شرط بندی اینترنتی یا قمار ؟ مراقب خود باشید!

شرط بندی اینترنتی یا قمار؟ مراقب خود باشید,قمار یا اصطلاح امروزی اش «شرط بندی»، مدت هاست که یکی از رایج ترین شیوه های کلاهبرداران برای سرکیسه کردن طعمه هایشان شده است.شرط بندی اینترنتی یا قمار ؟ مراقب خود باشید!

شرط بندی اینترنتی یا قمار ؟ مراقب خود باشید!

 

هفته گذشته ماموران پلیس فتای استان مازندران، پس از مدت ها تحقیقات تخصصی توانستند با شناسایی 56 سایت شرط بندی، دستکم 70 گرداننده این سایت ها را که در جریان فعالیت های خود دست به کلاهبرداری 84 میلیارد تومانی از طعمه هایشان زده بودند دستگیر کنند.

 

یکی از کسانی که در دام این سایت ها گرفتار شده بود، مرد جوانی بود که حتی گوشش را در این شرط بندی ها از دست داد اما ماجرا چه بود؟

 

ماجرای شرط بندی ها، مدتی قبل به پلیس فتای استان مازندران اعلام شد، چند مالباخته که پول های زیادی در جریان این شرط بندی ها از دست داده بودند، دل به دریا زدند و با مراجعه به پلیس، از باخت میلیونی خود در سایت بخت آزمایی و شرط بندی خبر دادند.

شکایت آنها از یک طرف و گلایه های خانواده هایی که فرزندانشان اسیر سایت های شرط بندی شده بودند

 

از سوی دیگر باعث شد تا سرپرست دادسرای ویژه جرایم رایانه ای ساری، شخصا وارد ماجرا شود و با هماهنگی های قضایی، تیمی از ماموران پلیس فتای استان مازندران به فرماندهی سرهنگ رستمی، رییس پلیس فتای این استان وارد عمل شوند تا به فعالیت این سایت های کلاهبرداری پایان دهند.

 

از همان زمان بود که تحقیقات تخصصی ماموران شروع شد و آنها توانستند در جراین نخستین مرحله از این طرح بزرگ که از حدود سه ماه پیش شروع شد، سایت های زیادی را شناسایی و فیلتر کرده و همچنین تعداد زیادی از گردانندگان این سایت ها را دستگیر کنند

 

اما این پایان کار نبود چرا که تحقیقات ماموران ادامه یافت و ماموران در دومین مرحله از این طرح که طی یک ماه گذشته انجام شد، 56 سایت را شناسایی و 74 سرشاخه و گرداننده این سایت ها را در مازندران و سه استان دیگر دستگیر کردند.

 

بررسی گردش مالی این شرط بندی ها نشان می داد که متهمان دستگیر شده تاکنون دستکم 84 میلیارد تومان از طریق شرط بندی از طعمه هایشان کلاهبرداری کرده اند.

 

فرمانده انتظامی استان مازندران می گوید: گردانندگان این سایت ها اینگونه عمل می کردند که ابتدا فهرستی از انواع مسابقات فوتبال داخلی و خارجی در سایت قرار می دادند

 

و بعد، از بازدیدکنندگان می خواستند برای پیش بینی مسابقات در اول هفته، میان هفته و پایان هفته آن هم به صورت تک بازی و چند بازی، عضو سایت شوند و برای این پیش بینی ها مبالغی به حسابی که در سایت قرار داده شده بود واریز کنند.

 

سردار جعفری نسب ادامه می دهد: متهمان برای قانونی جلوه دادن فعالیت سایت هایشان شگرد ویژه ای داشتند.

 

آنها ابتدا سئوالاتی از مراجع تقلید درباره فعالیت در زمینه هایی مثل امور خیریه می پرسیدند و بعد جواب این استفتائات را در سایت قرار می دادند تا کسانی کهوارد سایت شوند تصور کنند که حتی مراجع تقلید هم گفته اند که فعالیت این سایت ها منعی ندارد.

 

به این ترتیب نقشه های خود را عملی می کردند و از این طریق سر صدها نفر کلاه گذاشته و میلیاردها تومان به جیب زدند.

 

همیشه بازنده بودم
آرش یکی از مالباختگان سایت های قماربازی یا همان شرط بندی است، به گفته خودش او همیشه بازنده بوده و اگر هم یک بار برنده می شد،

 

طمع رسیدن به پول بیشتر، باعث می شد تا تمام پولی را که به دست آورده بود، در قمار بعدی بگذارد و در نهایت با باخت، برمی گشت سر خانه اولش.

 

بعد از مدت زمانی که آرش، خانه و املاک پدری اش را در قمار باخت، از یکی از دوستانش پول گرفت اما باخت در این قمار نه تنها باعث شد تا او پولش را از دست بدهد بلکه او یک گوش خود را هم بر سر شرط بندی از دست داد.

 

پسر 22 ساله که بیش از 8 سال در شرط بندی ها شرکت می کند، در گفتگو با سرنخ از جزییات این قمار می گوید.

 

چند سال داری؟
– الان 22 سالم است.
چطور شد که وارد شرط بندی شدی؟
– سال 81 تصادف کردم و همین مسئله باعث شد که وارد شرط بندی شوم.

چه رابطه ای بین تصادف و شرط بندی وجود دارد؟

– زمانی که تصادف کردم، راننده فرار کرد و پدرم خانه اش را فروخت تا خرج درمان مرا بدهد. او زندگی اش را فروخت و من شرمنده کاری بودم که او انجام داده بود. به همین دلیل تصمیم گرفتم تا پول هایی که پدرم از دست داده بود را به اوپس بدهم و کارش را جبران کنم.

 

چه سالی شرط بندی را شروع کردی؟
– سال 85 بود که شرط بندی را شروع کردم. آن اوایل برگه بازی می خریدم. برگه ها را همه جا می توانید تهیه کنید.

 

از بقالی و سوپرمارکت گرفته تا کیوسک های روزنامه فروشی. این برگه ها شامل 15 بازی بود، این برگه ها را هزار تومان می خریدم. از 15 بازی، 10 بازی را باید درست حدس می زدم تا برنده شوم.

