقیت ما کاملا بستگی به موفقیت هم گروه ها و موفقیت اجتماع مان دارد.

عکس پیر امیدیار موسس شرکت ebay

3 – کارل آلبرشت، کارآفرین آلمانی و موسس فروشگاه های زنجیره ای آلدی، ثروت: 25/4 میلیارد دلار

زندگی معمولی انسان بی برنامه، سردرگم، بی هیجان و ناخوشایند به نظر می آید. تنها آنهایی که به ماجراهای زندگی به عنوان شانسی از میان شانس ها نگاه می کنند که خودشان آن را برای خودشان ایجاد کرده اند، می توانند کنترل زندگی خود را کاملا در دست بگیرند.

 – موکش آنبانی، تاجر بزرگ هندی و صاحب صنایع ریلاینس ، ثروت: 22/3 میلیارد دلار

من فکر می کنم باور بنیادین ما این است که برای ما رشد و پیشرفت، روشی برای زندگی است و می بایست همواره در حال رشد و پیشرفت باشیم.

5 – مایکل بلومبرگ، یکصد و هشتمین شهردار و صاحب شبکه بورسی نیویورک، ثروت: 22 میلیارد ریال

کار و تلاش سخت مبنای موفقیت در شرکت من بوده است

6 – ولید بن طلال آل سعود، شاهزاده سعودی، ثروت: 18 میلیارد دلار

اگر بخواهم کاری را انجام دهم، یا کامل و بی نقص انجام می دهم یا اصلا به سراغش نمی روم.

7 – مایکل دل، موسس شرکت کامپیوتری دل کامپیوترز، ثروت: 15/9 میلیارد دلار

با کنجکاوی و نگاه به فرصت ها با روشی تازه است که ما همیشه راه و مسیر خود در دل را مشخص می کنیم.

8 – چارلز کوچ، مدیرعامل شرکت صنایع کوچ، دومین شرکت بزرگ خصوصی در آمریکا ، ثروت: 25 میلیارد دلار

نقش کسب و کار تولید کالاها و خدماتی است که زندگی مردم را بهتر کند.

9 – اندرو کارنگی، صنعتگر آمریکایی-اسکاتلندی، موسس شرکت فولاد کارنگی، ثروت: 298/3 میلیارد دلار

کسی که یک کسب وکار یا اعتبار آن را تمام و کمال برای خود بخواهد، نمی تواند کسب و کاری عالی راه اندازی کند.

10 – تونی هسیه، مدیرعامل فعلی فروشگاه آنلاین کفش و لباس زاپوس، ثروت: 840 میلیون دلار

تعریف نهایی موفقیت این است: شما می توانید با از دست دادن همه آنچه دارید، مشکل پیدا نکنید. شادی ها بر مبنای عوامل بیرونی نیستند.

دختری فوتبالیست زیباترین بانوی شایسته انگلیس + عکس

کاپیتان یک تیم فوتبال بانوان امیدوار است که بتواند در ماه آینده جایگاه تیم خود را در جدول لیگ بهبود بخشد، اما پیروزی او هیچ چیزی در زمین برای او به ارمغان نمی آورد.به گزارش پارس ناز کورال بیری 18 ساله در رقابت پایانی بانوی شایسته که ماه اخیر در انگلیس بر گذار شد کفش های ورزشی خود را به جای کفش پاشنه دار پوشید تا بتواند نظر داوران این رقابت را با مهارت های پا به توپ خود جلب کند.کورال  قبلا طرفداران زیادی داشت که به تماشای بازی وی در تیم لیتون بانوان(ویکسنز) می آمدند.
او که در پست هافبک میانی بازی می کرد اکنون می بایست با 60 ملکه زیبایی دیگر در رقابت پایانی بانوی شایسته که در لستر انگلستان برگذار شد به رقابت می پرداخت. او میگوید: من بسیار مضطرب بودم چون که قبل از این هیچگاه در چنین رقابتی شرکت نکرده امکورال بعد از اینکه دوستانش به شوخی از او خواستند در رقابت بانوی شایسته انگلیس شرکت کند، نشان داد که به راحتی می ‌تواند به مرحله پایانی راه پیدا کند.
او در این رقابت به مقام اول رسید ولی در نهایت به خاطر نداشتن گذرنامه بریتانیایی رد صلاحیت شد.و نوجوان 17 ساله لهستانی “کلودیا زباک” به جای او مقام اول را بدست آورد.به گزارش پارس ناز به برنده رقابت های بانوی شایسته انگلیس یک سفر تشریفاتی به موریس می دهند و شانس شرکت در رقابت های جهانی را بدست می آورد.
ورال می‌گوید: هر ساله دختران زیادی برای بدست آوردن مقام بانوی شایسته تلاش می‌کنند، اما این اولین حضور من در این رقابت‌ هاست، شاید بعدها بتوانم بانوی شایسته شوم، من از بچگی عاشق فوتبال بودم و هنوز هم هستم. من طرفداران زیادی دارم که هر هفته  من را تشویق می‌ کنند.

