بیوگرافی جومونگ در سریال افسانه جومونگ

جومونگ بازیگر

نام : سانگ ایل گوک / Song Il Gook /Song Il Guk / Song Il Kook /Song Il Kukبیوگرافی جومونگ در سریال افسانه جومونگ

بیوگرافی جومونگ در سریال افسانه جومونگ

حرفه : بازیگر و مدل

تاریخ تولد : 1 اکتبر 1971

محل تولد : کره جنوبی

سن : 36 سال

قد : 185 سانتیمتر

وزن : 80 کیلو

محل تحصیل: دانشگاه Cheongju

علایق : گلف ، شنا ، اسکی ، دوچرخه سواری کوهستانی ، شمشیر بازی.


سریال های تلویزیونی سونگ ایل گوک :

The Kingdom of The Winds (KBS2, 2008)
Lobbyist (SBS, 2007)
Jumong (MBC, 2006)
Sea God (KBS, 2004)
Terms of Endearment (KBS, 2004)
People of the Water Flower Village (MBC 2004)
Desert Spring (MBC, 2003)
Bodyguard (KBS, 2003)
Royal Story (KBS2 2002)
Hard Love (KBS2 2002)
Album of Love (KBS1, 2001)
All About Eve (MBC, 2001, cameo)
Into the Sunlight (MBC, 1999)
Did We Really Love (MBC, 1999)

فیلم های سینمایی سونگ ایل گوک :

The Art of Seduction (2005)
Red Eye (2004)

جوایز برنده شده :

2006 MBC Drama Awards: Daesang Award
2006 MBC Drama Awards: Top Excellence Award
2005 KBS Acting Awards: Best Actor
2002 KBS Acting Awards: Best New Actor

درباره جورج اورول نویسنده کتاب های ماندگار

درباره جورج اورول نویسنده کتاب های ماندگار

جورج اورول نویسنده مشهوری است که شاص ترین اثر وی کتاب 1984 است. با هم به زندگی نامه و آثار این نویسنده نگاهی خواهیم داشت. آقای ف. الف نویسنده ای به نام جورج اورول را از وقتی می شناسد که مشتری سمج و پولداری برای شماره تلفن همراهش پیدا شده است؛ شماره ای که یادآور یکی از مهم ترین رمان های این نویسنده سوسیالیست متولد هند است.درباره جورج اورول نویسنده کتاب های ماندگار

درباره جورج اورول نویسنده کتاب های ماندگار

 

کاملا درست حدس زده اید. نام کتاب «1984» است و حدود هفتاد سال از زمان نگارشش می گذرد، اما این عمر دراز و تغییرات زیاد فرهنگی و اجتماعی نتوانسته مانع علاقه خوانندگانی از نسل های مختلف به این اثر بشود. حتی آقای ف. الف دارنده شماره تلفن همراه 1984… بعد از خواندنش علاقه زیادی به آن ها پیدا کرده است.

همین علاقه هم باعث شده تا بعد از مدتی توی اینترنت به دنبال عکس هایی از او بگردد؛ عکس هایی که به نظرش بی شباهت به تصاویر کارمندان منضبط ادارات قدیم (مثلا ثبت احوال) ایران نیست. دلیلش به احتمال زیاد به پوشش، آرایش موها و جدیت چهره او مربوط است، اما در اکثر این عکس ها روی لب های جورج اورول تبسمی ملیح دیده می شود

 

که شباهتی به لبخند دیگران ندارد وانگار نه انگار صاحبش جنگ های خانمان براندازی را با گوش و پوست خودش تجربه کرده است. و در یکی از آن ها (جنگ های داخلی اسپانیا) زخم هم برداشته است.توی یکی از عکس ها هم پشت میکروفونی نشسته و انگار دارد برای شنوندگان رادیو بی بی سی برنامه اجرا می کند.

 

تاریخ عکس ها باید حوالی سال های چهل تا پنجاه میلادی باشد؛ سال هایی که تکلیفش با خودش روشن شده و فهمیده باید در هر خطی از نوشته هاش به گونه ای مستقیم یا غیرمستقیم علیه نظام توتالیتر بنویسد؛ فهمی که اگر به دنبال ریشه اش باشیم، باید به سال های 1936 و 1937 برگردیم؛ سال هایی که اریک آرتور بلر سی و سه ساله برای از بین بردن استبداد و استقرار جمهوری در کشور اسپانیا دوشادوش مبارزان اسپانیایی

 

با سربازان فرانکو می جنگید. آن زمان هنوز نام مستعارش (جورج اورول) عالمگیر نشده بود و از آثارش فقط آس و پاس ها در لندن و پاریس (1933)، روزهای برمه (1934) و دختر کشیش(1935) را به چاپ رسانده بود؛ کتاب هایی که هر کدامشان بیانگر بخشی از تجربه های شخصی او بودند.