 

آن زمان چند سال داشتی؟
– خیلی سنم کم بود. شاید مدتی بعد از اینکه بهبودی کامل پیدا کردم. چون تصادف که کردم حالم خیلی بد شد و زمان زیادی در بستر بیماری بودم.

 

چه کسی شرط بندی را به تو معرفی کرد؟
– هیچ کس. این برگه ها همه جا هست و بارها و بارها دیده بودم، از طرفی کم سن و سال بودم و متوجه نبودم کاری که دارم انجام می دهم درست نیست.

 

بعد از اینکه بزرگ شدی چرا به این کار ادامه دادی؟
– وقتی افتادم در این کار، همه اش منتظر بودم که یک بار ببرم، آن هم یک مبلغ هنگفت و سنگین تا جبرانی بر آنچه از دست داده بودم باشد. به همین دلیل در شرط بندی بعدی شرکت می کردم و باز هم باخت بود و باخت.

 

برای این برگه ها چقدر هزینه می کردی؟
– برگه ها هزار تومان بود و هر کسی بسته به توانایی مالی اش مقداری پول برای این کار می گذاشت.

 

یعنی هر چقدر پول بیشتر می گذاشتی برگه های بیشتری می خریدی؟
– نه اینطور نبود. برگه ها هزار تومان بود اما شانس ها با پرداخت پول بیشتر، بیشتر می شد. مثلا کسی که یک میلیون تومان می داد با من که هزار تومان می دادم شرایطش فرق داشت.

 

او فقط باید سه بازی را درست حدس می زد و 12 بازی دیگرش را می بست، به این معنا که 12 بازی برای او برد محسوب می شد و سه بازی را باید درست حدس می زد تا جایزه اصلی را بگیرد اما من که هزار تومان داده بودم، باید همه بازی ها را درست حدس می زدم.

 

بعد از برنده شدن برگه تان، چه اتفاقی می افتاد؟
– همه مبالغی که برای این شرط بندی از سوی شرکت کنندگان گذاشته می شد، جمع می شد. 25 درصد این پول برای شرکتی بود که این شرط بندی را راه انداخته بود. 75 درصد بعدی برای نفرات اول و دوم بود.

 

مثلا اگر 150 میلیون تومان جمع شده بود، حدود 50 میلیون را شرکت برمی داشت.

 

100 میلیون باقی مانده 25 میلیون برای نفرات دوم بود و 75 میلیون برای نفرات اول. تعداد نفرات اول متفاوت بود، گاهی مواقع این تعداد زیاد و گاهی به تعداد انگشتان دست بود و این مبلغ به تعداد تقسیم می شد و به هر کسی پولی می رسید. مثلا یک دفعه 18 میلیون تومان به هر برنده تعلق گرفت.

بعد از اینکه برنده می شدید چه اتفاقی می افتاد؟

– برگه را نزد همان کسی که از او خریده بودیم می بردیم تا مهر بزند. بعد باید می دیدیم که اسم ما در فوتوکل وجود دارد یا نه! اگر اسم ما در فوتوکل وجود نداشت با آنکه برنده بودیم اما هیچ پولی را نمی توانستیم دریافت کنیم.

 

فوتوکل چیست؟
– برگه هایی بودند که روی آنها، شماره سریال هایی نوشته شده بود. روی برگه های شرط بندی که ما می خریدیم، شماره سریال هایی وجود داشت که اگر برنده می شدیم و شماره سریال برگه مان هم داخل برگه فوتوکل بود، آنوقت برنده جایزه می شدیم

 

اما اگر مسابقات را درست حدس زده بودیم ولی شماره سریال برگه مان در فوتوکل نبود، بردمان ارزشی نداشت. یک دفعه یک میلیون و 600 هزار تومان بردم اما اسمم در فوتوکل نبود و هیچ پولی به من پرداخت نشد.

 

در شرط بندی آنلاین هم شرکت می کردی؟
– بله، سال 87 بود که وارد شرط بندی آنلاین شدم. شرط بندی آنلاین خیلی متفاوت با آن برگه ها بود. در آنلاین، گزینه ها دوتایی بود، برد یا باخت. و برخلاف روش برگه ای، مساوی وجود نداشت.

 

البته تفاوت های دیگری هم داشت. برای شرکت در این شرط بندی ها باید با واریز پول، حسابت را پر می کردی. اگر حساب پر نمی شد در این شرط بندی نمی توانستی شرکت کنی.

 

این بازی چیزی جز باخت به همراه ندارد. البته زمان هایی هم برد دارد اما هر چقدر که ببری دوباره آن را در قمار بعدی از دست می دهی.

 

چقدر از دست دادی؟
– همه چیزمان را از دست دادم. خانه، مغازه و زمین های پدرم را با این امید که دفعه بعدی برنده می شوم، در شرط بندی از دست دادم.

 

پولی هم برنده شدی؟
– دو مرتبه بردم، یک بار 700 هزار تومان و یک بار یک میلیون و 600 هزار تومان.

 

چقدر باختی؟
– تا حالا 300 میلیون تومان، به همراه یک گوشم.

 

گوشت را در قمار باختی؟
– نه، «به خاطر» قمار باختم. زمانی که همه پول هایم را در قمار باختم، به سراغ دوستانم رفتم و تشویق شان کردم تا آنها پول شان را در این قمار بگذارند.

 

من روی پول آنها حساب باز می کردم اما باز هم بازنده شدم. پس از مدتی، دوستم به سراغم آمد و گفت پولم را می خواهم ولی من نداشتم که پولی به او بدهم، به همین دلیل از دوستم فرصت خواستم اما او عصبانی بود و گوش من را برید تا ثابت کند که اگر پولش را ندهم، جانم در خطر است.

چطوری این کار را انجام داد؟

– یک روز زنگ خانه مان به صدا درآمد، خودم را به مقابل در رساندم که با دوستم مواجه شدم. فکر نمی کردم چنین نقشه ای در سر دارد.

 

یکدفعه او به همراه دو نفر دیگر مرا گرفتند و به انتهای کوچه بردند و گوشم را بریدند. دکتر می گفت اگر دو سانتیمتر پایین تر را بریده بودند، حتما می مردم. بعد از این ماجرا، خودکشی کردم.

 

چرا خودکشی کردی؟
– همه اموالمان را در قمار باخته بودم و از طرفی وضع جسمی ام اینطوری شده بود. به همین دلیل دست به خودکشی زدم که موفق نشدم.

