زمان مجلس ترحیم پدر اکبر عبدی +عکس اعلامیه

هنرمند ارزنده و محبوب کشورمان دیروز در سوگ  پدرش نشست . به گزارش پارس ناز ، اکبر عبدی فوق ستاره سینما و تلویزیون ایران در غم از دست دادن پدرش مرحوم عباسعلی عبدی نشست . به همین مناسبت اکبر عبدی که امروز داغدار پدرش شده بود، اعلامیه مجلس ترحیمش را در اینستاگرامش منتشر کرد.

اکبر عبدی 4 شهریور سال 1339 از پدر و مادری اردبیلی در تهران محله نازی آباد به دنیا آمد.

گفتگو با زیبا کرمعلی بازیگری که رتبه 8 کنکور شد

زیبا کرمعلی بازیگر جوانی است که توانسته اخیرا خودرا در سینمای کشور ایران نشان دهد و محبوبیت خاصی در بین مردم دارد.زیبا کرمعلی از جمله بازیگرانی است که می تواند آینده روشنی در سینمای کشور ایران داشته باشد، بازیگری که برای نخستین‌بار در فیلم سینمایی «لاتاری» ایفای نقش کرد و توانست بیش از حد انتظار از یک بازیگر تازه‌ کار ظاهر شود. کرمعلی علاوه بر بازیگری، در رشته کارگردانی سینما در دانشگاه هنر تحصیل میکند ودر صحبت‌هایش گفته است که بزودی یک فیلم کوتاه می‌سازد.گفتگو با زیبا کرمعلی بازیگری که رتبه 8 کنکور شد

گفتگو با زیبا کرمعلی بازیگری که رتبه 8 کنکور شد

 

او که روزی رتبه 8 کنکور سراسری شده است، علت انتخاب رشته کارگردانی سینما را علاقه‌اي میداند که از کودکی و نوجوانی به آن پیدا کرده است. او می گوید که علاقه‌ دارد بازیگری را ادامه دهد؛ اما کارگردانی را بیشتر از بازیگری دوست دارد.

در ادامه گفت‌وگوی زیبا کرمعلی بازیگر فیلم سینمایی «لاتاری» را میخوانید:

 

خانم کرمعلی چه شد که سینما را بعنوان آینده کاری خود انتخاب کردید؟

 

علاقه‌مند شدن من به حوزه سینما به سن 12 سالگی باز می گردد. در آن سال ها من به صورت جدی شروع به نگارش برای نشریه مدرسه کردم و داستان‌هاي کوتاه و بلند می نوشتم و حتی وبلاگ هم داشتم.

 

یعنی به صورت جدی نویسندگی می کردید؟

 

برای خودم کاملاً جدی بود اما هنوز به اندازه کافی جسارت و شجاعت نداشتم که دامنه مخاطبان نوشته‌هایم را گسترده‌تر کنم. حتی داخل وبلاگم با نام مستعار مطلب می نوشتم. البته در زمانی دوستی بود که به شدت من را برای نشر نوشته‌هایم تشویق کرد اما احساس کردم هنوز زود است. هنوز هم تک تک نوشته‌هایم را نگه داشته‌ام که مهم‌ترین آن شاید زمانی است که سال‌های زیادی از زندگی‌ام را صرف آن کرده‌ام و منتظرم زمانش برسد تا آنرا آماده نشر کنم.

 

به غیر ازآن، نوشتن از همه ی چیز تبدیل به عادت شده بود تا زمانی که دریافتم صفحه کاغذ تخیلات مرا ارضا نمیکند و لازم است تمام این نوشته‌ها بصری شوند! سینما شوند! و تقریبا 13 سالگی بود که مصمم شدم سینما را بعنوان رشته تحصیلی خود انتخاب کنم.

 

از 12 سالگی دوست داشتید که در سینما کار کنید، پس چرا وارد رشته ریاضی شدید؟

 

دوست داشتم امکانی بود تا بتوانم رشته سینما را برای مقطع هنرستان انتخاب کنم که در آن زمان در شهر کرج این رشته برای دختران ارائه نمی‌شد و از آنجا که کیفیت تحصیل و آموزش در سایر هنرستان‌ها به شدت ضعیف بود، برای دستیابی به نتیجه بهتر در کنکور هنر تصمیم گرفتم از رشته‌هاي نظری یکی را انتخاب کنم که نهایتاً انتخابم ریاضی بودو دیپلم من ریاضی شد و پیش دانشگاهی را در رشته هنر گذراندم. البته که اگر به عقب برمی‌گشتم بجای ریاضی، علوم انسانی را برای دیپلم انتخاب می کردم. چرا که امروز بیشتر از ریاضی به کارم می‌آمد.

 

رتبه 8 کنکور شدید؟

 

بله؛ البته قرار بود بهتر بشوم اما چون آخر کار کمی خسته شده بودم و شاید حتی بی‌انگیزه، از فضای درس خواندن فاصله گرفتم و نهایتا 8 شدم. البته از این نتیجه کاملاً راضی و خوشحالم.

 

بعد از کنکور چه اتفاقی افتاد؟

 

بعد از کنکور… شاید پررنگ ترین خاطره برای من، بیماری شدید پدربزرگم است که در روزهایی که خبر رتبه کنکورم رسید، خلاف بقیه خانواده‌ها چندان فرصت شادی پیدا نکردیم و کاممان تلخ بود. بعد هم که ورود به دانشگاه و باقی ماجراها.

 

از همان اول می دانستید که دانشکده سینما تئاتر دانشگاه هنر تهران را انتخاب می کنید؟

 

بله؛ از همان اول برنامه‌ام ادامه تحصیل در رشته کارگردانی سینما در دانشگاه هنر بود. به من گفته بودند برای ورود به سینما تئاتر لازم است رتبه زیر 100 داشته باشید که البته بعدا فهمیدم رتبه بسیار بهتری نیاز است! و طبیعتا تمام برنامه ریزی‌ها و هدفم کسب بهترین رتبه برای ورود به دانشگاه مورد علاقه‌ام بود.

 

از انتخابتان و دانشگاهتان راضی هستید؟

 

انتظارم از دانشگاه زیاد نبود. با توجه به این‌که مشاور کنکورم، خودش دانشجوی سال بالایی رشته سینما بود، خیلی از شرایط نامساعد آموزشی در دانشکده را برای من تشریح کرده بود؛ بهمین خاطر چندان منتظر اتفاق خاصی نبودم و شاید دلیلی که خلاف بقیه هم سالانم دچار سرخوردگی نشدم همین آمادگی قبلی بود.

 

برای جبران ضعف سیستم آموزشی سعی کردم خودم از همان ترم اول فنی را یاد بگیرم ودر همین راستا سعی کردم تا حد مطلوبی تدوین بیاموزم که به نظرم یکی از بهترین اقداماتم بودو در نتیجه می توان گفت از مسیری که طی کرده‌ام راضی‌ هستم اما از وضعیت تحصیلی در دانشگاه خیر!

 

متأسفانه وضعیت آموزشی و امکانات دانشکده سینماتئاتر به رغم اسم و اعتبار بزرگی که به دوش میکشد به شدت ضعیف و شکست‌خورده‌است. گواهش هم اعتراضات اخیر دانشجویان دانشکده علیه ضعف‌هاي شدید مدیریتی‌است. امیدوارم بزودی اتفاقاتی رقم بخورد تا این وضعیت نامساعد کمی سامان پیدا کند و این همه ی امید استعدادهای تازه ناامید نشود.

 

جلو تر میرویم، شما همراه سایر اعضای انجمن علمی سینما تصمیم میگیرید نشستی را پیرامون فیلم سینمایی «ماجرای نیمروز» در دانشکده سینما و تئاتر برگزار کنید.

 

من و دوستانم در انجمن علمی تصمیم گرفتیم فیلم ماجرای نیمروز را اکران کرده و پس ازآن نیز جلسه نقد و بررسی آن با حضور عوامل انجام شود. مسئولیت دعوت عوامل با من بود. این اکران مقارن بود با اکران فیلم در سینما های کشور. من موضوع رابا آقای مهدویان در بین گذاشتم و او بسیار استقبال کردند و مرا برای این رویداد یاری دادند و نهایتاً شرایط حضور او و پنج نفر از عوامل فیلم از جمله آقای امینی در دانشکده ما فراهم شد.

 

و چه شد که محمدحسین مهدویان شما را برای فیلم «لاتاری» انتخاب کرد؟

 

بعد از نشست، آقای مهدویان با من صحبت کردند و گفتند که در حال نگارش فیلمنامه تازه اي هستند و خود و آقای امینی گمان می کنند که یکی از نقش‌ها مناسب من است. من آن روز حتی نمی دانستم فیلم چه موضوعی دارد، داستان آن تاریخی است یا در زمان حال رویدادی را جلو می برد. آقای مهدویان صحبت‌هایش را ادامه داد و گفت که اگر علاقه‌مند باشم آقای امینی بزودی قراری را ترتیب خواهند داد. چنین شد و نهایتاً همکاری ما شکل گرفت.

آقای مهدویان در آن روز بشما نگفت که نقشی که به پیشنهاد کرده است، نقش اول زن فیلم است؟

 

خیر. راستش را بخواهید در آن روز‌ها به هر چیزی فکر می کردم، بجز بازیگری. اوایل همان بودن درکنار تیمی حرفه‌اي و کاربلد برای من هیجان انگیز بود. این‌که نقش چیست یا چقدر دیده می شود تغییری در تصمیم من ایجاد نمیکرد. تمام چیزی که میخواستم این بود که انجامش دهم و از بودن کنار کارگردان فیلم تحسین برانگیز «ایستاده در غبار » تجربه کسب کنم.

 

پدرتان وقتی فهمید که قرار است بازیگری کنید، چه واکنشی نشان داد؟

 

پدرم اوایل فکر نمیکرد که موضوع جدی باشد. بعد که پروژه جدی تر شد و گفتند که نقشی که قرار است ایفا کنم نقش اول فیلم است، کمی ترسیده بودم، چرا که تا به حال در هیچ فیلم یا تئاتری ایفای نقش نکرده بودم. البته که ترس به مرور از بین رفت و خواستن جانشین آن شد. پدر نیز اوایل هر چند رضایت کافی نداشت اما بعد ها در مصاحبه و تعامل با من و آشنایی بیشتر با شرایط کار رضایت و خاطرجمعی پیدا کرد.

 

محمد حسین مهدویان در کارگردانی و بازی گرفتن از بازیگرها، آدم سخت گیری است؟

 

او در بازی گرفتن از بازیگر بسیار جزئی‌نگر، دقیق و جدی هستند. ما در فیلم سینمایی «لاتاری» آقای امینی را بعنوان بازیگردان نیز داشتیم و خب حضور ایشان خودش نقطه قوتی برای هر پروژه و هر کارگردانی است. ایشان درکنار آقای مهدویان همواره به بهترین نحو بازیگران را هدایت کرده و برای ارائه بازی یکدست و کم اشکال یاور کارگردان بود.

 

شما تئوری کارگردانی سینما را در دانشگاه آموخته بودید، وقتی در فیلم سینمایی «لاتاری» به صورت عملی با کاری که یک کارگردان باید انجام بدهد رو به رو شدید، از انتخاب رشته کارگردانی سینما پشیمان نشدید؟

 

البته که نه! خب لاتاری نخستین حضور من در سینمای بلند بود اما پیش ازآن تجربه حضور در پروژه‌هاي فیلم‌هاي کوتاه به عناوین دیگر را داشته‌ام و حقیقتاً پروژه‌هاي فیلم کوتاه امروز سینمای کشور ایران، از نظر کیفی و تکنیکال چیزی کم از سینمای بلند ندارند! کما این‌که در بسیاری مواقع فشارهایی که فیلمسازان فیلم کوتاه متحمل میشوند بدلیل کمبود بودجه، بسیار بیشتر است. پس طبیعتاً بودن سر صحنه «لاتاری» نه تنها برای من وحشتناک نبود، بلکه اعتماد به نفس من را برای فیلمسازی و کارگردانی دو چندان کرد.