این خانم ایرانی با اراده ترین زن ایران نام گرفته است + عکس

پولدارترین زن ایران

سیمین فراهانی مادر سه فرزند است. دختر بزرگش دکترای علوم سیاسی دارد، دختر دیگرش فوق لیسانس ارتباطات است و پسر کوچکش هنوز دانشجوست و می‌خواهد تا مدارج بالای تحصیلی برود. او نه سال پیش اعتیادش را ترک کرده و بعد از پشت سر گذاشتن کلاس‌های مشاوره در دانشگاه شهیدبهشتی و دوره‌های کاهش آسیب‌های اجتماعی، در کمپ‌های ترک اعتیاد خدمت کرده است.این خانم ایرانی با اراده ترین زن ایران نام گرفته است + عکس

این خانم ایرانی با اراده ترین زن ایران نام گرفته است + عکس

قرار مصاحبه با سیمین را داخل پارک گذاشتیم تا از فضای سرد و سیاهی که معتادها دارند کمی جدا شویم. به محض ورود به پارک چند پسر جوان که سیگار به دست به انتهای پارک می‌رفتند، توجه سیمین را جلب کردند. گفت‌وگو شروع شده بود اما سیمین دلش می‌خواست مصاحبه را قطع کند و برود با آنها حرف بزند و راهنمایی‌شان کند؛ همه چیز از همین سیگار شروع می‌شود.

سیگار بدترین نوع اعتیاد است. اگر الان بروم و از اینها بپرسم چرا سیگار می‌کشید؟ چرا اعتیاد دارید؟ جواب می‌دهند پدر و مادرمان سختگیرند، آزادی نداریم، سرگرمی نداریم و هزارتا بهانه دیگر اما باور کنید دردشان فقط توقع‌های بیجایی است که از زندگی دارند. دلشان می‌خواهد وقتی چشمشان را سر صبح باز می‌کنند، تمام امکانات رفاهی برایشان مهیا باشد و اگر این اتفاق نیفتد باید بروند دنبال مواد.
سیمین از وقتی که مصاحبه را شروع کرده‌ایم، مدام حواسش به دختر کوچک یکی از دوستانش هم است که همراهش آمده. خودش می‌گوید این همه مراقبت و نگرانی، از آثار باقیمانده از بیماری اعتیادش است؛ می‌بینید یک لحظه نمی‌توانم از این دختری که کنارم نشسته چشم بردارم. این، به‌خاطر اعتیادم است. اعتیاد نوعی بی‌تعادلی برای آدم به وجود می‌آورد. رفتارهای افراطی من هنوز بعد از گذشت نه سال پاکی و 12 سال عضویت در برنامه معتادان گمنام، از من جدا نشده است.
سیمین در یک خانواده محدود بزرگ شده. برای همین سرمنشا اعتیادش را هم رفتارهای افراطی و محدودکننده خانواده‌اش می‌داند؛ من در یک خانواده خاص بزرگ شدم؛ کنار پدر و مادری که مدام مرا از ارتباط برقرار کردن با دیگران می‌ترساندند. من بعد از ازدواج حتی با داشتن فرزند از مادرم می‌ترسیدم و جرات نمی‌کردم با کسی ارتباط برقرار کنم. همسایه‌ هایم را نمی‌شناختم. همین افراط و تفریط‌ها مرا از راه به در کرد. بعد از ازدواج هم با شوهرم که اعتیاد داشت، شروع کردیم به مصرف مواد. تخریب من 12 سال طول کشید.شیشه بدقیافه
مواد مصرفی سیمین شیره و تریاک بود. او مواد محرک را تجربه نکرده اما می‌گوید: مخدر و محرک هیچ فرقی با هم ندارند. تریاک روی شیره جان آدم و استخوان‌ها تاثیر می‌گذارد، شیشه و مواد صنعتی روی مغز و روح. با این مواد جدید یک روز صبح از خواب که بیدار می‌شوی، می‌بینی دیوانه شده‌ای و مدام توهمات رنگارنگ در سرت می‌چرخد و دیگر هر کار کنی، نمی‌توانی به زندگی عادی هم سن و سال‌های خودت برگردی.