 

از آنها شکایت نکردی؟
– شکایت کردم اما پرونده با گذشت حدود یک سال هنوز به دادگاه فرستاده نشده است.

 

وقتی در شرط بندی می باختی شکایت نکردی؟
– می خواستم شکایت کنم اما می گفتند اگر شکایت کنی اول از همه خودت گیر می افتی. شرط بندی و قمار غیرقانونی است؛ در حالی که واقعا در تمام این مدت اشتباه فکر می کردم.

 

وقتی شکایت کردم نه تنها با من بد برخورد نشد، بلکه پلیس فتا خیلی تلاش کرد تا عاملان این شرط بندی را دستگیر کند و تا حدودی هم موفق شدند.

 

 

منبع:مجله همشهری سرنخ

دانلودهای عجیب دخترک 10 ساله ای پدرش را شوکه کرد! +عکس

دانلودهای عجیب دخترک 10 ساله ای پدرش را شوکه کرد,پدر یک دختر10 ساله که 28 ساعت ویدئو آموزشی درست کردن نوعی دستبند را از اینترنت دانلود کرده بود ، پس از دیدن قبض تلفن به مبلغ 1،792 پوند شوکه شد.دانلودهای عجیب دخترک 10 ساله ای پدرش را شوکه کرد! +عکس

دانلودهای عجیب دخترک 10 ساله ای پدرش را شوکه کرد! +عکس

 

 

ترینیتی گراوز در طول دو هفته صدها ویدئو آموزشی را با گوشی مبایل نوکیا خود تماشا کرده بود تا آنکه سیستم وای-فای خانه از کار افتاد! این در حالی بود که پدرش فیلیپ 35 ساله خبر نداشت دخترش در حالت دانلود ویژه، مجموعه زیادی ازویدئوهای سایت یوتوب را دانلود کرده است.

 

 

ترینیتی بیش از 28 ساعت آموزش ساخت نوعی دستبند بافتنی پلاستیکی را تماشا کرده بود تا به گزارش نیک صالحی در مدرسهدوستانش را تحت تاثیر قرار دهد.

 

 

آقای گراوز پس از آمدن قبض تلفن به خانه ، با دیدن مبلغ بسیار بالای آن متعجب و شوک زده شد. او با شرکت مربوطه تماس گرفت تا قرارداد اینترنتی را لغو کند ولی آنها به عنوان هزینه کنسل کردن قرارداد، 381 پوند دیگر به مبلغ اضافه کردند.

او می گوید این شرکت اینترنتی باید درباره بالارفتن این چنینی قبض به آنها هشدار می دادند، او به این ترتیب باید وانتی که با آن کار می کند را بفروشد تا بتواند هزینه این قبض را پرداخت کند.

منبع: نیک صالحی

احسان علیخانی نسبت به توهینش به دختران معذرت خواهی کرد

احسان علیخانی نسبت به توهینش به دختران معذرت خواهی کرد پارس ناز : احسان علیخانی نسبت به انتقادات درخصوص نوع بیانش در توهین به دختران ، حرف خود را به نوعی توجیه كرد.احسان علیخانی نسبت به توهینش به دختران معذرت خواهی کرد

احسان علیخانی نسبت به توهینش به دختران معذرت خواهی کرد

 

توجیه احسان علیخانی نسبت به اظهارات اخیرش

در هشتمین روز از ماه مبارك رمضان برگ دیگری از «ماه عسل» ورق خورد.

 

احسان علیخانی پس از سلام به هموطنان عزیز و مخاطبان پر تامل برنامه خود، افزود: خوش آمدید ثانیه های «ماه عسل» نوش جانتان باشد.

 

پس از پخش تیتراژ ابتدایی ،  علیخانی درخصوص برنامه شب گذشته عنوان كرد: ما تمام تلاشمان را خواهیم كرد تا حامد و عاطفه برای عید فطر در برنامه «ماه عسل» حضور پیدا كنند.

 

پس از پخش آیتم روز گذشته علیخانی با توجه به انتقادات وارده به نوع بیانش درخصوص خواستگاری از عاطفه، ذكر این مطلب را لازم دانست و افزود: در مراسم خواستگاری تلفنی از عاطفه خانم من گفتم شوهر كم است و گویا دخترخانم ها از نوع بیان من ناراحت شدند.

 

من این مطلب را بدین علت گفتم كه جنس خودم را بیشتر می شناسم، نسل افرادی مثل پدران شما در این زمانه كم است.

 

هرچند پسران درجه یك، مرد، مسئولیت پذیر و متعهد در كشور فراوان داریم اما تعدادشان نسبت به نسل پدرانتان كم تر است و امیدوارم منقرض نشوند.

 

بنابراین اگر می خواهید ناز كنید حواستان به این بازار باشد چراكه فراوانی در آن نیست.

مرگ ناگهانی مرد ثروتمند هنگام رقص وسط مسابقه +عکس

مرگ ناگهانی مرد ثروتمند هنگام رقص وسط مسابقه

مردی که وسط مسابقه در حال رقص و حرکات موزون بود ناگهان بر زمین افتاد و جان خودرا از دست داد. برنده ي جایزه اي بزرگ روی سن دچار حمله قلبی شد و جان خودرا از دست داد ، ویدئوی تکان دهنده ي این حادثه در فضای مجازی منتشر شد که عکسهای آنرا در ادامه این بخش خبری سوزناک مشاهده می‌کنید.

مرگ تاجر هندی

 

عکسهای تاجر هندی قبل از مرگ و درحال رفتن روی سن برای دریافت جایزه

“ویشنو پاندی ” تاجر 53 ساله هندی با خوشحالی تمام بعد از آنکه نامش برای دریافت جایزه اي بزرگ فراخوانده شده بود به سمت سن رفت اما نمی‌دانست هرگز دستش به جایزه نخواهد رسید و قبل از دریافت آن جان خودرا از دست خواهد داد.

 

مرد میانسال هندی بعد از رفتن روی سن با آهنگ معروف بالیوودی شروع به انجام حرکات موزون کرد که در همان حال دچار حمله قلبی شده و روی زمین افتاد ؛ مهمانان حاضر دراین مراسم منتظر لحظه اهدای جایزه به این او بودند با دیدن این صحنه دچار بهت و حیرت شدند.