 

برخورد شما با ساعد سهیلی بعنوان پارتنر چطور بود؟ ایفای نقش جلوی او برایتان سخت بود؟

 

تمرینات من با آقای امینی آغاز شد که البته در ادامه امیر حسین هاشمی هم برای کمک به من به برخی تمرین‌ها ملحق شد. صادقانه و عامیانه بگویم! شاید مدت‌ها طول کشید تا یخ من جلوی همین دو فرد آب بشود! روزی که قرار بود ساعد را برای نخستین بار ببینم و تمرین کنیم نگران بودم و استرس داشتم اما درست زمانی که متن را در دست گرفتیم و شروع به خواندن کردیم، تمام استرس و نگرانی دور ریخته شد! نشانی از ترس نبود. البته که برخورد دوستانه و گرم ساعد سهیلی دراین موضوع به شدت تاثیرگذار بود. چیزی که تا پایان پروژه وجود داشت.

 

خانم کرمعلی، خوش شانسی شما این بود که با گروهی وارد سینما شده‌اید که انسان‌هاي درستی هستند. عده اي از افراد از طریق راه‌هاي غیر عرفی وارد سینما می شوند، راه‌هایي که عموماً راه درستی نیستند و از انها سوء استفاده میشود. آیا درباره اینگونه ورود به سینما چیزی شنیده‌اید و اطلاعاتی درباره آن دارید؟

 

بله اطلاع دارم؛ این موضوع از جمله موضوعاتی است که درباره آن زیاد میشنویم و تنها مربوط به سینمای کشور ایران نمیشود ودر تمام دنیا شیوع پیدا کرده است. آدم‌هاي بی‌اخلاق در هر صنفی وجوددارد، در سینما نیز وجوددارد؛ اما به نظرم گاهی خود ما خانم‌ها نیز دراین موضوع مقصر هستیم و اعتماد زودهنگام ما را بیشتر در دسترس آسیب قرار می دهد. البته که این حرف به هیچ وجه به معنای رفع تقصیر از طرف مقابل نیست! به هیچ وجه!

 

فرد بی اخلاق و سوء استفاده‌گر طبیعتاً از سمت هیچ فردی تبرئه نمی شود اما فکر می کنم برای تغییر این شرایط اگر ما خانم‌ها از خودمان شروع کنیم زودتر و بهتر نتیجه خواهد داد. لازم است ما خانم‌ها شجاعت دفاع از مرزهای اخلاقی خودرا بیاموزیم. گاهی اوقات بی مبالاتی‌هایي از سمت خود ما اتفاق می‌افتد که بستر را برای افراد سوء استفاده گر مهیا میکند.

 

فکر میکنم لازم است ما اول خواسته‌ها و مرزهای اخلاقی خودرا بشناسیم و بدانیم که این دو درکنار هم مفهوم پیدا می کنند. اگر خواسته‌ها به قیمت فدا کردن اخلاق به دست بیایند، بعد از حصولشان خودبه خود برای ما بی معنی خواهند شد.

 

متاسفانه این موضوعات تلخ وجوددارد و برای حل آن باید اصلاحاتی اجتماعی صورت پذیرد.

 

برخوردی با آن گونه از فیلمسازان داشته‌اید؟

 

بله؛ ولی چون من آدم حساسی هستم و طبق معمولً تمام جوانب را درنظر میگیرم، زود متوجه این موضوع شدم و با آن گروه همکاری نکردم. گاهی با یک تحقیق جزئی می توان این موضوعات را متوجه شد. متاسفانه در جهانی زندگی می کنیم که آسان نباید اعتماد کرد. باید پیش از ورود به هر کاری تمام جوانب آن سنجیده شود.

 

بازیگری را ادامه میدهید؟

 

بله. و تلاش میکنم در آن مسیر رو به جلو پیش بگیرم و بهتر شوم.

 

فیلمنامه رابه شما دادند و شما خواندید و متوجه شدید که داستان راجع به قاچاق دخترهای ایرانی به شهر دبی است نظر شما راجع به داستان فیلم چه بود. از قبل اطلاع داشتید که چنین اتفاقی می‌افتد ؟

 

بله میدانستم که برای خانم‌ها و دختر‌هاي کشورمان چنین اتفاقاتی می‌افتد، چه در شهر دبی و چه در هر جای دیگری اما تا آن زمان به این دقت پیگیر این موضوع نشده بودم. ساخت فیلم بر مبنای چنین ایده‌اي به نظرم تصمیم جسورانه‌اي بود که از جانب گروه سازنده گرفته شد. شخصاً به این فکر کردم که شاید کاراکتر نوشین و مسیری که سر راهش قرار میگیرد

 

باعث شود حتی فقط یک نفر که ممکن است در دسترس چنین سوء استفاده‌اي باشد، بیشتر درنگ کند و بیشتر پیگیر شود و همین شخصیت نوشین را برای من ارزشمندتر کرد.

 

نخستین بار چه زمانی نسخه نهایی فیلم را تماشا کردید؟

 

من نسخه‌هایي ناتمام از فیلم‌ را دیده بودم، ولی نسخه نهایی آنرا روز اول نمایش در جشنواره فیلم فجر تماشا کردم. درپردیس آزادی و کنار پدر و مادرم.

 

قبل از فیلم سینمایی «لاتاری» تجربه حضور در جشنواره فیلم فجر را داشتید؟

 

سال های پیش مخاطب جشنواره بودم؛ اما نخستین بار بود که بعنوان عوامل فیلم در جشنواره شرکت داشتم.

فیلم در کاخ سی‌وششمین جشنواره فیلم فجر به نمایش در آمد و نشست خبری آن برگزار شد؛ از سؤالاتی که امکان در میان گذاشتن آن بود نمی‌ترسیدید؟

 

برای نخستین بار بود که دریک نشست خبری حضور می‌یافتم اما از سوالاتی که ممکن بود پرسیده شود ترسی نداشتم. کلا چندان آدم ترسویی نیستم و طبیعتاً برای پاسخ به سوالات احتمالی هم آمادگی داشتم. اما خب تقریبا هیچ سوالی از بازیگران پرسیده نشد و نشست جنبه‌اي سیاسی بخود گرفت و سوالات همه ی خطاب به آقای رضوی و آقای مهدویان بود. مثل هر اثر دیگری، برخی فیلم رابه شدت دوست داشتند و برخی دیگر هم خیر.

 

نظر خودتان چه بود آیا فیلم خطرناکی بود ؟

 

به نظرم بجای این‌که به یک فیلم نگاه امنیتی داشته باشیم، بهتر است آنرا نقد کنیم. حکومتِ هیچ کشوری رابه خاطر آثار هنری‌اش محاکمه و قضاوت نمیکنند! ما می توانیم آثار را نقد کنیم اما نگاه امنیتی به فیلم‌ها و هر اثر هنری نتیجه‌اش تنها محدود کردن دامنه تخیلات و ذهن هنرمندان و فیلمنامه نویسان و نهایتاً تشدید سانسور است. البته این مطلب فقط محدود به لاتاری نیست و هر اثری را شامل میشود. بزرگ ترین رنجی که آثار سینمایی ما میکشند همین عقیم ماندن فیلمنامه‌ها ومحدود شدنشان به هزار و یک مرز و قانون نوشته و نانوشته است.

 

جشنواره فیلم فجر به روز‌هاي پایانی خود رسید و نامزدهای دریافت سیمرغ اعلام شدند، شما آن روز چه حسی داشتید؟

 

فیلم ما دیده شده بودو از این بابت همه ی خوشحال بودیم اما خب جدای از احتمالات دیگر، حداقل خاطرجمعی داشتم که ساعد سهیلی نامزد بازیگر نقش اول خواهد بود. البته که از نقش آفرینی بی نظیر آقای حجازی فر هم نباید آسان گذشت.

 

گفتید که فیلم کوتاه می سازید. در چه مرحله‌اي هستید؟

 

بله و اکنون در مرحله نوشتن فیلمنامه هستیم.

 

قبلا فیلم کوتاه ساختید؟

 

کارگردانی نکردم اما در مقام‌هاي دیگر همکاری داشته ام. تدوینگر، منشی صحنه و دستیار کارگردان بوده‌ام.

 

یعنی بزودی شما یک فیلم کوتاه می‌سازید؟

 

بله. به امید خدا.

 

عده اي از کارگردانان سینمای کشور ایران از جمله محمدحسین مهدویان، علاوه بر کارگردانی فیلمنامه اثر را هم خود می‌نویسند. نظر شما درباره این موضوع چیست، آیا با این انگاره که کارگردان خود نویسنده فیلمنامه اثر هم باشد موافقید و تصمیم دارید در کارهایی که تولید می کنید خود نویسنده فیلمنامه نیز باشید؟

 

خیلی قائل به این نیستم که حتما تمام آثاری که بسازم، خود فیلمنامه اش را نوشته باشم. در حال حاضر هم به دوستان فیلمنامه نویسم پیشنهاد دادم که اگر فیلمنامه‌اي در دست دارند و علاقه دارند که اثری با آن فیلمنامه تولید شود، بدهند تا به صورت مشترک و با همکاری یکدیگر آن اثر را تولید کنیم؛ چرا که بنظر من خود این همکاری چالش جذابی‌ست که دو فرد با دو تفکر مختلف تلاش کنند باهم همراه شده و دو برداشت مختلف از یک متن رابه تصویر واحد برسانند.

 

اما در اینباره یک بحث وجوددارد، این‌که عموماً افرادی که فیلمنامه هاي خوبی دارند، می خواهند خود آنرا کارگردانی کنند. بنابر این کسی قبول نمی کند که فیلمنامه‌اش را در اختیار دیگری بگذارد. در واقع تقریبا همکاری بین گروه فیلمنامه نویسی و کارگردانی در کشور ما و به ویژه میان دانشجویان این رشته بسیار اندک است.

 

عده اي از فیلمسازان در آثارشان دغدغه‌هاي مشترکی را دنبال می کنند، مثلا یک فیلمساز تصمیم میگیرد که در فیلمهایش دغدغه‌هاي اجتماعی مردم رابه تصویر بکشد، فیلمساز دیگر پا فراتر می‌گذارد دغدغه هاي سیاسی خود یا مردم رابه تصویر می کشد. آیا شما هم در آینده کاریتان تصمیم دارید که دغدغه مشترکی را دنبال نمایید؟

 

نه؛ قائل به این نیستم که یک فیلمساز لزوما باید مسیر واحدی را در فیلمهایش دنبال کند و خود هم تصمیم ندارم در آثاری که می‌سازم مسیر واحدی را پیمایش کنم، مثلا فقط بخواهم موضوعات اجتماعی را دنبال کنم. اما شخصاً به تاریخ ایران علاقه‌مند هستم و دوست دارم که فیلم تاریخی بسازم. البته ساخت یک فیلم تاریخی در کشور ما کار سختی است، چرا که هم توانایی بالایی را می‌طلبد و هم بودجه بسیاری نیاز دارد

 

اما به هرحال آرزوی نهایی من، ساخت فیلم درباره بازه تاریخی قبل از اسلام ایران است؛ چون درباره آن تا کنون صحبت نشده و به نظرم اینبخش از تاریخ ما در حوزه فرهنگی بسیار مهجور مانده است. فکر میکنم صحبت کردن از گذشته و تشریح آن برای نسل‌هاي جدیدی که شاید تعداد زیادی از شخصیت‌هاي بزرگ و قهرمانان ملی‌شان را نمی‌شناسند، قدمی در راه افزایش میزان خودباوری میان ما باشد. عدم خودباوری مشکلی‌ست

 

که تمامیت جامعه امروز ما ازآن رنج میبرد و از این باب آسیب می خورد. البته که علل زیادی پشت سر این ضعف فرهنگی‌است اما به هرحال گمان میکنم مرور هویت و فرهنگ ملی‌مان باعث میشود این خود کم بینی در برابر جهان که حقیقتاً میان تک تک ما رخنه کرده است، نه بطور کامل اما اندکی کمرنگ‌تر شود. گنجینه‌اي از هنر، فرهنگ و حماسه‌هاي بزرگ پشتوانه مردم ماست. گنجینه‌اي که در گذر سال ها به فراموشی سپرده شده و شاید لازم است به ما یادآوری شود تا بدانیم همان‌ گونه هم قدرت ایجاد بزرگ ترین تغییرات در دستان ماست.