او حدود 12 سال قبل تصمیم گرفت برای اولین بار در زندگی‌اش مواد مخدر را کنار بگذارد: از ترس قانون بود که اولین بار خواستم ترک کنم. سال 76 بود. ماموران آمده بودند همسرم را به جرم نگهداری و فروش مواد مخدر دستگیر کنند. من آن زمان فقط یک مصرف کننده بودم؛ به همین دلیل سه روز در اسلامشهر بازداشت شدم. بعد از آزادی ، با جلسات 12قدمی آشنا شدم.

فکرهای هیچ چیز
زمانی که سیمین از بازداشتگاه آزاد شد، خبری را در روزنامه درباره این کلاس‌ها و جلسات خواند.
اما آن زمان شرایط ترک مثل الان نبود. تا چند سال قبل معتاد مجرم بود و کسی به او برای ترک کمک نمی‌کرد؛ برای همین ترک کردن پر از درد و پنهانکاری بود؛ در انزوای کامل مشغول مصرف مواد بودم. با کسی رفت و آمد نمی‌کردم چون فقط در خانه خودم می‌توانستم مواد را راحت و بی‌دردسر مصرف کنم.

کارم به‌جایی رسیده بود که سه – چهار ساعت سرم را می‌گرفتم پایین و فکر می‌کردم. می‌دانید به چه چیزی؟ به هیچ چیز. این حالت فقط افسردگی و احساس از دست رفتن و از دست دادن و بیهودگی بود. بعد از خواندن آن خبر، در خانه درد کشیدم و دوران ترک فیزیکی را گذراندم، بعد هم به جلسات وصل شدم؛ جلساتی که رفتن به آنها برایم به شدت سخت بود. من تنها زنی بودم که بین آن همه مرد رفت و آمد می‌کردم و از این حالت معذب بودم اما پاکی‌ام را دوست داشتم و دلم می‌خواست کلاس‌هایم را ادامه بدهم.

اولین زنی که در ایران به روش 12 قدمی اعتیادش را ترک کرده است، می‌گوید همه انسان‌ها به یک‌سری چیزها وابستگی دارند که از همان رفتارهای معتادگونه‌شان نشات می‌گیرد؛ پدر و مادر من در تمام عمرشان یک سیگار هم دست نگرفته‌اند اما آنها به رفتارهای پر از افراط و تفریط اعتیاد داشتند و این اعتیادشان روی من تاثیر گذاشت. خودم فکر می‌کنم ریشه اعتیاد من رفتارهای معتادگونه آنها در زمان کودکی است. من و چند تا از برادرهایم به خاطرهمین کارهای بی‌منطقی که پدر و مادرم انجام دادند و شرایطی که در آن قرار گرفتیم، معتاد شدیم.

صیاد در دام
هر معتادی که ترک می‌کند، ممکن است به هر دلیلی لغزش کند و دوباره به سمت مواد برود. سیمین هم بعد از سه سال و شش ماه که از پاکی‌اش گذشت، تصمیم گرفت همسرش را از شر اعتیاد خلاص کند. شوهر اما به برنامه 12قدمی او نیامد و سیمین با یک لحظه غفلت به دام او افتاد: سه سال از پاکی‌ام گذشته بود اما هنوز با شوهر مصرف‌کننده‌ام زندگی می‌کردم. من و او زندگی‌مان را دوست داشتیم و دلمان نمی‌خواست از همدیگر جدا شویم. یک روز که همسرم در حال مصرف بود، از من خواست درباره قدم‌های دوازده‌گانه‌مان توضیح دهم.

سیمین بعد از اینکه شنید همسرش می‌خواهد اعتیادش را کنار بگذارد،بدون در نظر گرفتن شرایط او که مشغول مصرف مواد بود،با شور و شوق به سراغ او رفت؛ بعد از شنیدن حرفش آن‌قدر خوشحال شدم که شرایط خودم و امکان وسوسه شدن را در نظر نگرفتم و شروع کردم به توضیح دادن قدم‌ها. مدتی گذشت و احساس کردم پلک‌هایم ورم کرده و سنگین شده.

مدام پشت هم سیگار می‌کشیدم. حالت نشئگی داشتم. صبح با بچه‌ها تماس گرفتم و از حال و روزم حرف زدم. همه می‌گفتند همسرت بدون اینکه متوجه شوی، مواد مخدر به تو داده. او بعدها اعتراف کرد در چایی من تریاک انداخته بوده. تجربه خوبی بود که باعث شد بعد از آن اتفاق از همسرم جدا شوم و با فرزندانم زندگی جدیدی را شروع کنم.