لحظه حمله قلبی و مرگ تاجر هندی قبل از دریافت جایزه

 

پس از این حادثه آقای ویشنو بلافاصله توسط چند نفر از افراد حاضر در سالن به بیمارستان منتقل شد اما پیش از رسیدن به بیمارستان جانش را از دست داد.

جریان سقوط عجیب در منطقه آرورا و آدم فضایی

منطقه ای با نام آرورا در امریکا که داستان مرموز و عحیبی دارد. برفراز آسمان این منطقه چیز عجیبی دیده شده است. داستان سقوط مشهور در «رازول» (Roswell)، تقریبا برای تمام علاقه مندان به یوفوها، شناخته شده است اما این حادثه اولین داستان در نوع خود نبود. در سال 1897 یعنی پنج سال پیش از آن که برادران رایت هواپیمای مشهور خود را به پرواز درآورند،جریان سقوط عجیب در منطقه آرورا و آدم فضایی

جریان سقوط عجیب در منطقه آرورا و آدم فضایی

 

چندین شاهد عینی ادعا کردند که یک کشتی هوایی را بر فراز منطقه «آرورا» (Aruora) در ایالت تگزاس دیده اند که در حال سقوط بوده است.در میان لاشه این وسیله بدن تغییر شکل داده شده کسی دیده می شد که به گفته روزنامه های وقت: «او به این جهان تعلق نداشت.» این پیکر در گورستان شهر دفن و کمی بعد به یک افسانه تبدیل شد.

 

در ساعات اولیه صبح 17 آوریل 1897، ساکنان منطقه آرورا در حومه شهر «فورت وورث» (Ft. Worth) در ایالت تگزاس مدعی شدند که یک کشتی هوایی عجیب از آسمان سقوط و به خانه یکی از قضات مشهور شهر برخورد کرده است.

 

به گفته شاهدان عینی، این کشتی فضایی شکلی مانند یک سیگار برگ داشته است و پس از برخورد با برج کناری منزل قاضی «پراکتور» (Proctor) منفجر شده و تکه های لاشه متلاشی شده آن در محوطه اطراف خانه، پراکنده شده است.

دو روز بعد روزنامه «Dallas Morning News» در مقاله ای گزارش داد: «حدذود ساعت شش صبح ساکنان سحرخیز آرورا ناگهان با یک کشتی هوایی روبرو شدند که اخیرا در نقاط مختلف کشور هم مشاهده شده بود. این کشتی به سمت شمال در حرکت بود و بسیار نزدیک به سطح زمین پرواز می کرد.

 

این کشتی مستقیما بر فراز میدان اصلی پرواز می کرد و پس از آن که به قسمت شمالی شهر رسید، با برج آسیاب بادی منزل قاضی پراکتور برخورد کرد. در نتیجه این برخورد، انفجاری مهیب روی داد و تکه های کشتی در اطراف پراکنده شدند. در این برخورد آسیاب بادی، مخزن آب و باغ گل آقای قاضی تخریب شده است.»

 

بر اساس افسانه ها، بسیاری از مردم این منطقه دوان دوان خود را به خانه قاضی رساندند تا به او کمک کنند اما آنچه را در مقابل خود می دیدند برای شان قابل درک نبود. مقاله روزنامه داستان را این چنین ادامه می دهد: «خلبان این کشتی، تنها کسی بود که روی آن قرار داشت.

 

با آن که بقایای بدن او در اثر انفجار به شدت تغییر شکل داده بود اما آنچه از او باقی مانده بود، نشان می داد که او به این جهان تعلق ندارد.»آقای «تی جی ویمز» که در آن زمان افسر واحد خدمات سیگنالی ارتش و یک ستاره شناس بود، مدعی شد که خلبان این کشتی هوایی، یکی از ساکنان مریخ است.

 

بنیانگذار «سازمان بین المللی یوفوها» (International UFO Bureau) یعنی «هیدن هیوز» (Hayden Hewes) در این مورد می گوید: «در آن زمان، اشاره به مریخی ها تنها در کتاب ها و داستان های علمی – تخیلی مشاهده می شد، بنابراین ادعای ویمز می تواند ریشه در مطالعه این نوع کتاب ها داشته باشد.»

 

البته کسی که در لاشه کشتی هوایی پیدا شد، زنده نماند. بر اساس داستان های محلی، یک مراسم تدفین مسیحی برای او برگزار شد و سپس او را در گورستان شهر به خاک سپردند. در مرحله بعد، تکه های لاشه این کشتی درون یک چاه ریخته شد و مردم تلاش کردند که این حادثه را به فراموشی بسپارند.

 

یک تکه سنگ کوچک روی قبر این جسد قرار داده شد تا علامتی برای آن باشد اما گذشت زمان به او این اجازه را نداد تا در آرامش ابدی اش به سر ببرد.سال های زیادی از این ماجرا گذشت و شاهدان عینی ماجرای آوریل 1897 یکی پس از دیگری از دنیا رفتند. داستان هایی که این افراد از این حادثه به یادگار گذاشتند،

 

به مرور زمان به افسانه تبدیل شد؛ افسانه ای رنگارنگ که به باور بسیاری نمی تواند چیزی جز یک داستان تخیلی باشد. مزرعه قاضی پراکتور به فرد دیگری فروخته شد. روزنامه ها دیگر چیزی در مورد این حادثه ننوشتند و علاقه به دانستن محل این قبر هم کمرنگ تر و کمرنگ تر شد اما در چند دهه اخیر، تحقیقات در مورد این حادثه دوباره از سر گرفته شد.

دوران کشتی های پرنده

«ولاس اوچریتون» (Wallace O.Chariton» نویسنده کتاب «راز بزرگ کشتی پرنده تگزاس» (The Great Texas Airship Mystery) می گوید: «زمانی که من برای اولین بار با این داستان مواجه شدم به آن از دیدگاه شکاکانه نزدیک شدم اما پس از کمی تحقیق متوجه شدم که داستان به این سادگی که همه تصور می کنند،

 

نبوده است و جنبه های دیگری هم دارد. من در ابتدا تصور می کردم که این داستان تیتر یکی از روزنامه های وقت بوده است اما بعد متوجه شدم که تنها به صورت یک خبر کوتاه در صفحه پنج آن شماره چاپ شده بود.همین طور فهمیدم که این داستان، تنها خبر در مورد کشتی های پرنده نبود.