 

امیدوارم روزی برسد که بتوانم به این آرزو نزدیک شوم.

با توجه به صحبت هاي شما، شاید بتوان این سوال رابه میان آورد که چرا عده اي از فیلمنامه نویسان کشورمان، با توجه به این‌که میدانند ما در ادبیات کشورمان آثار غنی داریم به سمت اقتباس از آثار خارجی در فیلمنامه خود میروند؟

 

به نظرم بخشی از این موضوع به سبب وجود برخی محدودیت‌هاست. متاسفانه وقتی فیلمسازی به سمت ساخت چنین آثاری می رود با محدودیت‌هایي رو به رو می شود که این محدودیت‌ها زبان اثر را الکن و ناقص میکند. مثلا مرحوم علی معلم برای ساخت فیلم «کورش بزرگ» چقدر تلاش کردند و هنوز هم آن اثر به سرانجامی نرسیده است. یا از شاهنامه فردوسی که بدون شک یکی از بزرگ ترین آثار ادبی ایران و جهان است، چرا تا کنون اثر سینمایی فاخری تولید نشده است؟ باید از تهیه کنندگان و سرمایه گذاران فرهنگی پرسید که چرا قهرمانان ملی خودمان تا کنون در حاشیه و مهجور مانده‌اند.

 

شاید دلیل دیگر این موضوع هم، به همان عدم خودباوری ما بازگردد که سبب میشود کمتر به آثار ادبی تولید شده در کشور خودمان روی بیاوریم و ترجیح تعداد زیادی از فیلمساران ما اقتباس از آثار ادبی سایر کشورهاست که امتحان خودرا پس داده‌اند. البته که دراین میان انصافاً آثار درخشانی هم در اقتباس از آثار خارجی تولید شده‌اند که شاید «شبهای روشن» آقای موتمن یکی از بهترین آنهاست اما همان‌ گونه هم جای خالی ادبیات پارسی در آثار امروز ما به شدت احساس میشود.

 

رونمایی 10 فیلم برتر باکس آفیس جهانی + عکس

رونمایی 10 فیلم برتر باکس آفیس جهانی ، قسمت جدید مجموعه فیلم های ترنسفورمرز یا «تغییر شکل‌دهندگان» با عنوان «ترنسفورمرز: عصر نابودی» در باکس‌ آفیس جهانی موفقیت  بسیار خوبی داشت و با 100 میلیون دلار فروش در ایالات متحده و 201.3 میلیون دلار در 37 بازار دیگر به مبلغ کلی 301.3 میلیون دلار رسید.رونمایی 10 فیلم برتر باکس آفیس جهانی + عکس

رونمایی 10 فیلم برتر باکس آفیس جهانی + عکس

 

این فیلم همچنین بهترین شب افتتاحیه یک فیلم را امسال به خود اختصاص داد.

 

چهارمین قسمت این مجموعه فیلم‌های محبوب مخصوصا در آسیا عملکرد بسیار خوبی داشت و در چین 90 میلیون دلار فروش داشت. این فیلم تا بعد از جام جهانی فوتبال در بیشتر کشورهای اروپایی و آمریکای لاتین اکران نخواهد شد.

 

فیلم کم هزینه 12میلیون دلاری شبکه فاکس 2000 یعنی «تقصیر ستارگان ما» و فیلم کمدی «22 Jump Street» با بازی چنینگ تیتوم و جونا هیل هم از مرز 200 میلیون دلار فروش جهانی گذشته اند. اما فیلم «جرسی بویز» ساخته کلینت ایستوود در دومین هفته اکرانش هنوز در حال دست و پا زدن برای یافتن جایگاهش است.

 

فهرست 10 فیلم برتر باکس آفیس جهانی چنین است:

 

1. «ترنسفورمرز: عصر نابودی» (محصول کمپانی پارامونت، فروش در 38 کشور مختلف، هفته اول)

 

فروش آخر هفته: 301.3 میلیون دلار، 201.3 میلیون دلار فروش بازار بین المللی، 100 میلیون دلار فروش داخل آمریکا

2. «چطور اژدهایتان را تربیت کنید 2» (محصول کمپانی های فاکس و دریم وورکز انیمیشن، فروش در 53بازار، هفته سوم)

 

فروش آخر هفته: 31 میلیون دلار ( فروش کلی: 229.2 میلیون دلار)، فروش آخر هفته در بازار بین المللی 17.9 میلیون دلار (در مجموع 107.4 میلیون دلار)، فرشو آخر هفته آمریکا 13.1 میلیون دلار ( در مجموع 121.8 میلیون دلار)

3. «22 Jump Street» (محصول کمپانی سونی، فروش در 34 بازار، هفته سوم)

 

فروش آخر هفته: 25 میلیون دلار (در مجموع 194 میلیون دلار)، فروش آهر هفته بازار بین‌المللی 9.6 میلیون دلار ( در مجموع 54.2 میلیون دلار)، فروش آخر هفته داخلی 15.4 میلیون دلار (در مجموع 139.8 میلیون دلار)

4. «شریر» (محصول دیزنی، فروش در 55 منطقه، هفته پنجم)

 

فروش آخر هفته: 24.2 میلیون دلار ( در مجموع 585.6 میلیون دلار)، فروش آخر هفته در بازار بین المللی 16 میلیون دلار (در مجموع 383.7 میلیون دلار در بازار خارجی)، فروش آخر هفته داخلی 8.2 میلیون دلار (201.9 میلیون دلار مجموع فروش داخلی)

انیمیشن جدید کمپانی دیزنی

5. «The Broken Up Guru» (محصول کمپانی پکن انلایت/چاینا لاین، فروش در 2 منطقه، هفته اول)

 

فروش کلی: 20.6 میلیون دلار، بین المللی 20.5 میلیون دلار، داخلی 67 هزار دلار

6. «تقصیر ستارگان ما» (محصول کمپانی فاکس، فروش در 53 منطقه، هفته چهارم)

 

فروش آخر هفته: 17.8 میلیون دلار (در مجموع 195.3 میلیون دلار)، فروش آخر هفته در بازار بین المللی 13 میلیون دلار (در مجموع 85.5 میلیون دلار)، فروش آخر هفته داخلی 4.8 میلیون دلار (109.5 میلیون دلار مجموع فروش داخلی)

7. «لبه فردا» (محصول کمپانی برادران وارنر، فروش در 65 منطقه، هفته چهارم)

 

فروش آخر هفته: 12.1 میلیون دلار ( در مجموع 318.7 میلیون دلار)، فروش آخر هفته بازار بین المللی 6.9 میلیون دلار (در مجموع 234.5 میلیون دلار)، فروش آخر هفته داخلی 5.2 میلیون دلار (84.2 میلیون دلار مجموع فروش داخلی)

8. «مثل یک مرد هم فکر کن» (محصول کمپانی سونی، فروش در یک منطقه، هفته دوم)

 

فروش آهر هفته : 10.4 میلیون دلار (48.2 میلیون دلار فروش خارجی)، فروش آخر هفته داخلی 10.4 میلیون دلار ( در مجموع 48.2 میلیون دلار در بازار داخلی)

عکس بازیگران معروف هالیوود

9. «اکس-من: روزهای آینده گذشته» (محصول کمپانی فاکس، فروش در 40 منطقه، هفته ششم)

 

فروش آخر هفته: 9.5 میلیون دلار (در مجموع 714.7 میلیون دلار)، فروش آخر هفته بازار بین المللی 6.2 میلیون دلار (در مجموع 491.3 میلیون دلار)، فروش آخر هفته داخلی 3.3 میلیون دلار (در مجموع فروش داخلی 223.4 میلیون دلار)

 

10. «جرسی بویز» (محصول کمپانی برادران وارنر، فروش در 12 منطقه، هفته دوم)

 

فروش آخر هفته: 8.7 میلیون دلار (31 میلیون دلار)، فروش آخر هفته بین المللی 1.1 میلیون دلار (در مجموع 3.7 میلیون دلار)، فروش آخر هفته داخلی 7.6 میلیون دلار (در مجموع 27.3 میلیون دلار)

 

 

منبع:  سينما خبر

 

 

 

دانستنی هایی جالب درباره چارلی چاپلین

دانستنی هایی جالب درباره چارلی چاپلین,«چارلی چاپلین» که از بزرگ‌ترین کارگردانان، آهنگ‌سازان و بازیگران آثار کمدی در عصر «هالیوود کلاسیک» آمریکا به‌شمار می‌آید، 37 سال پیش در سن 88سالگی در سوییس درگذشت.دانستنی هایی جالب درباره چارلی چاپلین

دانستنی هایی جالب درباره چارلی چاپلین

 

«سر چارلز اسپنسر چاپلین» معروف به «چارلی چاپلین» 16 آوریل 1889 از والدینی هنرمند در لندن به‌دنیا‌ آمد و 25 دسامبر 1977 در سن 88سالگی در سوییس درگذشت.

چاپلین به‌راستی از خلاق‌ترین و تأثیرگذارترین شخصیت‌های عصر فیلم‌های صامت بود که هم‌زمان با بازیگری در فیلم‌هایش، کارگردانی، تهیه‌کنندگی و ساخت موسیقی آن‌ها را نیز برعهده داشت و می‌توانست درد و رنج را در کنار عشق و انسانیت به تصویر بکشد.

 

او 65 سال از عمرش را وقف سینما و دنیای سرگرمی کرد؛ کار او از سالن ویکتوریا انگلستان در سن پنج سالگی آغاز شد و تا سن 88سالگی نیز ادامه یافت.

 

یک‌سال پس از مهاجرت همراه خانواده‌اش از انگلستان به آمریکا، «چاپلین» که به‌واسطه‌ی مادرش، علاقه‌ی فراوانی به بازیگری پیدا کرده بود، برای اولین‌بار در فیلم «در تلاش معاش» بازی کرد که البته چندان مورد قبول مدیران کمپانی «کی‌استون» قرار نگرفت.

 

با این‌ حال آن‌ها تصمیم گرفتند فرصت دوباره‌ای به چاپلین جوان بدهند. او در سن 24سالگی در دومین فیلم‌اش با نام «مسابقات اتومبیل‌رانی کودکان» بازی کرد.

 

سبک خاص راه‌ رفتن سنگین او در این فیلم و همچنین فیلم بعدی‌اش «مخمصه‌ غریب میبل» مورد توجه تماشاگران قرار گرفت و محبوبیت ویژه‌ای پیدا کرد.

 

سال 1915 آغاز دوران حرفه‌ای بازیگری «چاپلین» بود که با عقد قرارداد جدید با استودیوهای جدید و راه‌اندازی کمپانی فیلم خودش همراه بود.

