با شغلی که از آن بدتان می آید هم کنار بیایید

با شغلی که از آن بدتان می آید هم کنار بیایید

اگر شغلی دارید که به آن هیچ علاقه ای ندارید و فقط و فقط به خاطر حقوق دارید آنرا تحمل میکنید ما برای شما پیشنهادهایی داریم. در دنیای ماشینی امروز، رضایت شغلی یکی از مؤلفه‌های مهم و مؤثر سلامت روان محسوب می‌شود و بدون تردید یادگیری اصولی که بتواند به ایجاد یا افزایش رضایت شغلی در ما منجر شود، به طریق اولی خواهد توانست سلامت روان ما را نیز ارتقا بخشد…با شغلی که از آن بدتان می آید هم کنار بیایید

با شغلی که از آن بدتان می آید هم کنار بیایید

 

آقای هنری، مسوول روابط عمومی یک بوتیک در منهتن است، با سه همکار و دو رییس. بوتیکی که او در آن کار می‌کند وابسته به شرکت بزرگی است که روزگاری به خاطر برنده شدن جایزه‌های مکرر و داشتن مشتری‌های زیاد مشهور بود اما امروز آقای هنری در روز با بیشتر از پنج مشتری سر و کله نمی‌زند و صاحبان هم فکر نمی‌کنند دیگر به آن روزها برگردند چون شرکتشان نمی‌تواند به روزهای اوج خود باز گردد.

 

همین مساله باعث شده که کارمندانی چون آقای هنری کم‌کم به سرنوشت مترجمان حق التحریر دچار شوند: پرداخت‌های دیر به دیر و سر انجام اخراج. هنری می‌گوید: «شرایط من مثل یک کشتی در حال غرق شدن است. احساس می‌کنم پارانویا دارم.

 

به وضوح می‌بینم که از تعداد افراد کارآمد کم شده و صاحبان مغازه‌ها هم دیگر نبوغ تجاری گذشته را ندارند. من سعی می‌کنم از این گرداب فرار کنم.»

 

اما او نمی‌تواند. مدت یک سال است که او دنبال کاری خارج از حیطه روابط عمومی می‌‌رود اما در سه ماه گذشته حتی یک مورد هم پیدا نکرده است. تمام زمینه‌هایی که هنری مایل است در آنها کار کند، دچار بحران اقتصادی‌اند و هیچ یک نیروی جدید استخدام نمی‌کنند.

 

هنری حتی در شرکت فعلی خود هم امنیت شغلی ندارد و آنجا هم همه چیز روز به روز بدتر می‌شود. البته او تنها کسی نیست که از این موضوع رنج می‌برد.

 

مطابق آماری که سایت «کریربیلدر» در سال ۲۰۰۹ ارایه داده ۳۰ درصد کارمندان از شغل خود ناراضی هستند اما به توجه به بحران جهانی کنونی، این ۳۰ درصد هم آرزو می‌کنند شغلی فعلی‌شان را از دست ندهند چون می‌ترسند نتوانند کار دیگری پیدا کنند.

 

خانم کلی انترن ۲۲ ساله، یکی از همین افراد است. حقوق او کمتر از حداقل دستمزد است و بیمه درمانی هم ندارد اما با وجود اینکه از کارش ناراضی است می‌گوید که ترس او را سر جایش نگه می‌دارد: «بعد از گذشتن سه ماه از فارغ التحصیل شدنم خیلی دنبال کار گشتم و بالاخره موفق شدم این یکی را پیدا کنم.

 

ابتدا قصد داشتم تا پایان سال گذشته اینجا بمانم اما نمی‌توانم این شغل را رها کنم. معلوم نیست بتوانم شغل دیگری پیدا کنم.» البته ترس از پیدا نکردن شغل دیگر، تنها دلیلی نیست که کسانی را که از شغل‌شان متنفرند سرجایشان می‌نشاند. دلیل دیگر ترس از دست دادن مزایاست.