 

در واقع در همان روزنامه بیش از 12 مقاله دیگر در مورد کشتی های پرنده چاپ شده بود. رد مجموع 16 مورد گزارش مشاهده کشتی های پرنده از افراد معتبر شهر در این روزنامه منتشر شده بود که در نوع خود، بی نظیر است.»

 

در اواخر نوامبر 1896، هزاران نفر در فاصله 2400 کیلومتری این شهر یعنی در ایالت کالیفرنیا مدعی شدند که یک کشتی پرنده را در آسمان دیده اند. در طول ماه های بعد، بیش از 20 ایالت دیگر یعنی از کالیفرنیا تا میشیگان هم به جرگه منتشر کنندگان این نوع اخبار پیوستند. در ایالت تگزاس بین ماه های آوریل و می 1897 بیش از 20 گزارش مختلف توسط صدها شهروند از این کشتی ها به اطلاع مقامات مسئول رسید.

 

آنها همگی متفق القول بودند که این کشتی ها شبیه سیگار برگ بوده اند. برخی می گفتند که آنها نورانی بوده اند و برخی هم برعکس آن را گزارش می دادند. سرعت پرواز این کشتی ها بین 250 تا 500 کیلومتر بر ساعت تخمین زده می شد. در این گزارش ها توصیفاتی از نحوه حرکت این کشتی ها می خوانیم که حتی برای وسایل پرنده امروزی هم مشکل به نظر می رسند.

 

در آن زمان، سریع ترین وسیله نقلیه، قطارهایی بودند که بیشترین سرعت شان بین 55 تا 65 کیلومتر در ساعت بود. به همین دلیل این که یک نفر مدعی حرکت یک وسیله نقلیه با سرعت 500 کیلومتر در ساعت باشد، برای هیچ کس قابل درک نبود.

 

ادامه تحقیقات

والاس چریتون تحقیقات خود را در مورد این حادثه با ردیابی افراد درگیر ماجرا دنبال کرد. نام این افراد در مقاله های روزنامه ها ذکر شده بود. او به دنبال این بود که بفهمد آیا این افراد، اصلا واقعیت خارجی داشتند یا نه؟ او با تحقیق در آرشیوهای شهر متوجه شد که آنها انسان هایی واقعی و شهروندان تگزاسی بودند.

 

واقعیت این بود که انسان های زیادی در تمام کشور چیزی غیرعادی را در آسمان مشاهده می کردند و تعداد بالای این گزارش ها به اعتبار آنها می افزود.چریتون توضیح می دهد: «ما هرگز نمی توانیم به طور قطع بدانیم که آنها چه چیزی را دیده بودند ما می توانیم مطمئن باشیم که آنها متوهم نبودند. آیا آنها یک بالن را دیده بودند؟ بله. این هم کاملا ممکن است.»

 

با این حال، بالن های هوای گرمی که در آن زمان وجود داشتند، نمی توانستند با سرعت زیاد پرواز کنند، تغییر ارتفاع بدهند یا با یک چرخش 90 درجه ای تغییر مسیر بدهند. البته در طول آن سال ها، بالن های جدیدی به عنوان اختراع، ثبت شده بود اما هیچ مدرکی وجود ندارد که این بالن ها هرگز ساخته شده یا پرواز کرده باشند.

 

با تمام این اوصاف، مردم دیدن چیزهایی را گزارش می کردند که در آن زمان توسط هیچ انسانی ساخته نشده بود.

این نوع ترکیب امکان پذیر نبود. همین طور، برخلاف موارد دیگر که کمی روی یا فلزات دیگر هم در قطعات آهنی وجود دارند، هیچ فلز دیگری درون آن وجود نداشت. نتیجه دیگری که از این آزمایش ها به دست آمد، این بود که نشان داده شد این قطعه فلزی مذاب بوده و در تماس با هوا سرد و جامد شده است.

 

بنابراین ما این طور نتیجه گرفتیم که این قطعه احتمالا در نتیجه انفجار این کشتی هوایی روی زمین افتاده و به مرور زمان درون خاک راه پیدا کرده است.»با این که در ابتدا نام آزمایشگاه به درخواست مسئولان آن فاش نشده بود اما آزمایشگاه دوم یعنی آزمایشگاه «آناستس» در تگزاس هم همین آزمایش ها را روی این قطعه انجام داد

 

و به نتایج مشابهی دست پیدا کرد. به باور مسئولان آزمایشگاه این آلیاژ می توانست در زمین به وجود آمده باشد اما ساختن آن با دقتی که در قطعه مشاهده می شد، نیازمند سازوکار بسیار پیشرفته ای بود که در آن زمان وجود نداشت.برای عده ای از یوفولوژیست ها، یافتن این قطعه به معنای داشتن مدرکی دال بر یک واقعه عجیب در این نقطه از زمین است.

 

قطعه دیگری که در این ملک از زمین بیرون آورده شد، ناگهان توجه روزنامه ها را به خود جلب کرد. این قطعه به منظور آزمایش برای دکتر «تام گری» (Tom Grey) فرستاده شد. دکتر گری که اکنون از کرسی استادی در «دانشگاه ایالتی کانزاس» (Kansas State University) بازنشسته شده است، ماجرا را این گونه شرح می دهد: «یک روز، یک آقای محترم به محل کارم آمد.

 

او چند قطعه فلزی در اختیار داشت که ظاهرا از محل سقوط یک سفینه فضایی پیدا شده بود. من آن قطعات را به خانه بردم. پدر همسرم که آنجا بود با دیدن قطعه بزرگ تر گفت: «این قطعه پمپ آب رو برای چی می خوای؟» من از همان لحظه می دانستم که با یک تکه از بدنه سفینه فضایی روبرو نیستم.»

 

او پس از آزمایش اولیه روی این قطعه و مشخص کردن این که هیچ چیز غیرعادی در آن وجود ندارد، به سراغ قطعات کوچک تر رفت. در این زمان بود که به یک موضوع عجیب پی برد. این قطعات از آهن ساخته شده بودند. او با قرار دادن این دو قطعه در میدان مغناطیسی متوجه شد که آنها هیچ گونه عکس العملی نسبت به این میدان از خود نشان نمی دهند.