 

یک سال بعد، «چاپلین» با دریافت دستمزد 670 هزار دلار، در مدت 18 ماه، 12 فیلم کمدی برای کمپانی «میوچال فیلم» ساخت که جزو تأثیرگذارترین فیلم‌های کمدی تاریخ سینما محسوب می‌شوند.

 

از معروف‌ترین آن‌ها می‌توان به «خیابان آرام»، «ساعت یک صبح»، «ماجراجو» و «سمساری» اشاره کرد.

 

تکنیک‌های خاص فیلم‌سازی «چارلی چاپلین» تا زمان حیات او برای همه ناشناخته باقی ماند و او هرگز درباره‌ی آن‌ها صحبتی نمی‌کرد.

 

در سال 1983، شش سال بعد از مرگ چاپلین، یک مستند انگلیسی با نام «چاپلین ناشناخته» به بررسی دقیق سکانس‌ها و هنر فیلم‌سازی چاپلین پرداخت.

 

وسواس بسیار زیاد «چاپلین» در این‌که بازیگران فیلم‌هایش حتما آنچه را که او در نظر دارد، بازی کنند، از دلایلی بود که او در مقایسه با دیگر رقبایش، مدت طولانی‌تری را وقف ساخت فیلم‌هایش می‌کرد.

 

در این سال‌ها، چاپلین برخی از آثار ماندگارش را مانند «پسربچه» (1920)، «زائر» (1923) و «دوش‌فنگ» (1918) ساخت.

 

او به‌واسطه‌ی مشغله‌کاری زیاد که هم‌زمان برای استودیو شخصی‌اش و دیگر استودیوها فیلم می‌ساخت، کمتر فرصت پیدا می‌کرد

 

تا خودش نیز نقشی بازی کند. «زن پاریسی» (1923)، «جویندگان طلا» (1925) و «سیرک» (1928) از جمله فیلم‌های دهه 30 بودند که چاپلین نقش کوتاهی در آن بازی کرد.

 

پیش از ورود به عصر فیلم‌های ناطق، «چاپلین» در سال 1931 «روشنایی‌های شهر» و در سال 1936 نیز «عصر جدید» را ساخت که به‌راستی از ماندگارترین آثار او هستند.

 

فیلم‌های ناطق و همراه‌ با دیالوگ «چارلی چاپلین» با شاهکار معروفش «دیکتاتور بزرگ» در سال 1940 آغاز شد.

 

هرچند اولین‌باری که صدای چاپلین را تماشاگران شنیدند، در سکانس پایانی فیلم «عصر جدید» بود که آواز نامفهومی از چاپلین شنیده می‌شد.

 

با وجود شکوفایی دوران فیلم‌های ناطق در دهه 30، چاپلین هم‌چنان سینما را یک هنر پانتومیک می‌دانست و عقیده داشت که بازی، بسیار بیشتر از کلمات و دیالوگ‌ها از سوی تماشاگر درک می‌شود.

 

وی با فیلم «لایم‌لایت» در سال 1972 جایزه‌ی اسکار بهترین موسیقی را کسب کرد، هرچند دهه‌ها بعد از ساخت آن بود که با تأخیر حدودا 30 ساله در لس‌آنجلس اکران شد.

 

«چاپلین» در سال 1929 در دو بخش بهترین بازیگر و بهترین کارگردان کمدی برای فیلم «سیرک» نامزد جوایز اسکار بود، اما برگزارکنندگان جوایز اسکار با خارج‌ کردن نام او از فهرست نامزدها، تصمیم گرفتند فقط یک اسکار افتخاری به وی اعطا کنند.

 

این کمدین بزرگ در سال 1972 دومین جایزه افتخاری اسکار را گرفت و برای اولین‌بار در مراسم حضور یافت. در تاریخ برگزاری اسکار، «چاپلین» رکوردار طولانی‌ترین مدت تشویق از سوی حضار است که 5 دقیقه به طول انجامید.

 

«چارلی چاپلین» دو فیلم آخرش را در لندن ساخت؛ «سلطانی در نیویورک» در سال 1957 و «کونتسی از هنگ‌کنگ» در سال 1967 که کارگردانی، نگارش فیلم‌نامه و تهیه‌کنندگی آن‌ها برعهده‌ی خود چاپلین بود.

 

فیلم «کونتسی از هنگ‌کنگ» با بازی «مارلون براندو» و «سوفیا لورن» آخرین حضور چاپلین در عرصه سینما بود.

 

«چاپلین» پس از خداحافظی از بازیگری، بین سال‌های 1969 تا 1976، موسیقی فیلم‌های صامتش را می‌ساخت و آن‌ها را دوباره عرضه می‌کرد.

 

وی روز چهارم مارس 1975 به‌جهت سال‌ها خدمت هنری به جامعه انگلستان از سوی ملکه الیزابت دوم به مقام شوالیه رسید و لقب «سر» را دریافت کرد.

سلامت جسمانی چاپلین تقریبا پس از پایان ساخت فیلم «کونتسی از هنگ‌کنگ» و به‌طور شدیدتر پس از دریافت جایزه اسکار در سال 1972 روبه وخامت گذاشت. از سال 1977 او روی «ویلچر» می‌نشست و سرانجام روز 25 دسامبر 1977 در سن 88 سالگی درگذشت.

 

وی طی چند دهه فعالیت سینمایی موفق به کسب جوایز متعددی مانند جایزه اسکار بهترین موسیقی برای «لایم‌لایت» در سال 1973، جایزه اسکار افتخاری در سال 1972، نامزد اسکار بهترین فیلم‌نامه

 

در سال 1948 برای «آقای وردو»، نامزد اسکار بهترین بازیگر مرد و بهترین فیلم‌نامه در سال 1941 برای «دیکتاتور بزرگ»،

 

جایزه اسکار افتخاری در سال 1929 برای فیلم «سیرک»، جایزه افتخاری از انجمن کارگردانان آمریکا، جایزه ربان نقره‌ای بهترین فیلم خارجی از انجمن روزنامه‌نگاران فیلم ایتالیا در سال 1953 برای «لایم‌لایت»، جایزه شیر طلای افتخاری ونیز در سال 1972 شد.

 

از مهم‌ترین آثار کارنامه فیلم‌سازی چارلی چاپلین می‌توان از «ولگرد»،‌ «شغل»، «بانک»، «مامور آتش‌نشانی»، «خیابان آرام»، «زندگی سگی»،

 

«دوش‌فنگ»، «پسربچه»، «زائر»، «زن پاریسی»، «جویندگان طلا»، «سیرک»، «روشنایی‌های شهر»، «عصر جدید»، «دیکتاتور بزرگ»، «موسیو وردو»، «لایم‌لایت»، «سلطانی در نیویورک»، «کنتسی از هنگ‌کنگ»، «خانه‌به‌دوش»، «پروفسور» و «طبقه مرفه» نام برد.

 

 

 

منبع:ایسنا

برترین سریال های دیدنی حال حاضر جهان

امروز قصد داریم به شما برترین سریال هاي محبوب حال آماده دنیا را معرفی کنیمکه ستاره هاي زیادی در انها بازی می کنند. در این لیست کوشش کرده‌ام, برترین ومحبوب‌ترین سریال‌هاي تازه که اکران آنها در سال ۲۰۱۷ شروع شده هست را جمع آوری کنم.برترین سریال های دیدنی حال حاضر جهان

برترین سریال های دیدنی حال حاضر جهان

 

بنابراین در این لیست سریال‌هاي قدیمی که اکران آنها متوقف شده؛ یا سریال‌هایيکه از سال ۲۰۱۶ و پیش از آن اکران می‌شده‌اند و اکنون سیزن اخیر آنها در حال اکران هست, جای ندارند.

 

1. سریال دروغ‌هاي کوچک بزرگ «Big Little Lies»

نمره ۸٫۶ در IMDB

 

زندگی سه زن و خانواده‌هایشان در مونتری, کالیفرنیا باطن آشفته‌تری از آن چه منزل‌هاي پاکیزه و سبک زندگی‌شان نشان می دهد, دارد. عجیب هست که به منزل‌هاي چند میلیون دلاری و خودرو‌هاي لوکس کاراکترهای «دروغ هاي کوچک بزرگ» نگاهی بیاندازیم و از خود ما بپرسیم «این‌ها دیگر چه جور مشکلاتی دارند؟» اما زندگی آنها همه ي‌اش به دلیل دروغ‌هاي روزمره‌اي که به خودشان, دیگران وحتی بچه‌ها گفته میشود, دگرگون میشود.

قتل, چیزی که حکایت را به پیش میبرد و یک نوع سربرآوردن حقبقت هست, چه کسی آن عمل شوم را مرتکب شد و چه کسی کشته شد؟

 

«دروغ هاي کوچک بزرگ» سریالی سرگرم کننده و در عین حال روشنگرانه هست, داستانی معمایی هست, اما معمایی که بر سفیدپوستان ثروتمند و لوکیشن هاي خیره کننده متمرکز هست. یک مینی سریال با گروه بازیگران درجه یک و خرده‌پیرنگی متقاعدکننده که حول شهوت, خشونت و رضایت از بی‌شمار زاویه گوناگون میگردد.

 

اکران این سریال هفت قسمتی به اتمام رسیده هست.

 

2. سریال تابو «Taboo»

امتیاز ۸٫۶ در IMDB

 

در گرماگرم تلاش ایالات امریکا برای استقلال از برتانیا, جیمز دیلینی بعد از مرگ پدر به انگلیس برمی‌گردد تا امپراتوری پدر را احیا کند و در این میان باید با رقبای قدرتمندی مانند دولت و شرکت هند شرقی رقابت کند.

بازیگر شاخص این سریال تام هاردی هست. گرچه سریال بازیگر مفید کم ندارد. مایکل کلی «داگ استامبر سریال هاوز آو کاردز», جاناتان پرایس «در نقش اسپارو در سریال گیم آو ترونز» و دیوید هیمن هم در این سریال براق بازی میکنند. اما خب, بیش از همه ي این تام هاردی هست که فوق العاده بازی میکند.

 

این سریال توسط شبکه یک BBC تهیه و اکران شده و برای فصل دوم, تمدید هم شده.

 

3. سریال سرگذشت ندیمه «The Handmaid’s Tale»

امتیاز ۸٫۶ در IMDB

 

کتاب سرگذشت ندیمه, نوشته مارگارت اتوود بسیار سرشناس هست و جزو لیست کتاب‌هاي پیشنهاد‌شده از جمله لیست ۱۰۰۰ کتابی که باید گذشته از مرگ باید بخوانید, هست.اکنون این کتاب ارزشمند در ژانر درام و دستوپیا, توسط Hulu به یک سریال تلویزیونی بسیار دیدنی و قابل تأمل تبدیل شده هست. ۱۰ قسمت فصال اول این سریال اکران شده و سریال برای فصل دوم تمدید شده.

حکایت در کشوری تحیلی در آینده روایت می شود که در آن بعد از تحول‌هاي سیاسی و مصائب زیستی, هم آزادی‌هاي فردی و اجتماعی محدود شده و هم اکثر زنان نازا شده‌اند. زنان زایا, در خدمت به ایدئولوژی حاکم باید خدمت فرماندهان یا اربابان رژیم حاکم را کنند و به نوعی کنیز آنها بشوند تا نسل این طبقه برجسته, ادامه یابد …

 

4. سریال Feud

امتیاز ۸٫۶ در IMDB

 

سریال در فصل اول خود رقابت بین بت دیویس و جون کرافورد دو بازیگر قدیمی دنیای سینما را در حین تهیه فیلمی در سال ۱۹۶۲, دراماتیزه میکند.فصل دوم این سریال قرار هست ارتباط بین شاهدخت دایانا و همسرش چارلز جورج را روایت کند.