به بوی کباب می‌آیند
دلیل اعتیاد زن‌ها به مواد مخدر را یک زن بهتر می‌تواند درک کند. سیمین شرایط خودش را با زن‌های معتاد امروزی زمین تا آسمان متفاوت می‌داند؛ سن و سال زیادی نداشتم که ازدواج کردم. هر وقت برایم مهمان می‌آمد یا از کار خانه خسته می‌شدم می‌رفتم پای بساط و چند تا دود می‌گرفتم اما زن‌ها ودخترهای امروزی که متاسفانه تعدادشان بسیار زیاد است هر وقت می‌خواهند احساس لذت کنند می‌روند سمت مواد مخدر و معتاد می‌شوند.

من سال‌ های زیادی را در کمپ‌های زنانه شهرهای مختلف خدمت کرده‌ام. پای درد دل خیلی‌ها نشسته‌ام. باور کنید خیلی از آنها فقط دنبال لذت هستند اما نمی‌دانند چیزی که در مواد است ذلت است نه لذت. من از دختر دو ساله‌ای که به کمپ قم برای ترک اعتیاد آمده بود دیده‌ام تا زن‌های 70-60 ساله. آنها به این دلیل معتاد می‌شوند که تربیت خانوادگی خوبی ندارند.

سیمین حالا در خانواده خودش جایگاه خوبی دارد و می‌تواند بدون جنگ و دعوا با بچه‌هایش حرف بزند؛ زمان مصرف مدام با نزدیکانم بحث و دعوا داشتم. همیشه امری صحبت می‌کردم. برای همه جا یک قانون داشتم و فکر می‌کردم رفتار و قانونی که من می‌شناسم درست است. نمی‌دانستم باید خیلی چیزها را تفکیک کرد. امروز ترس دارم از اینکه به کسی آسیب برسانم. مراقبم تا به خودم آسیب نرسانم چون من سخت می‌توانم حال خودم را خوب کنم.

امروز با بچه‌هایم آرام صحبت می‌کنم و می‌دانم با داماد و عروسم باید چه رفتاری داشته باشم. به آنها پیشنهاد می‌دهم و دیگر خبری از امر و نهی نیست.سیمین با گذشت این همه سال ترک مواد مخدر و فاصله گرفتن از روزهای اعتیاد دیگر با وسوسه کنار آمده؛ این روزها دیگر از وسوسه به آن شکلی که سال‌های اول سراغم می‌آمد خبری نیست. الان می‌دانم که باید در مقابل وسوسه‌ام چه‌کار کنم. امروز با آموزش‌هایی که دیده‌ام جعبه ابزاری دارم که در آن دنبال ابزار مقابله می‌گردم و جلوی وسوسه‌ام را می‌گیرم.

اگرچه حالا نگاه جامعه ما به اعتیاد بهتر از قبل شده اما هنوز وقتی می‌فهمند زنی اعتیاد داشته یک طور دیگر درباره‌اش حرف می‌زنند؛ از مردم می‌خواهم نگاهشان را به زن‌های معتاد عوض کنند. آنها بعد از مدت‌ها، زندگی‌شان را سر و سامان داده‌اند و می‌خواهند زندگی تازه‌ای را شروع کنند. اگر قبلا هم دنبال اعتیاد رفته‌اند به‌خاطر بیماری فعالشان بوده. ما باید در هر جایگاهی هستیم به دیگران فرصت زندگی کردن بدهیم. شاید روزی خودمان به جایگاهی برسیم که برای بهتر زندگی کردن دنبال فرصت باشیم.

گاهی اوقات اگر بخواهی یک معتاد را نصیحت کنی ممکن است رفتار خوبی از خودش نشان ندهد و ماجرا حتی تا مرز درگیری هم پیش برود.اما سیمین که سال‌ها راهنمای معتادان بوده است می‌گوید از این چیزها نمی‌ترسد؛ تا جایی که بتوانم به معتادها پیام می‌دهم بدون هیچ ترسی. من معتاد را نه خلافکار می‌دانم و نه مجرم. هیچ ترسی هم ندارم. می‌روم، پیام می‌دهم و برای تمامشان هم دعا می‌کنم.

سیمین امروز دیگر به قول خودش دنبال لوس بازی نیست و از مصاحبه و انداختن عکس نمی‌ترسد؛ از مصاحبه ترسی ندارم. حتی اگر بتوانم به دو تا زن مثل خودم پیام ترک اعتیاد را برسانم و جرقه‌ای در ذهنشان بزنم ارزشش را دارد.