 

او با یک متالورژیست تماس گرفت تا در این مورد نظر یک کارشناس را جویا شود. دوست او هم توضیح داد که آلیاژهای آهن و روی می توانند خاصیت مغناطیسی داشته یا نداشته باشند.در آن زمان، روزنامه دانشجویی دانشگاه محل کار دکتر گری، در مقاله ای مدعی شد

 

که او یک تکه آلیاژ غیرمغناطیسی را که متعلق به یک سفینه فضایی است، مورد آزمایش قرار داده است. البته در این مقاله به یافته نهایی دکتر گری مبنی بر عادی بودن وجود چنین آلیاژی اشاره نشده بود.

 

بازدید از گورستان

محققان این پرونده در مرحله بعد، گورستان را بررسی کردند. آنها ابتدا تلاش کردند تا قدیمی ترین بخش آن را کشف و کار را از آنجا شروع کنند. یکی از ساکنان آرورا به آنها گفت که باید درخت صد ساله داخل گورستان را پیدا کنند.یوفولوژیست ها هم به آنجا رفتند و در کنار این درخت، سنگ کوچکی را پیدا کردند

 

که نوعی حکاکی شبیه به یک کشتی هوایی را بر خود داشت. هنگام آزمایش زمین اطراف این سنگ با فلزیاب، همان صدایی شنیده می شد که هنگام بررسی محل حادثه شنیده شده بود. به نظر می رسید که درون زمین آنجا، فلز وجود دارد. بنابراین تصور بر این بود که شاید قطعه ای از این کشتی پرنده به همراه جسد پیدا شده، آنجا دفن شده بود.

 

آنها برای به نتیجه رسیدن تحقیقات، برای تمام اعضای انجمن گورستان آرورا نامه نوشتند و درخواست نبش قبر آن نقطه را کردند. البته برخورد این افراد هیچ کمکی به محققان نکرد، زیرا علاوه بر آن که درخواست آنها را رد کردند، از کلانتر شهر خواستند تا هنگام بازدید مجدد محققان، از ورود آنها به گورستان جلوگیری کنند و همین اتفاق هم افتاد.

 

این اتفاق حدود دو هفته ادامه داشت. سپس دوباره به این افراد اجازه داده شد تا وارد محوطه گورستان شوند. در همین زمان بود که آنها متوجه شدند این سنگ که نشانه گور مورد توجه شان بود، ناپدید شده است. مشخص نیست که چه کسی آن را جابجا کرده بود. به این ترتیب روند تحقیقات یوفولوژیست ها دوباره به مشکل برخورد.

 

با تمام این تفاصیل، بسیاری از یوفولوژیست ها هنوز این حادثه را بدون توضیح می دانند و حتی از آن به عنوان مدرکی برای اثبات وجود حیات فرازمینی یاد می کنند و هنوز هم کسانی وجود دارند که با جدیت، تحقیقات خود را در مورد این پرونده ادامه می دهند.

گفته های شاهدان
جیم مارس (او کتاب های بسیاری در زمینه یوفولوژی و نظریات توطئه به رشته تحریر در آورده است.)«جیم مارس» (Jim Mars) یکی دیگر از یوفولوژیست های حاضر در این شهر بود که توانست با شاهدان ماجرا مصاحبه کند. او در مورد تجربه اش می گوید: «یکی از این افراد، خانمی به نام «رابی هنسون»،

 

معتقد بود که این داستان، جعلی است اما بعد معلوم شد که او از شاهدان عینی ماجرا نبوده و در این اتفاق حضور فعال نداشته است. پدر او این داستان را شنیده بود و با تصور این که داستان جعلی است، آن را به دخترش منتقل کرده بود. بعد دو نفر را پیدا کردم که شاهد حادثه بودند.

 

یکی از آنها، خانم «مری آوِنز» بود که به یاد داشت چیزی آنجا سقوط کرده بود و والدینش به محل سقوط رفته بودند اما اجازه نداده بودند که دخترشان به آنجا برود. نفر بعدی، «چارلی استیونز» بود که در آن زمنان، 10 سال داشت. او برای من تعریف کرد که در حال کار کردن بود که آن کشتی را می بیند.

 

به نظر می رسید این کشتی دچار مشکل شده بود، زیرا از پشتش دود بلند می شد. او سقوط کشتی را می بیند و صدای انفجارش را می شنود. سپس از محل حادثه، دود بلند می شود.

او می خواست به محل حادثه برود اما پدرش به او این اجازه را نمی دهد. پدر او روز بعد به محل حادثه می رود و پس از بازگشت، آنچه را که دیده بود، برای پسرش بازگو می کند. او توضیح داده بود که لاشه آنچه را که سقوط کرده بود، به چشم دیده است. بنابراین ما می توانیم بگوییم که این حادثه احتمالا اتفاق افتاده بود.»

 

 

چهره باورنکردنی پدر بزرگ چینی 68 ساله که کاملا جوان و جذاب است +عکس

مرد 68 ساله چینی که اکنون پدربزرگ شده است توانسته با ورزش زندگی کاملا سالمی داشته باشد و اکنون مانند جوان 30 ساله بنظر می‌رسد. هو هاي مرد 68ساله اهل شانگهای چین برای ظاهر و روحیه بسیار جوانش بسیار مورد تحسین همگاناست و حتی دو سال پیش لقب «مدرن ترین پدربزرگ شانگهای» را ازآن خود کرده است. چهره جوانپدربزرگ چینی قطعا شما را نیز تحت تاثیر قرار خواهد داد.

احتمالا تنها با نگاه کردن به چهره هو هاي نمی‌توانید تصورش را کنید که وی متولد سال 1950 است.به گزارش سوزناک او در کودکی پدرش را از دست داد و مادرش به تنهایی او و شش خواهر و برادردیگرش را بزرگ کرد. از همان سنین کودکی وی انواع ورزش ها را انجام داد و باوجود آنکه هرگزبه صورت حرفه اي ورزش را ادامه نداد ولی یکی از دلایل ظاهر فیزیکی و روحیه جوانانه خود راورزش می‌داند.