این سریال بازیگران مفید دارد: جسیکا لنگ, سوزان ساراندون, جودی دیویس, جیکی هافمن.

 

این سریال را شبکه تلوزیونی کابلی FX تهیه کرده هست.

 

5. سریال Legion

امتیاز ۸٫۵ در IMDB

 

این سریال که بر زمینه کامیک‌هاي مارول ساخته شده و بخشی از دنیای سینمایی آلبوم X-Men هست, بر روی شخصیت “دیوید هالر” تمرکز دارد که بعنوان یک مریض اسکیزوفرنی تشخیص داده شده هست که خودنمایی میکند مریضی روانی دارد, اما واضح هست که او چیزی فراتر از انسان هست و در حال ترویج و قدرتمند کردن قدرت تخیل‌اش هست…

این سریال را شبکه تلوزیونی کابلی FX تهیه کرده هست.

 

6. سریال ۱۳ علت برای «13 Reasons Why»

امتیاز ۸٫۴ در IMDB

 

این سریال بر زمینه رمانی نوشته «جی اشر» برای نت‌فلیکس ساخته شده هست.حکایت این سریال در مورد کلی جنسن و هانا بیکر هست. هانا خودکشی میکند و بعد از خودکشی‌اش نوارهای کاستی از او پیدا میشود که حاوی دلایل خودکشی او میباشند.

فصل اول سریال پیروز بوده و قرار هست فصل دوم آن هم در سال ۲۰۱۸ اکران شود.

 

7. سریال پرواز مفید «The Good Fight»

– امتیاز ۸٫۴ در IMDB

ین آلبوم که اسپین‌آف سریال “The Good Wife” محسوب میشود روایتگر ماجرایی یک سال بعد از رویدادها آخرین اپیزود Good Wife هست, جاییکه یک کلاهبرداری عظیم مالی شهرت وکیل جوان, مایا را از بین برده و به طور هم زمان باعث پاک شدن پس‌انداز مربی او دایان لاکهارت نیز شده هست. بنابراین لي و لاکهارت مجبور می شوند تا به لوکا کوین در یکی از شرکت‌هاي حقوقی برجسته شیکاگو بپیوندند و…

 

8. سریال آلیاس گریس «Alias Grace»

نمره ۸٫۳ در IMDB

آلیاس گریس, اسم سریالی بیوگرافی و جنایی هست که توسط مری هارون ساخته شده هست. این سریال حکایت گریس یک مهاجر و خدمتکار ایرلندی را روایت میکند که در سال ۱۸۴۳ به همراه جیمز مک درموت متهم به قتل کارفرمای خود توماس کینیر و همین طور یکی دیگر از خدمتکاران منزل میشوند و…

 

9. سریال باروت «Gunpowder»

نمره ۷٫۸ در IMDB

 

در این سریال کیت هرینگتون -بازیگر سرشناس سریال گیم آور ترونز- بازی میکند. این مینی‌سریال سه قسمتی را بی بی سی یک ساخته هست و در مورد یک پیشامد تاریخی حقیقی به اسم توطئه باروت هست.توطئه باروت, اسم توطئه‌اي در ۱۶۰۵ بود که گروهی از کاتولیک مذهبان قصد ترور شاه جیمز یکم را در روز بازگشایی مجلس در پنجم نوامبر همان سال به وسیلهٔ منفجر کردن بشکه‌هاي باروت در سردابهٔ زیر ساختمان مجلس در قصر وست‌مینستر داشتند.

گای فاکس, سرباز انگلیسی کاتولیک مذهب که به علت تعصبات مذهبی و مورد اذیت قرار داشتن کاتولیک‌ها, انگلستان پروتستانی را ترک و به ارتش اسپانیا در هلند پیوسته بود در ۱۶۰۴ به دعوت رابرت کیتسبی, آمر اصلی توطئهٔ باروت, به او و گروهش در انگلستان ضمیمه و پس از اجارهٔ سردابی که تا زیر قصر وست‌مینستر امتداد داشت آنجا را با ۳۶ بشکهٔ باروت «برخی منابع این شمار را کمتر گفته‌اند» پر کرد تا آنها را در روز افتتاح پارلمان در ۵ نوامبر ۱۶۰۵ منفجر سازد …

 

10. سریال آقای مرسدس «Mr. Mercedes»

نمره ۸٫۲ در IMDB

 

یک تریلر روانشناسی سریال‌شده, بر زمینه رمانی از استفان کینگ.

خودروی مرسدسی به صف آدم‌هاي در جستجوی کار می زند. کارآگاه مامور پژوهش پیروز نمیشود که آدمکش را بازداشت کند. بعد از سال‌ها و زمانی که کارآگاه بازنشسته شده, آدمکش برای اذیت این پیرمرد و احتمالا کشاندنش به وادی افسردگی و جنون و حتی خودکشی با او تماس می گیرد و وی را تحریک می کند. این آدمکش برای خودش کمپلکس‌هاي روانی خاصی دارد. گرچه از منظر خارجی یک پسر جوان پریشان و منزوی عادی و کاری به نظر میرسد …

عکس جنجالی دوست دختر جدید رابرت پتینسون بازیگر گرگ و میش

عکس جنجالی دوست دختر جدید رابرت پتینسون بازیگر گرگ و میش ؛ جدایی ” کریستین استوارت ” و ” رابرت پتینسون ” دو ستاره مجموعه ” گرگ و میش ” سر و صدای زیادی در هالیوود بر پا کرد و هواداران این دو ستاره جوان سینمای هالیوود را در شوک بزرگی فرو بردعکس جنجالی دوست دختر جدید رابرت پتینسون بازیگر گرگ و میش

عکس جنجالی دوست دختر جدید رابرت پتینسون بازیگر گرگ و میش

 

بعد از اینکه عکس های خیانت آشکار ” کریستین استوارت ” 23 ساله با یک کارگردان متاهل سینمای هالیوود منتشر شد جدایی این دو ستاره طبیعی بود.

 

بعد از گذشت بیش از یک سال از این اتفاق ” رابرت پتینسون ” یک جایگزین برای نامزد سابقش پیدا کرده است. او اخیرا همه جا با  “FKA Twigs” دیده میشود.

 

این خواننده نه چندان مشهور دو رگه خیلی زود توانسته است خود را به ” پتینسون ” مشهور نزدیک کرده و قلب او را از آن خود کند. با انتشار عکس هایی از این دو در سواحل کالیفرنیا رابطه آنها وارد فاز جدیدی شد و از یک شایعه به یک رابطه رسمی تغییر کرد.

عکس جدید دوست دختر رابرت پتینسون بازیگر فیلم گرگ و میش

حضور پرویز پرستویی در هالیوود

پرویز پرستویی را در سینمای هالیوود ببینید

پرویز پرستویی بازیگر سرشناس و نامدار سینمای کشور ایران این روزها در هالیوود به سر می‌برد و عکسی از خود در اینستاگرام منتشر نمود. فیلم برداری «لس آنجلس – شهر تهران» به کارگردانی تینا پاکروان روزهای پایانی فیلم برداری را در لس‌آنجلس می‌گذراند.
به گزارش خبرآنلاین، فیلم برداری فیلم سینمایی «لس آنجلس – شهر تهران» به کارگردانی تینا پاکروان در لس آنجلس به روزهای پایانی خود نزدیک میشود.پرویز پرستویی را در سینمای هالیوود ببینید

پرویز پرستویی را در سینمای هالیوود ببینید

 

از عوامل پشت صحنه این فیلم سینمایی، فرشاد محمدی با گروه همراه هست وبقیه عوامل آمریکایی و ایرانیان مقیم کشور آمریکا میباشند.پرویز پرستویی، مهناز افشار، ماهایا پطروسیان، ژوبین رهبر، شیرین یزدان‌بخش، زهیر یاری، بانی ‌پال شومون، علی جناب و گوهر خیراندیش بازیگران این فیلم سینمایی میباشند.

 

تینا پاکروان تهیه کنندگی «لس آنجلس- استان تهران» را با همکاری علی حسینی برعهده دارد و این فیلم سینمایی در ژانر کمدی- فانتزی ساخته میشود.فیلمنامه «لس آنجلس- شهر تهران» به صورت مشترک توسط آنالی اکبری و تینا پاکروان به نگارش در آمده هست.

 

سایر عوامل «لس آنجلس- استان تهران» عبارتند از مدیر فیلم برداری: فرشاد محمدی، تدوین: بهزاد مصلح، صدابردار: امین میرشکاری، موسیقی: کارن همایونفر، طراح گریم: ایمان امیدواری، طراح صحنه و لباس: مرجان شیر محمدی، مدیران ساخت: مهدی چراغی و روزبه گیلانی، جلوه‌هاي ویژه بصری: مجید خادمیان،

 

دستیار اول کارگردان: مجتبی وحیدی، منشی صحنه: سحر عقیقی، نور: پارسا مجد، مدیران تدارکات: حامد آزادی و آرش مجتهدپور، عکاس: احمدرضا شجاعی، تصویربردار پشت صحنه: معصومه درستکار‌بیگی، تبلیغات شبکه های مجازی: آریان امیرخان، مشاور رسانه اي: آیدا اورنگ، دستیار دوم کارگردان: رضا عزیزی،

 

دستیار اول فیلمبردار: بهمن نادیاب و داود محمدی، گروه فیلم برداری: پیمان وعدتی، سجاد براتی، محمد علی آسان، حسین عسگری، آرسام زمانی، با مرسی ازاحسان رفیعی جم، مهدی رجبی، امیر نری‌موسایی، مسئول دوربین: کاظم فرامرزی، مجریان گریم: رضا باباپور، الهام فراخی، دستیاران گریم: کمیاب ناصر زاده،

 

یاسمن ادیبی، دستیاران صدا: رضا صالحی، ابوالفضل جمشیدی، دستیار اول صحنه: حمید عامری، مدیر صحنه: فرشاد مهد یادگار، دستیاران لباس: نسرین لطیفی، کتایون فربود، دستیاران تدارکات: امید چراغی، سعید صاحبی، حسین سرمدی، رضا بنوال، علی دانش، همیاران تدارکات: میثم فرخی، آرمان پایمرد.

اصغر فرهادی و نخل طلایی !!!

یلم «گذشته» جدیدترین ساخته «اصغر فرهادی» در نظرسنجی نشریه سینمایی«ورایتی» به عنوان دومین شانس کسب نخل طلای کن امسال شناخته شد.

اصغر فرهادی و نخل طلایی !!!

اصغر فرهادی و نخل طلایی !!!

با اعلام فیلم‌های بخش رقابتی جشنواره کن، نشریه سینمایی معروف «ورایتی» با راه‌اندازی یک نظرسنجی، شانس‌های کسب نخل طلای کن 2013 را در معرض افکار عمومی قرار داده است.

فیلم «گذشته» ساخته جدید اصغر فرهادی در این نظرسنجی با کسب 71 / 12 درصد آرا به عنوان دومین شانس کسب نخل طلا معرفی شده است.

این در حالیست که فیلم‌های کارگردانان نامداری چون رومن پولانسکی، استیون سودربرگ‌، برادران کوئن و پائولو سوزیتنو در این نظرسنجی پایین‌تر از فیلم فرهادی قرار دارند.

طبق این نظرسنجی که تا کنون بیش از 360 نفر در آن حضور داشته‌اند، فیلم‌ «فقط خدا می‌بخشد» به کارگردانی «نیکلاس وندینگ» با کسب 62 / 27 درصد از آراء به عنوان شانس اول کسب نخل طلای کن معرفی شده است.