تجربه هایی از وقایع پرتلاطم زندگی اش که در آن ها می توانیم آدم ها و اتفاقاتی را پیدا کنیم که کودک چهار ساله علاقه مند به شاعری را مبدل به نویسنده ای متعهد کرده است. روزهای برمه ریشه در دیده های جوان نزوده ساله ای دارد که از سال 1922 (به روایتی 1920) به مدت پنج سال (به روایتی هفت و به روایتی دیگر شش سال)

 

در پلیس سلطنتی هند که در برمه مستقر بود، خدمت می کند؛ سال هایی که در آن از تکالیفی که به عنوان یک پلیس بر عهده اش بود، عمیقا را می آشفت.مالکوم ماگریج نامی معتقد است نظرات سیاسی آیندهاش تا حدودی نتیجه احساس انزجار عمیقی بود که در آن سال ها نصیب استعمارگری به نام انگلیس می کرد.

 

بیراه هم نمی گوید و اگر نوشته های ارورول را هم مرور کنیم، در می یابیم او نیز معتقد بود عصر و زمانه ای که برای او با عمر کوتاه چهل و هفت ساله اش (1903 تا 1950) سرشار از وقایعی مهم بود. از انقلاب اکتبر روسیه در چهارده سالگی اش بگیر تا جنگ های جهانی اول و دوم که در نوجوانی و میانسالی شاهد آن ها بود.

 

البته در آن سال ها نویسندگان صاحب نام دیگری هم زندگی می کردند، اما هیچ کدام از آن ها تنفر از دیکتاتوری بنا شده بر روی خرابه های یک انقلاب منحرف شده را به آثار ماندگار به نام های قلعه حیوانات (1945) و 1984 (1948) تبدیل نکرد؛ کتاب هایی که از همان آغاز مشخص بود به مذاق طرفداران سینه چاک استالین و جوامع استبدادی خوش نمی آید، اما به جای آن مقبول خوانندگان بسیاری شده و گذر زمان نمی تواند از محبوبیت آن کم کند.

دلیلش هرچه هست، آن قدر قدرتمند است که آقای ف. الف پس از مطالعه 1984 و قلعه حیوانات حاضر به فروش شماره تلفن همراهش به مبلغ پنج میلیون تومان نمی شود. البته ناگفته نماند که آقای ف. الف کمی هم شیفته سیاست است؛ نه به اندازه جورج اورول که معتقد بود آن جا که نوشته اش فاقد هدف سیاسی بود،

 

بی چون و چرا کتاب هایی بی روح نوشته است؛ کتاب هایی که در آن ها به سمت جملات و عبارات رنگین کشیده می شود؛ جملاتی که از نظر جورج اورول و طرفداران داستان های سیاسی مشتی لاف و گزاف است و در قلعه حیوانات و 1984 از آن ها خبری نیست. البته نبود چنین جملاتی باعث ماندگاری این دو اثر نشده و دلیل آن را باید در رمز و رازی دانست که از نسبت آن دو به زمان و مکانی خاص جلوگیری می کند.

 

در چنین حالتی دیگر مهم نیست منظور جورج اورول از کشورها و مکان های خیالی اش، اتحاد جماهیر شوروی است یا کشور دیگری را در ذهن داشته است. البته در این که وی هنگام نگارش این داستان ها گوشه چشمی هم به کشوری خاص، در زمانی مشخص داشته، نباید شک کرد، اما نماد و نشانه هایی که از ذهن او بر کاغذ آمده، به گونه ای است که از اختصاص داستان ها به زمان و مکانی خاص جلوگیری می کند.

 

حالا دیگر برای خوانندگان رمان های جورج اورول، کشور اقیانوسیا و مزرعه حیوانات تمام کشورهایی است که در آن ها انسان فاقد اراده فردی است و ناگزیر به زندگی در شرایطی است که دیگران برایش مشخص کرده اند؛ دیگرانی که لحظه لحظه زندگی او را زیر نظر دارند و فردیت و خلوت وی برایشان معنایی ندارد.

از نظر آن ها آدم ها برای خدمت به باورهای حزب حاکم آفریده شده اند و لذت های زندگی و ارتباط آدم ها با یکدیگر در خدمت تجلی خواسته های حزب و قدرت حاکم است؛ حریم شخصی و عشق معنایی ندارد و واژه ها مفهومی دیگر پیدا کرده اند. شاید به همین دلیل است که حتی اقتباس سینمایی موفق مایکل رادفورد از رمان 1984 به قدرت کتاب نیست،

 

چرا که رادفورد به آدم ها، مکان ها و روباط قطعیتی بیشتر بخشیده است؛ قطعیتی که در انیمیشن اقتباسی از قلعه حیوانات هم باعث عقب ماندن فیلم نسبت به قدرت کتاب شده است؛ کتابی که جورج اورول برای اولین بار در زندگی ادبی اش اهداف سیاسی و هنری اش را در آن با هم درآمیخت تا هنر اکسیری برای جاودانگی سیاست شود.

 

سیاستی که برای اقای ف. الف نشان دهنده جامعه هراس آوری است که در آن جوک ها به جای بقیه حیوانات تصمیم می گیرند؛ حیواناتی که انگار به باور حاکمان مزرعه همه با هم برابرند، اما بعضی ها برابرترند.

 

کلامی که سرلوحه اداره مزرعه حیوانات جورج اورول و جوامعی با نگرش من خوبم دیگران بد، شده است. باوری که از دل داستان قلعه حیوانات به دل آقای ف. الف نشسته و باعث شده تا او هر جا بی عدالتی یا حق خوری را ببیند فریاد بزند: «همه انسان ها با هم برابرند، اما بعضی ها برابرترند.»