تفاوت نه چندان زیاد عکس قدیمی آقای هو هاي با عکس جدید

 

دو سال پیش وقتی او دریک برنامه استعدادیابی محلی برای شهروندان سالمند در شانگهای شرکت کرد،برای نخستین بار نام او بر سرزبان ها افتاد، چراکه عدم هم خوانی ظاهر و رفتار پسرانه او با سنش،تماشاچی ها و داوران را کاملا شوکه کرد.پس از آنکه لقب مدرن ترین پدربزرگ را ازآن خود کرد، در انواع مختلف برنامه هاي تلویزیونی ،مجلات مد و حتی رویداد های مدلینگ حضور پیدا کرد.

وقتی از او سوال شد راز چهره بسیار جوان او دراین سن چیست، این مرد 68ساله در پاسخ گفتدر حقیقت مجموعه اي از فاکتورها دلیل آن بوده است. برای نگه داشتن تناسب اندام وی یوگا ، مدیتیشن و انجام حرکت سرو ته معلق ماندن رابه مدت 30دقیقه در روز را انجام می‌دهد. ظاهراً آخرین مورد موجب کاهش چین و چروک و جلوگیري از پیر شدن صورت و ریزش مو می‌شود.

 

در زمینه رژیم غذایی، هو هاي غذای کم ولی مقوی را ترجیح می‌دهد و همچنین از انواع مکمل ها نظیر ویتامین و قرص هاي کلاژن نیز استفاده میکند.

ولی چیزی که بیشتر از هر چیزی او را جوان تر از سنش نشان می‌دهد، رفتار اوست. او ادعا می کندهنوز احساس 20سالگی اش را دارد و می‌گوید احتمالا تا آخرین نفس همین احساس رابا خود داشته باشد.از نظر او سن تنها یک شماره است به شرط آنکه احساس جوانی داشته باشید و از این رو شماره سن روی او تاثیر نگذاشته است.

 

او در گفت و گو اي میگوید همه ی یک روز پیر خواهند شد، هیچ راهی برای اجتناب ازآن وجود ندارد.ولی اگر احساس پیری کنید و بخواهید فقط بمیرید و نخواهید چیزهای جدید یاد گرفته و تجارت جدید را امتحان کنید، به راستی پیر شده اید و دیگر مهم نیست چه سنی دارید.

چهره جوان پدربزرگ چینی جوان و زیبا

وی معتقد است هر کسی سه سن دارد سن روحی ، سن فیزیولوژیکی و سن فیزیکی. دو مورد آخرتوسط آزمایش ها و ابزارهای دکتری سنجیده میشود و آقای هو مدعی است پزشکان به او گفته اندسن فیزیکی و عملکرد وی مساوی با یک فرد 40ساله است ولی سن روحی او بسیار کمتر است.

من فکر می‌کنم سن روحی من همیشه 20ساله خواهد ماند. صرف نظر از آنچه دیگران میگویند،من 20 ساله هستم و میتوانم کارهایی که افراد 20ساله انجام می‌دهند را انجام دهم.او افزود جوانی نوعی عملکرد است و اگر اشتیاق و کنجکاوی وجود داشته باشد، می‌توانید یک زندگیمتفاوت را تجربه کنید.

روز 13 بدر (روز طبیعت) چرا سبزه را در آب می گذارند (سیزده بدر)

روز 13 بدر «روز طبیعت» چرا سبزه را در آب می گذارند

یکی از سنن نوروز ودر واقع آخرین جشن نوروز در ایران مراسم سیزده بدر در روز 13 فروردین میباشد. این روز در تقویم ایرانی به نام روز طبیعت نامگذاری شده است. دراین روز مردم به دامن طبیعت رفته و آداب خاصی مانند گره زدن سبزه یا به آب انداختن سبزه سفره هفت سین را از روی تفنن و یا با اعتقاد به فلسفه موجود دراین آیین، به جا می‌آورند.روز 13 بدر (روز طبیعت) چرا سبزه را در آب می گذارند (سیزده بدر)

روز 13 بدر (روز طبیعت) چرا سبزه را در آب می گذارند (سیزده بدر)

 

عده‌اي از مردم براین باورند که دراین روز باید برای راندن نحسی از خانه بیرون رفت و نحسی را در طبیعت به‌در کرد. دراین نوشتار سعی کردیم به این سوال پاسخ دهیم که دراین روز، چرا سبزه رابه آب می ‌اندازند؟

 

آیین گره زدن سبزه و به آب انداختن سبزه در سیزده بدر

یکی از آیین‌هاي روز سیزده فروردین، سبزه گره زدن است که بیش‌تر جوانان، اینکار را انجام می دهند. گره زدن سبزه به معنای گره زدن زندگی با طبیعت است و نشانه سبز و شاداب باقی ماندن است. بطور معمول افراد با گره زدن سبزه آرزو میکنند و برخی زمانی که گره زده میشود سبزه رابه داخل آب می اندازند و معتقدند اگر گره سبزه در آب باز شود بخت فرد نیز باز می شود و بخت با شخص یار میشود ودر نتیجه آروزها برآورده میگردد.

 

چرا سبزه رابه آب می اندازند؟

سبزه درواقع همان دانه‌هاي بارورشده است و سمبل سرسبزی در طول سال می باشد. دراین روز ایرانی‌ها این دانه بارور و سرسبز شده رابه ایزد آن یعنی آناهیتا یکی از الهه هاي ایران باستان، بر می‌گردانند تا منتظر سرسبزی بیش‌تر باشند. در واقع این روز متعلق به خدای باران می باشد ودر مراسم سیزده به‌در در گذشته دعا برای بیشتر شدن و به موقع بودن باران درسال جدید نیز وجود داشته که با گذشت زمان این رسم از میان رفته است.

آناهیتا در اساطیر ایرانی ضمن این که ایزدبانوی آبهاست، یکیدیگر از وظایف اصلی و مهمش پاک نگه داشتین زهدان‌ها و یاری رساندن در امر باروری است. در اساطیر دیگر نیز بین آب و باروری ارتباط نزدیکی وجوددارد؛ به گونه‌اي که حتی اگر خود زن بارور نشود، آب روان برایش بچه می‌آورد؛

مثلاً در مورد اسطوره ایرانی “داراب” گفته شده است که زن و مرد گازری که در آرزوی فرزند می‌سوختند، روزی سبزه شناوری را در رود می بینند و چون خود رابه آن میرسانند، با نوزادی زیبا رو مواجه می شوند. و از آنجا که او بین دار «درخت» و آب گیر کرده بود، نامش را داراب می گذراند.