پس از فیلم فرهادی‌، فیلم «درون لیون دیوس» ساخته برادران «کوئن» با 22 / 10 درصد آراء سومین شانس کسب نخل طلا است.

در رتبه‌های چهارم تا پنجم این نظرسنجی نیز به ترتیب فیلم‌های «نبراسکا» ساخته الکساندر پاین‌، «مهاجرم ساخته جیمز گری و فیلم «ونوس در پوست خز» به کارگردانی رومن پولانسکی قرار گرفته‌اند.

فیلم «آن سوی کاندلابرا» ساخته استیون سودربرگ با 08 / 6 درصد آرا و همچنین فیلم «زیبایی بزرگ» ساخته «پائولو سورنتینو» با 21 / 2 درصد آرا به ترتیب به عنوان شانس‌های ششم و دهم نخل طلای کن شناخته شده‌اند.

معرفی سریال های نوروز 94 +عکس

معرفی سریال های نوروز 94, تولید سریال ‌های «پله پله»، و «سربه‌راه» برای پخش نوروزی شبکه‌های دو و سه آغاز شده است. شبکه یک هم قرار است در ایام عید سریال قورباغه وقناری را پخش کند که تولید آن چند ماه پیش شروع شده است.معرفی سریال های نوروز 94 +عکس

معرفی سریال های نوروز 94 +عکس

 

تصویربرداری سریال تلویزیونی «پله پله» به کارگردانی برزو نیک‌نژاد و تهیه‌کنندگی نعمت چگینی از دهم بهمن در تهران آغاز می‌شود و نقش اصلی این سریال را آتیلا پسیانی بازی می‌کند که ایفاگر نقش آقاسلمان است.

 

سریال نوروزی «سر به راه» به کارگردانی سعید سلطانی هم امروز کلید می‌خورد. این سریال برای پخش از شبکه سه تولید می‌شود.

 

برزو نیک‌نژاد درباره روند تولید سریال پله‌پله به جام‌جم گفت: هم اکنون سعید فرهادی و امیرعباس پیام مشغول نگارش فیلمنامه هستند که همزمان با تصویربرداری ادامه خواهد داشت.

 

ضبط این سریال تا پایان ایام نوروز طول می‌کشد. سریال پله پله را دهم بهمن ماه کلید می‌زنیم که لوکیشن‌های آن در تهران و شهرهای اطراف تهران است.

 

وی درباره کارگردانی این سریال توضیح داد: من در تلویزیون تجربه نمی‌کنم، زیرا با مخاطب 70 تا 80 میلیونی رو به رو هستیم. بنابراین تلویزیون جای تجربه نیست. با توجه به این‌که ایام فاطمیه همزمان با ایام نوروز است، تلاش می‌کنیم تا فضای سریال با هر دوی این مناسبت‌ها همخوانی داشته باشد.

 

این کارگردان با اشاره به این نکته که سریال پله‌پله روایت شیرینی دارد، درباره فیلمنامه این سریال توضیح داد:

 

به فیلمنامه‌ای که نوشته می‌شود وفادار می‌مانم و سعی می‌کنم خط اصلی سریال را حفظ کنم، اما برای کامل‌تر شدن شخصیت‌ها حتما در هنگام اجرا بخش‌هایی را که به تغییر نیاز داشته باشد، اعمال خواهم کرد. وقتی مردم نقش‌ها را دوست داشته باشند،

 

حتماً قصه را دنبال می‌کنند، اما زمانی که شخصیت‌ها برایشان دوست‌داشتنی نباشد، داستان را دنبال نمی‌کنند.

 

این کارگردان اشاره کرد: تهیه‌کننده برای تولید این سریال سراغ حرفه‌ای‌ها رفته است، اما ما زمان کمی برای تولید این سریال داریم و از سوی دیگر تاکنون سه قسمت از فیلمنامه نوشته شده است.

 

بنابراین تلاش می‌کنیم شبانه‌روز کار کنیم تا بهترین اثر را برای نوروز آماده کنیم، ولی اگر کارمان ایرادی داشت پیشاپیش از مردم عذرخواهی می‌کنم، چون زمان کوتاهی در اختیار داریم.

 

این سریال در 15 قسمت به سفارش گروه مجموعه‌های تلویزیونی شبکه دو تولید می‌شود. در خلاصه داستان این مجموعه تلویزیونی آمده است: آقا سلمان از اون مردهای نیک روزگاره که در کار و امور خانواده به خوشنامی و آبروداری مشهور است.

 

سلمان پله پله از نردبان زندگی بالا رفته و مردی خودساخته و زحمتکش است. حالا او باید دردانه دخترش را به جوانی بدهد که از دار دنیا فقط یه قلب پاک داره و یک مادر بزرگ مهربان که دنیا را باهاش عوض نمی‌کند.

 

آقا سلمان دنیا دیده و با تجربه حس می‌کند که گرفتار یک بازی مار و پله‌ای شده است. حالا او باید تصمیم تازه و عاقلانه‌ای بگیرد. به گفته کارگردان، نقش آقا سلمان را آتیلا پسیانی بازی می‌کند.

 

مریم سعادت نقش فخری همسر سلمان، زهره فکورصبور نقش زن برادر سلمان، امیرحسین رستمی نقش احد خواستگار دختر سلمان، پروین ملکی نقش مادربزرگ احد و بیژن رحمانی نقش دوست احد را بازی می‌کنند.

 

پارسیا شکوری‌راد هم بازیگر خردسال این مجموعه است. قرار است تعدادی دیگر بازیگر به سریال اضافه شود.

 

دیگر عوامل سازنده سریال عبارتند از مدیر تصویربرداری فرشاد گل سفیدی، طراح صحنه امیر زاغری، طراح گریم سیدجلال موسوی،

 

طراح لباس ژاله آنت، صدابردار امیر حاتمی، مدیر تولید داریوش بختیاری، دستیار یک کارگردان حامد مختاری، برنامه‌ریز امین پیرحیاتی، منشی صحنه محمدحسین گلفشان، تدوین امیر شیبان خاقانی، عکاس بهرنگ دزفولی‌زاده و مشاور رسانه‌ای هادی داداشی.

 

نیک‌نژاد در مقام نویسنده فیلمنامه سریال «دودکش» را نوشته که ماه رمضان سال گذشته محمدحسین لطیفی آن را کارگردانی کرد و تابستان امسال هم سریال «دردسرهای عظیم» ساخته او از شبکه سه پخش شد.

 

او فیلمنامه سریال نوروز 93 شبکه سه با عنوان «روزای بد به در» را هم نوشته بود که سعید آقاخانی آن را کارگردانی کرد.

 

تصویربرداری سریال تلویزیونی سر به راه به کارگردانی سعید سلطانی هم برای پخش در نوروز 94 از شبکه سه امروز آغاز می‌شود. این سریال را ایرج محمدی تهیه می‌کند.

 

تصویربرداری در خانه‌ای در منطقه ولنجک آغاز می‌شود. در اولین روز تصویربرداری این سریال مسعود کرامتی بازیگر نقش یحیی و بازیگران نقش‌های اعضای خانواده او مقابل دوربین می‌روند.

 

این سریال در 15 قسمت 40 دقیقه‌ای ساخته می‌شود و فیلمنامه آن را مهدی محمدنژادیان می‌نویسد. این سریال مضمون خانوادگی و اجتماعی دارد.

 

مسعود کرامتی، شهین تسلیمی، افسانه چهره‌آزاد، شقایق دهقان، ارژنگ امیرفضلی، محسن کیایی، سیاوش خیرابی، الناز حبیبی و… در این سریال نقش‌آفرینی می‌کنند.

 

قصه سریال «سر به راه» درباره جوان خلافکارِ نوپایی با بازی سیاوش خیرابی است که به جای زندان، مجبور به گذراندن دوره محکومیت خود در یک مؤسسه خدمات اجتماعی می‌شود و…

 

برخی از عوامل سازنده این سریال عبارتند از مدیر تصویربرداری محمد افسری، صدابردار وحید سلطانی، مدیرتولید اصلان مرتضایی، دستیار اول کارگردان عادل سلطانی، طراح صحنه و لباس قاسم ترکاشوند و طراح گریم زهره سیه‌پوش.

 

سریال قورباغه و قناری را مهدی فخیم‌زاده کارگردانی می‌کند . وی در این سریال که موضوعی پلیسی دارد نقش‌های ناصر پاپتی و سرهنگ نصراللهی را نیز بازی می‌کند.

 

از دیگر بازیگران این سریال ‌می‌توان به حبیب دهقان‌نسب، شقایق فراهانی، رامین راستاد، گلنازخالصی ، مهدی کاسه‌ساز، مهدی محمدی‌نژاد و محمد صادقی اشاره کرد.

 

این سریال را حبیب‌الله‌کاسه ساز تهیه می‌کند و فیلمنامه آن را حسین تراب‌نژاد نوشته است. قصه این سریال درباره عملیات ویژه و فوق سری در نیروی انتظامی است که فقط پنج نفر از آن اطلاع دارند.سرهنگ نصراللهی باید به‌جای ناصر پاپتی درمیان قاچاقچیان نفوذ کند و ماموریت ویژ‌ه‌ای را به سرانجام برساند

 

 

منبع:جام جم

برترین فیلم های علمی تخیلی تاریخ سینمای جهان

بسیاری از فیلم ها هستند که در زمینه علمی تخیلی توانسته اند موفق عمل کنند و تعداد بی شماری فیلم با این موضوع ساخته شده اند. پس از ماه ها انتظار فیلم علمی تخیلی “ورود” (Arrival) ساخته دنیس ویلِنِوو (Denis Villeneuve) اکران شد و چنان سر و صدایی به پا کرد که ما را به یاد فیلم های علمی تخیلی کلاسیک انداخت.برترین فیلم های علمی تخیلی تاریخ سینمای جهان

برترین فیلم های علمی تخیلی تاریخ سینمای جهان

 

کسانی که به تماشای فیلم رفته بودند نحوه فیلم برداری، بازی ماهرانه ایمی آدامز و قدرت سرگرم کنندگی فیلم و بیشتر از همه هوشمندانه بودن آن را تحسین کرده اند.نکته جالب در مورد تمجیدهایی که از این فیلم شده این است که این تمجیدها با نوعی اظهار شگفتی همراه بوده اند. بعضی که در هوشمندانه بودن فیلم شک دارند

 

از خود می پرسند: ” آیا یک فیلم علمی تخیلی یکی از هوشمندانه ترین فیلم های اکران شده امسال لقب گرفته است؟ چه کسی فکر می کرد چنین اتفاقی بیفتد؟”یک جواب خیلی کوتاه و ساده به این سوال این است: کسانی که در ۴۰ سال اخیر فیلم های علمی تخیلی را به دقت دنبال کرده اند!

 

اگر تاکنون ایرادی مبنی بر هوشمندانه نبودن فیلم های علمی تخیلی بر این ژانر سینمایی وارد بوده باید گفت که از چندین سال پیش در تعدادی از فیلم های تولید شده این نقیصه برطرف شده است. اگر چه فیلم “ورود” را باید به دلیل پیچیدگی و روایت فوق العاده آن ستود اما باید دانست که دیگر نباید از تولید فیلم های علمی تخیلی هوشمندانه شگفت زده شویم. در واقع سال ها از آن دوران گذشته است که فیلم های علمی تخیلی دارای هیچ گونه ظرافت و هوشمندی نبودند.