 

● چه کنیم؟

اگر به خاطر شرایط اقتصادی می‌ترسید شغل خود را رها کنید و دنبال شغل تازه باشید، می‌توانید به ۱۰ روش زیر که از سوی کارشناسان توصیه شده عمل کنید. این روش‌ها شغل‌تان را قابل تحمل می‌کند تا زمانی که فرصت شغلی دیگری بیابید.

 

۱) واقع‌گرا باشید:

بسیاری از کارشناسان توصیه می‌کنند شغل‌تان را رها نکنید، مگر اینکه توانسته باشید کار دیگری دست و پا کنید. شما خوش شانس‌اید که شغلی دارید حتی اگر از آن بیزارید اما این کارشناسان در عین حال معتقدند نباید فکر کنید که شانس پیدا کردن شغل دیگر را به هیچ وجه ندارید. اگر دنبال کار دیگر نباشید، مسلما موقعیت شغلی جدید پیدا نمی‌کنید.

 

۲) دیدگاه‌تان را عوض کنید:

احتمالا فکر می‌کنید در موقعیتی هستید که از جایگاه واقعی شما فاصله دارد. بهتر است طور دیگری فکر کنید: شغلی که هم‌اکنون دارید مانع نیست بلکه سکوی پرش شماست. اگر باور کنید که شغل شما به زندگی شما ارزش می‌دهد، به تلاش خود خواهید افزود.

 

شغل شما، اجاره خانه‌تان را پرداخت می‌کند. از مزایای آن استفاده می‌کنید. به شما این فرصت را می‌دهد که با افراد جدید آشنا شوید و استعدادهای شما را شکوفا می‌کند.

 

۳) موقعیت‌های پنهان را کشف کنید:

در حیطه همین شغلی که دارید، حتما کاری هست که دوست دارید انجامش دهید و واقعا هم خوب انجامش می‌دهید. آن را پیدا کنید. با موفقیت انجامش دهید و مطمئن شوید این کاری است که شما بهتر از هر کس دیگر می‌توانید انجامش دهید. این تضمین‌کننده ارزش افزوده شماست.

 

۴) خوبی‌های شغل‌تان را پیدا کنید:

وقتی از شغل‌تان ناراضی هستید، همیشه به قسمت‌های نفرت‌انگیز کارتان فکر می‌کنید. اشتباه است. حتما بخش‌هایی از کارتان را دوست دارید. روی آن قسمت‌ها تمرکز کنید.

 

مثلا به همکاری که دوستش دارید، فکر کنید یا جلسات، ماموریت‌ها و کارگاه‌های آموزشی که از وقت صرف کردن در آنها لذت می‌برید. بهتر است در روز وقت بیشتری برای اموری که به آن علاقه دارید، صرف کنید.

 

۵) چیزهایی که دوست ندارید، بررسی کنید:

وقتی از شغلتان راضی نیستید، مهم‌ترین کار این است که دلیل این ناراضی بودن چیست. با این کار دقیقا می‌فهمید از چه چیزی رنج می‌برید و این تحمل شرایط را برایتان آسان‌تر می‌کند. با این کار می‌فهمید چه چیزهایی را نباید در شغل آینده‌تان تکرار کنید.

 

۶) روی مسایل مورد علاقه‌تان تمرکز کنید، مثلا فیش حقوقی‌تان:

در هر فلاکتی موقعیت خوبی هم وجود دارد و اگر آن را نبینید، احتمالا در شغل آینده‌تان هم به بن‌بست می‌رسید. کارهایی که از انجام دادن‌شان لذت می‌برید، لیست کنید و سعی کنید از این کارها بیشتر انجام دهید. حتما چیزهایی هستند که خوشتان می‌آید یا خوشتان می‌آمده، وگرنه از ابتدا این شغل را قبول نمی‌کردید.