این ماجرا نمونه‌هاي تاریخی مشهوری نیز دارد که یک موردش حضرت موسی علیه السلام است. مادر او نیز از ترس بازرسان فرعون، فرزند را در سبدی قیراندود میگذارد ودر نیل رها می‌سازد. رود وی را تا خانه فرعون می‌آورد و چون از میان آبش بیرون می کشند، وی را «موشا» «کشیده شده از آب» می نامند.

آب روان حکایت از زندگی و نشاط و پویایی می کند و بی‌شک با ویژگی‌هاي اساطیری آب راکد «مرداب» تفاوت دارد؛ بهمین جهت سبزه را باید در آب روان انداخت که هم زنده است و هم زندگی بخش؛ چنان که در روایات ایران باستان گفته می شود زن خراسانی اگر سترون باشد، دراین روز بر لب آب روان می نشیند و کلوخ در آن می‌اندازد و دعا می کند: «اي آب روان، تو رابه حق شاه مردان، مرا بکن آبستن» و آب روان چون زنده است، صدایش را میشنود و دعایش را بر می‌آورد.

 

هنوز هم عده اي از دختران و پسران دم بخت سبزه‌ها را گره می زنند و آرزو میکنند تا درسال جدید تشکیل خانواده دهند. البته گره زدن تنها مختص دختران و پسران دم بخت نمی‌باشد و همه ی میتوانند سبزه‌اي گره زده و آرزو کنند. برخی عقیده دارند که وقتی گره باز شود، مشکلات حل شده و آرزوی انها بر آورده می گردد.

برخی همچنین معتقدند باید سبزه را بدور انداخت یا به آب روان سپرد. در مورد این که چرا سبزه رابه آب می اندازند آن گونه پاسخ می دهند که بدی‌ها و مریضی‌ها دراین سبزه جمع شده و با به آب دادن یا به دور انداختن آن این پلیدی‌ها و مریضی‌ها از ما دور می شوند.

عکس سبه در اب روان بسیار یبا

 

لرها علاوه بر این‌ها، از آب روان می خواهند که بلا و قضای بد را هم با خودش ببرد. این است که روز سیزده هنگام بازگشت به خانه، سبزه‌هایي راکه قبلا کاشته بودند، گره میزنند و ضمن گذراندن آرزویی در دل، انها رابه رود می‌افکنند و می گویند: درد و قضا و بلا را دراین روز سیزده، با این سبزی آب ببرد.

 

بنابر این این که چرا سبزه رابه آب می اندازند به این موضوع بازمی‌گردد که امور موجود در ذهن نیاکان دور ما جنبه اساطیری و رمزی بخود می‌گرفته و به گونه‌هایي نسبتا همسان، در رفتارهای بیرونی بازتاب یافته و به امروز نیز منتقل شده است.

 

دعوت شدن جنیفر لوپز در مراسم قدرتمندترین زن سال + عکس

دعوت شدن جنیفر لوپز در مراسم قدرتمندترین زن سال , “جنیفر لوپز” در مراسم قدرتمند ترین زنان سال 2014 شرکت کرد. او که سال پیش توانسته بود این عنوان را از آن خود کند امسال نیز یکی از شانس های کسب عنوان ” قدرتمندترین زن سال ” بود. ” جنیفر لوپز” 47 ساله یک تاجر موفق، آهنگساز، ترانه سرا، خواننده و بازیگر و تهیه کننده است.دعوت شدن جنیفر لوپز در مراسم قدرتمندترین زن سال + عکس

 

او علاوه بر فعالیت های یاد شده یکی از مجریان توانای برنامه پر بیننده ” امریکن آیدل” نیز می باشد. این مراسم در هتل Beverly Wilshire Four Seasons برگزار شده بود و جنیفر لوپز مثل همیشه زیبا و درخشان به نظر می رسید.

مسابقه مهیج طناب کشی با ببر بازیگوش (عکس)

مقامات باغ وحش چانگشا در چین برای نگه داشتن ببرهای این باغ وحش در تناسب مدنظرشان اقدام به انجام مسابقه طناب کشی بین علاقمندان و ببرها کرده اند.مسابقه مهیج طناب کشی با ببر بازیگوش (عکس)

مسابقه مهیج طناب کشی با ببر بازیگوش (عکس)

به گزارش پارس ناز ،علاقمندان برای انجام این مسابقه بین خودشان و ببرهای این باغ وحش باید مبلغ 7 دلار را پرداخت کنند.ببری که در آن سوی طناب قرار دارد نیز با استفاده از دهان خود طناب را می کشد و بدین وسیله این حیوان هرروز با انجام این مسابقه تناسب اندام خود را حفظ می کند.

 

درمان بیماری این خانم جوان توسط یک سگ آموزش دیده

خانم “آنیک”35 ساله دچار نوعی بیماری نادر است که روزانه تا 6 بار دچار حمله های خواب میشود و حتی نمیداند چه مدت زمان خوابیده است.به گزارش پارس ناز پزشکان به او پیشنهاد کردند با کمک یک سگ آموزش دیده در طول روز از شر حملات خواب خلاص شود . این سگ که مدت 1 سال  آموزش دیده است هر بار صاحبش دچار حمله میشود با لیسیدن کف پا و گوشها و دستهای صاحبش او را بیدار می کند.
این زن بلژیکی 35 ساله که باید از پدر و مادر پیر خود هم مراقبت کند گاهی روزانه تا 16 ساعت در خواب بوده است. حال او با کمک این سگ کوچک به زندگی عادی باز گشته است.او میگوید گاهی حتی در ایستگاه اتوبوس و یا در فروشگاه دچار حمله میشدم و این مرا به شدت آزرده می ساخت و گاهی هم درحال پخت غذا خوابم میبرد که این مسئله بسیار خطرناک بود و زندگی ام به کلی مختل شده بود.
این سگ آموزش دیده است که با شنیدن صداهای اخباری مثل صدای زنگ در، ساعت، موبایل و تلفن صاحبش را از خواب بیدار کند او حتی اجازه نمیدهد صاحبش در ایستگاههای قطار و اتوبوس چرت بزند و یا خوابش ببرد.