 

به گزارش پارس ناز در ادامه به ۱۵ فیلم علمی تخیلی که داستانی هوشمندانه را به تصویر کشیده اند اشاره می کنیم:

 

۱۵- بلید رانر (Blade Runner) (1982)

هر گونه صحبتی در مورد هوشمندانه بودن فیلم بلید رانر را باید با تحسین ساختار جهانی که در این فیلم ترسیم شده است آغاز کرد. صحبت در مورد غیرواقعی بودن این فیلم و اینکه در آینده امکان وقوع چنین اتفاقی وجود دارد یا نه کاملاً بی ربط خواهد بود. موضوعی که باید به آن پرداخته شود این است که کارگردان ریدلی اسکات

 

و همکارانش توانسته اند به خوبی دنیایی چنین باثبات را در فیلم خود به تصویر بکشند. در دنیای این فیلم یک تصویر علمی تخیلی وجود دارد اما همه چیز به نظر زنده و پویا می رسد. همه چیز کاملاً آشنا و تماشایی است.

 

با این وجود هوشمندی اصلی فیلم در موضوع داستان نهفته است. فیلم بلید رانر سعی دارد با رجوع به متون کتاب مقدس، فیلم های نوآر و نظریات علمی به این سوال پاسخ دهد که “ارزش زندگی یک ماشین دارای احساس در زندگی انسانی چیست؟” علاوه بر این، فیلم سعی دارد ارزش خود زندگی را نیز بررسی کند.

 

این فیلم تنها فیلمی نیست که به این سوال پرداخته اما تنها فیلمی است که به مثابه یک معما به موضوع می پردازد و مانند بسیاری دیگر از فیلم های ژانر علمی تخیلی به دنبال یک پاسخ ساده و سهل الوصول نیست.

 

۱۴- زیر پوست (Under the Skin) (2013)

فیلم “گونه ها” (Species) ساخته سال ۱۹۹۵ داستان یک موجود فضایی است که در پشت یک زن بسیار جذاب پنهان شده و به عنوان بخشی از مأموریت خود مردان زمینی را اغوا می کند. منتقدان این فیلم را سخیف ارزیابی کرده و بر این باور بودند که تنها برای موفق شدن در گیشه تولید شده است و ارزش هنری بالایی ندارد.

 

فیلم “زیر پوست” ساخته سال ۲۰۱۳ نیز داستان کاملاً مشابهی دارد اما بر خلاف فیلم قبلی این فیلم فوق العاده است. چه چیزی این فیلم را از فیلم “گونه ها” متمایز می کند؟ بدون شک نحوه پرداخت داستان.آهنگ جلو رفتن داستان این فیلم پیچیده دقیقا شبیه این است که یک دانش آموز دبیرستانی باید یک مقاله تحقیقی با تعداد

 

کلمات مشخص را به پایان برساند. بیشتر فیلم ظاهراً به منظور خاص بودن، بی هدف و غیرعادی طراحی شده است. با این وجود فاش سازی های خاصی در ساختار داستان وجود دارد که اجازه می دهد تماشاگر تعداد بیشماری تفسیر از آن ها داشته باشد.

 

فیلم “زیر پوست” به خاطر پرداختن به موضوعاتی مانند فرهنگ تجاوز، مهاجرت و نقش زنان در دنیای امروزی تحسین شده است. نمی توان به یقین گفت که فیلم خواسته به کدام یک از این موضوعات به عنوان تم اصلی داستان بپردازد اما بسیار سخت تر خواهد بود که زیبایی استفاده از یک فرضیه بعید برای خلق یک واکنش شدیداً احساسی به بسیاری از معضلات دنیای ما را در این فیلم نادیده بگیریم.

 

۱۳- روزی که زمین از حرکت باز ایستاد (The Day the Earth Stood Still) (1951)

فیلم “روزی که زمین از حرکت باز ایستاد” یکی از منحصربفردترین و هوشمندانه ترین فیلم های علمی تخیلی است که تاکنون ساخته شده است. در این فیلم از تکنیک های تصویری عجیب غریب استفاده نشده و لازم نیست برای فهمیدن تمام زوایای داستان چند بار آن را نگاه کنید.

 

فیلم “روزی که زمین از حرکت باز ایستاد” در روزگاری ساخته شد که فیلم های علمی تخیلی هیولاهایی را به تصویر می کشیدند که تنها کارشان وارد کردن خسارت به بشریت و تمدن بود. در عوض، فیلم مذکور به این موضوع می پردازد که ممکن است موجودات فضایی با هدفی آشتی جویانه به سیاره زمین سفر کنند.

 

این فیلم منحصربفرد حتی در دنیای مدرن امروزی نیز یک شاهکار سینمایی به حساب می آید. چیزی که این فیلم را از دیگر فیلم های این ژانر متمایز می کند پیام آن است مبنی بر این که بعید نیست انسان ها از موجودات فضایی که به سیاره ما خواهند آمد اندیشه های کینه توزانه تر و جنگ طلبانه تری داشته باشند.

 

فیلم “روزی که زمین از حرکت باز ایستاد” به این موضوع می پردازد که احتمال این که بشریت از روی ترس و عدم اطمینان خود را نابود کند بیشتر از این است که توسط یک نیروی بیگانه از بین برود. هر سالی که از زندگی انسان بر روی این کره خاکی می گذرد این مفهوم بیش از پیش نمود پیدا می کند.

 

۱۲- پی (Pi) (1998)

فیلم “پی” به فیلم های دیگر ژانر علمی تخیلی شباهتی ندارد. در این فیلم نه موجودات فرازمینی عجیب وجود دارد و نه اختراعات فوق العاده ای که تنها ذهن پویای نویسندگان فیلم نامه های علمی تخیلی می تواند آن ها را متصور باشد.فیلم “پی” داستان یک انسان با هوش فرا انسانی است که به طور ناگهانی با یک مسئله ریاضی

 

که می تواند معنای حیات را توضیح دهد روبرو می شود. البته این تنها یکی از تفسیرهایی است که می توان از داستان این فیلم داشت. اگر بخواهید تمامی تفاسیر و معانی این فیلم را درک کنید باید خودتان را در شرایط قهرمان داستان قرار دهید.هوشمندانه بودن فیلم “پی” در جاه طلبانه بودن فرضیه آن نهفته است.

 

همه بینندگان این فیلم، از دلالان وال استریت گرفته تا رهبران مذهبی فکر می کنند که این مرد (قهرمان داستان) جواب معمای زندگی، جهان هستی و همه چیز را یافته است. فیلم تعارض جهان بینی های مختلف را به تصویر می کشد اما مهم تر از آن نشان می دهد که همه ما همواره به دنبال رسیدن به درک بیشتر هستیم. پایان غم انگیز فیلم مهر تاییدی است بر این که جستجوی همراه با وسواس این پاسخ ها بهترین راه برای از دست دادن معنای واقعی زندگی است!

 

۱۱- بین ستاره ای (Interstellar) (2014)

“بین ستاره ای” یک فیلم بی نقص نیست و از دیدگاه فیلم سازی نمی توان این فیلم را بی نقص دانست همانطور که هیچ فیلمی بی نقص نخواهد بود. با این وجود فیلم “بین ستاره ای” از لحاظ علمی اشکالاتی مشخص دارد. برخی بر این باورند که پایان دنیایی که در این فیلم دیده می شود بیش از حد “هالیوودی” است.

 

این فیلم فرآیندی را تسریع می بخشد که شاید میلیون های سال طول بکشد تا تاثیر خود را بگذارد. با این وجود نقص های فیلم را می توان نتیجه تلاش آن برای به تصویر کشیدن موضوعات پیچیده ای مانند “کرم چاله ها” (wormhole) دانست.به همین دلیل نمی توان سازندگان فیلم را به خاطر این نواقص سرزنش کرد. فیلم ” بین ستاره ای” به موضوعی

 

علمی و بسیار پیچیده می پردازد که باهوش ترین افراد این کره خاکی نیز هنوز بر سر ماهیت آن ها به توافق نرسیده اند بنابراین می توان تعدادی از نواقص این فیلم را نادیده گرفت برخلاف آن چه که در مورد فیلم های پرهزینه دیگر هالیوود جایز نیست.هر نقصی که در فیلم وجود داشته باشد

 

در سایه ساختار منسجم علمی یک فیلم خوش ساخت که توسط کریستوفر نولان کارگردانی شده رنگ می بازد و در واقع این فیلم نوعی مستند علمی در مورد فاجعه ای است که دور از ذهن و غیر علمی نخواهد بود.

 

۱۰- ماه (Moon) (2009)

فیلم “ماه” شباهت زیادی به یک دیگر از فیلم هایی دارد که در ادامه فهرست خود به آن اشاره می کنیم. این فیلم داستان مردی را روایت می کند که در فضا به سر برده و در مراحل آخر ماموریت خود قرار دارد. تنها همدم واقعی او در این سفر فضایی یک صدای کامپیوتری است که کوین اسپیسی هنرمندانه نقش آن را اجرا می کند.

 

در طول این ماموریت رفته رفته توان جسمی و ذهنی این مرد رو به نقصان می گذارد. همزمان که شرایط او رو به وخامت می رود شروع می کند به تفکر در مورد چیزهایی که غیر ممکن به نظر می رسند و معلوم نیست که اتفاقاتی که متعاقب آن روی می دهد واقعی بوده یا تنها در ذهن او وجود دارند.

 

عناصر داستانی غیرمعمول فیلم از دید مردی بیان می شوند که ارتباط خود با واقعیت را از دست داده است و این موضوع فیلم را به یک شاهکار خیالبافانه در ژانر علمی تخیلی تبدیل کرده اما عوامل سازنده فیلم به خوبی توانسته اند تاثیراتی که فضا (و هر نوع انزوای طولانی مدت دیگری) بر جسم و ذهن انسان می گذارد را به خوبی و به شکلی واقع بینانه به تصویر بکشند.

 

داستان فیلم “ماه” از “بین ستاره ای” بسیار قابل درک تر بوده و همین موضوع به کارگردان فیلم، دانکن جونز، اجازه داده است که تمامی جزییات فیلم را طوری طراحی کند که تصویری واقع بینانه از یک شرایط عجیب ارائه شود.

 

۹- زمین آرام (The Quiet Earth) (1985)

فیلم “زمین آرام” در روزگاری به روی پرده سینماها رفت که دوره جدیدی از فیلم های علمی تخیلی آغاز شده و تماشاگران مشتاقانه انتظار فیلم هایی را می کشیدند که عمیقاً سرگرم کننده باشند. می توان این دوران را به عصر انفجار هیجان بعد از فیلم های جنگ ستارگان دانست. با این وجود فیلم “زمین آرام” شباهتی

 

به فیلم های “جنگ ستارگان” ندارد. این فیلم داستان دانشمندی را روایت می کند که به این نتیجه رسیده است که اتمام پروژه ای که بر روی آن کار می کند به زندگی در روی این کره خاکی پایان خواهد داد. اما حقیقت داستان به همین سادگی نیست.

 

در واقع هیچ چیز در این فیلم ساده نبوده و اگر چه داستان این فیلم پیچیده ترین سناریویی نیست که تاکنون نوشته شده اما داستان فیلم “زمین آرام” طوری است که باید فاصله بین دیالوگ و عمل بازیگر را مورد توجه قرار داد. این فیلم داستان شخصیت هایی را بازگو می کند که یک اتفاق به نام “تاثیر” (The Effect) زندگی آن ها

 

را برای همیشه تغییر می دهد. برای فهم این موضوع و یا حتی برای فرضیه سازی در مورد آن لازم خواهد بود که چندین فرضیه ممکن در مورد ماهیت آن “تاثیر” و منبع فرضیه ها را در نظر بگیرید.

 

۸- تابش آفتاب (Sunshine) (2007)

وقتی که دنی بویل کارگردانی این فیلم را پذیرفت دقیقاً می دانست که چه کاری قرار است انجام دهد. اگر چه در قسمت هایی از سناریو روابط عاشقانه و کمدی وجود داشت اما بویل نمی خواست یک فیلم دارای رگه هایی از شوخی یا مسایل رمانتیک بسازد بلکه می خواست داستان دانشمندانی را روایت کند که قصد دارند به خورشید سفر کرده، آن را دوباره فعال کنند و بدین طریق دنیا را از نابودی نجات دهند.

 

در واقع بویل می خواست فیلمی شبیه “آرماگدون” (Armageddon) بسازد که بعد از دیدن آن به جای این که ناامیدانه به دنبال فرو کردن یک پیچ گوشتی در مغز خود و درآوردن بخشی از آن که هنوز چیز ناخوشایندی را به یاد می آورد باشیم کمی به فکر فرو برویم.

 

نتیجه کار کارگردان در این حوزه بی نقص بوده است هر چند که باید اعتراف کنیم که فیلم “تابش آفتاب” در مواردی حس ناامیدی مفرطی را به بیننده القا می کند. همچنین در برخی موارد درک مفاهیم علمی فیلم برای بیننده سنگین است با این وجود فیلم “تابش آفتاب” شما را به فکر وا می دارد.

 

۷- تقدیر (Predestination) (2014)

نکته جالب در مورد فیلم “تقدیر” این است که با استفاده از این فیلم می توان تفاوت بین انتقاد منطقی و ایرادگیری ناشیانه را مشخص کرد. این فیلم در باره سفر در زمان است و داستان یک مامور را روایت می کند که برای جلوگیری از وقوع جنایتی که قبلا اتفاق افتاده به سال های دهه ۱۹۷۰ بازگردانده می شود. نکته جالب در مورد داستان این است که خود این جنایت نیز در زمان حرکت می کند.

 

با این وجود چنین اتفاقی در زندگی واقعی امکان پذیر نخواهد بود. فیلم “تقدیر” از این منظر که به عواقب سفر در زمان و ارتباط آن با مهلت زمانی اشخاص به فیلم هایی مانند “لوپر” (Looper) شبیه است. توضیح بیشتر در مورد داستان این فیلم کفرگویی خواهد بود اما بدانید که تنها چند فیلم معدود در تاریخ سینما وجود دارد که جرات روایت چنین داستان پیچیده ای را با در نظر گرفتن قوانین و ملاحظلات اخلاقی سفر در زمان داشته اند.

 

۶- فواره (The Fountain) (2006)

“فواره” یکی از بحث برانگیزترین فیلم های تاریخ سینما بوده و خواهد بود. علت بحث برانگیز بودن فیلم داستان آن نیست بلکه تفاوت دیدگاهی است که تماشاگران بعد از دیدن فیلم خواهند داشت. برخی از تماشاگران فیلم را به خاطر زیبایی آن تحسین خواهند کرد و برخی دیگر نیز سر خود را تکان داده و می گویند

 

که چطور  می توان از یک فیلم ۹۰ دقیقه ای انتظار سرگرم کننده بودن داشت. هرکدام از این دو گروه دلایل منطقی خود را دارند. این فیلم که داستان یک دانشمند دنیای مدرن امروزی، یک فاتح کشورهای آمریکای جنوبی در قرن شانزدهم میلادی و یک فضانورد را روایت می کند که هرکدام دسته ای از اتفاقات مشابه را در برهه های زمانی مختلف تجربه می کنند، هم عصبانی کننده و هم فریبنده است.

 

تنها ایرادی که شما به هیچ عنوان نمی توانید از این فیلم بگیرید بی هدف بودن آن است. فیلم “فواره” توسط کارگردان بدین منظور ساخته نشده است که باهوش بودن خود را به اثبات برساند یا آزمایش را به جای اثر هنری به شما غالب کند. دارن آرونوفسکی (Darren Aronofsky) ، کارگردان فیلم، فیلمش را با مکعب روبیک (Rubik’s cube) مقایسه کرده و بر این باور است که در پایان این همه فراز و نشیب و پیچش تنها یک راه حل نهایی وجود دارد.

 

۵- دنیا روی یک سیم (World on a Wire) (1973)

داستان فیلم “دنیا روی یک سیم” در مورد یک دانشمند علوم کامپیوتر است که در می یابد برنامه ای که در حال حاضر بر روی آن کار می کند درواقع پوششی ماهرانه برای واقعیتی جعلی و دروغین است که مدتی است در آن قرار دارد. بسیاری از مردم همچنان از خوش ساخت بودن فیلم فاسبیندر،

 

کارگردان فیلم، می گویند اما هنوز هدف کارگردان از داستان این فیلم برای همه مشخص نیست. با این وجود نگاهی مختصر به سناریو مشخص می کند که داستان این فیلم هم به تعاریف فلسفی از زندگی (من فکر می کنم، پس هستم) می پردازد و هم نشان می دهد که انسان با استفاده از تکنولوژی قصد دارد جایگاهی خداگونه را بدست بیاورد.

 

برای درک بهتر این موضوع تصور کنید که اگر فیلم ماتریکس (The Matrix) بیشتر حاوی بحران های وجودی بوده و کمتر به صحنه های تیراندازی حرکت آهسته می پرداخت چه تفاوتی ایجاد می شد.

 

۴- سولاریس (Solaris) (1972)

ساخت فیلم ۲۰۰۱: یک اودیسه ی فضایی (۲۰۰۱: A Space Odyssey) نقطه عطفی در تولید فیلم های علمی تخیلی به شمار می آید و این فیلم نشان داد که می توان با تولید فیلم های علمی تخیلی خوش ساخت و هوشمندانه به اصطلاح پول پارو کرد. در این دوران بسیاری از کارگردانان سرشناس و باهوش سینما

 

برای پیدا کردن جواب سوالاتی که آن ها را کلافه کرده بود به دنیای ستارگان روی آوردند. فیلم “سولاریس” به کارگردانی آندری تارکوفسکی در مورد تفکر درباره زندگی و از دست دادن قوه تعقل است. داستان فیلم در مورد یک دانشمند است که مامور شده تا علت دیوانه شدن اعضای یک تیم تحقیقاتی بین ستاره ای را بررسی کند.

 

فیلم “سولاریس” در واقع در مورد قدرت شکننده ذهن انسان است و این که چگونه از دست دادن قوه استدلال می تواند هر عقیده ای که داریم را دچار تغییر شدید کند. این فیلم در مورد چیزهای دیگری نیز سخن می گوید اما مبنای اصلی فیلم همان است که گفته شد و تا این موضوع را درک نکنید نخواهید توانست

 

پیام فیلم را بفهمید. “سولاریس” سعی دارد به شما القا کند که دیوانه شده و قوه تعقل و تفکر خود را از دست داده اید. تنها در این صورت می توانید قطعات جداگانه فیلم را به هم وصل کرده و دنیا را به شکل جدید ببینید.

 

۳- گاتاکا (Gattaca) (1997)

از همان ابتدا این فیلم به موضوعی می پردازد که تماشاگران احساس خوبی به آن ندارند: فیلم به بیننده القا می کند که از قبل مقدر شده است که برخی از افراد زندگی بهتری نسبت به دیگران داشته باشند. در دنیای “گاتاکا” انسان ها به دو دسته به درد بخور (valid) و به درد نخور (invalid) تقسیم شده اند. به درد بخورها در واقع افرادی

 

توانا و باهوش هستند و به همین دلیل انتخاب های متعددی خواهند داشت. اما به درد نخورها به نوکری و کارگری گمارده می شوند. داستان فیلم در مورد یکی از این افراد طبقه به درد نخور است که برای سفر به فضا خود را جای یکی از افراد طبقه به درد بخور ها جا می زند.

 

در فیلم “گاتاکا” شخصیت به درد نخور فیلم ( با نام وینسنت و با بازی اتان هاک) سعی دارد قانونی که در دنیای گاتاکا وجود دارد را دور بزند و بالاخره موفق می شود اما فهمیدن اینکه موفقیت وی بخاطر استعداد شخصی یا استفاده از روش های تزریق ژنتیکی است که در فیلم استفاده می کند به عهده خود تماشاگر خواهد بود.

 

نکته جالب در مورد فیلم “گاتاکا” این است که ما هر روزه با چنین اتفاقاتی در زندگی خانوادگی و کاری خود سروکار داریم و دیدگاه بسیاری از افراد نسبت به اطرافیان همانند افراد درون داستان “گاتاکا” است.

 

۲- پرایمر (Primer) (2004)

فیلم “پرایمر” را به عنوان پیچیده ترین فیلمی که تابحال در مورد سفر در زمان ساخته شده می شناسند و به نظر می رسد که این باور معقول باشد. این فیلم در مورد دو مهندس جوان است که دستگاهی برای دستکاری در زمان ساخته اند که می تواند تاثیری که هنگام سفر در زمان به ما وارد می شود را شبیه سازی کند (نشان دهد).

 

از آنجایی که سفر در زمان در دنیای واقعی وجود ندارد و تاکنون اتفاق نیفتاده است نمی توان فیلم “پرایمر” را یک فیلم دارای داستان واقعی و مبتنی بر واقعیت دانست.اما در این فیلم از اعداد، محاسبات، نمودارها و نظریات حقیقی علم فیزیک برای به تصویر کشیدن چگونگی سفر در زمان استفاده شده است.

 

این فیلم چنان پیچیده ساخته شده که باهوش ترین افراد نیز توانایی درک تمام جوانب آن را در یک بار تماشای فیلم نخواهند داشت مگر این که چند بار فیلم را با دقت تماشا کنند. حتی بعد از چند بار تماشا کردن فیلم نیز نمی توانید ادعا کنید که تمام زوایا داستان فیلم را درک کرده اید.

 

۱- ۲۰۰۱: یک اودیسه ی فضایی (۲۰۰۱: A Space Odyssey)

همانند دیگر فیلم های موجود در این فهرست ۱۵ گانه فیلم “۲۰۰۱: یک اودیسه ی فضایی” نیز عکس العمل های متفاوتی را در بین تماشاگران موجب شده است. این شکاف با کهنه شدن جلوه های ویژه فیلم در طول سال هایی که از ساخت آن گذشته پررنگ تر شده به این معنی که نبود تکنیک های فیلمسازی

 

کامپیوتری مدرن در این فیلم باعث شده که بسیاری از تماشاگران آن را فیلمی بسیار کند، پرمدعا و حتی کسل کننده بدانند. منتقدان از نماهای بلند بیهوده و دیالوگ های بی هدف آن می گویند و باید گفت که این انتقادات کاملا به جا بوده و باید به آن ها احترام گذاشت. اما اگر کسی ادعا کند که فیلم “۲۰۰۱: یک اودیسه ی فضایی” یکی از هوشمندانه ترین و تاثیرگذارترین فیلم های علمی تخیلی تاریخ سینما نیست بهتر است زیاد به حرف او توجه نکنید.

 

همانطور که ارسطو و افلاطون با تالیفات خود تلاش کردند که راز و رمز دنیا را به ما نشان دهند، استنلی کوبریک نیز در این فیلم سعی کرده است که با استفاده از دوربین خود به ما نشان دهد که هرگونه تلاشی برای کشف رموز جهان با ناخشنودی آن ها مواجه خواهد شد. تفاسیر فراوان و مختلفی از این فیلم شده است

 

که در این مطلب امکان پرداختن به همه آن ها جود ندارد. بدون اغراق این فیلم بهترین و هوشمندانه ترین فیلم ژانر علمی تخیلی است که تاکنون ساخته شده به طوری که هنوز هم بعد از قریب به ۵۰ سال از ساخت این فیلم بحث در مورد آن همچنان ادامه دارد.