 

۷) روی استعدادهایتان سرمایه‌گذاری کنید:

به مدارس شبانه بروید. عشقتان را دنبال کنید. به سرگرمی‌هایتان برسید. با پرورش استعدادهایتان و قوی‌تر کردن خود، کاری ‌کنید که پول قادر به انجام آن نیست.

 

۸) افرادی که مثل خودتان هستند، پیدا کنید:

شما تنها کسی نیستید که از شغلتان متنفرید و اولین کسی هم نیستید که می‌خواهید از این موقعیت نجات پیدا کنید. می‌توانید با همکاران قدیمی‌تان که هم اکنون شغل دیگری دارند شبکه تشکیل دهید.

 

۹) دنیای خود را نو کنید:

بسیاری از کارمندان می‌خواهند کارشان را عوض کنند چون احساس می‌کنند دیگر پویا نیستند و می‌خواهند در محیطی دیگر این مساله را حل کنند. یادگرفتن کارهای جدید و بالا بردن توانمندی‌ها، آشنا شدن با آدم‌های جدید و ایجاد رقابت راه‌هایی هستند که ذهن‌تان را مشغول می‌کنند تا به نفرت از شغل‌تان فکر نکنید.

 

۱۰) داوطلب شوید:

دنبال موقعیت‌هایی باشید که می‌توانید داوطلبانه در آن مشغول شوید. مثلا ماموریتی که به نیروی کمکی احتیاج دارد یا کمیته‌ای که می‌خواهد توسعه یابد. برای چنین کارهایی داوطلب شوید و از انجام دادن کارهایی که دوست دارید، لذت ببرید حتی ممکن است از این راه شغل دیگری گیرتان بیاید.

 

 

معنی تعبیر خواب کشته شدن | تعبیر خواب آدم کشی در خواب چه می شود؟

معنی تعبیر خواب کشته شدن | تعبیر خواب آدم کشی در خواب چه می شود؟

معنی تعبیر خواب کشته شدن | تعبیر خواب آدم کشی در خواب چه می شود؟

معنی تعبیر خواب کشته شدن | تعبیر خواب آدم کشی در خواب چه می شود؟

تعبیر خواب آدم کشی

انواع تعبیر خواب در مورد کشته شدن در خواب توسط فردی دیگر و تعبیر خواب آدم کشی در خواب و تعبیر خواب کشتن فرزند را در اینجا بخوانید.

 

تعبير خواب آدم کشی به روايت آنلي بيتون

اگر در خواب ديديد به دست كسى كشته شده ‏ايد، معنى آن اين است كه عمرى طولانى و پر ثمر خواهيد داشت.

 

تعبیر خواب کشته شدن توسط فردی دیگر

بيتون مى‌گويد: اگر در خواب ديديد به دست كسى كشته شده‌ايد، معنى آن اين است كه عمرى طولانى و پر ثمر خواهيد داشت.

 

ابراهیم کرمانی گوید: اگر دید او را گروهی بکشتند، دلیل منفعت است. اگر دید شخصی او را بکشت به ظلم، دلیل که بیننده مظلوم است و حق تعالی کسی را به او بگمارد تا مکافات ان باز کند.

 

اگر در خواب کسی شما را به قتل برساند ، نشانه آن است که دشمنان پنهانی برای پیروزی و غلبه بر شما تلاش می‌کنند .

 

تعبیر خواب کشتن فرزند

جابرمغربی گوید: اگر دید فرزند خود را بکشت، دلیل که روزی حلال یابد.

 

تعبیر خواب آدم کشی

لوک اویتنهاو می‌گوید:

کشتن کسی: خود را عصبانی نکنید

کشته شدن: شما یک قربانی یا یک فداکاری خواهید کرد

اگر در خواب مرتکب قتل شوید، نشانه آن است که درگیر ماجرایی نادرست خواهید شد و کارتان به رسوایی خواهد کشید.

تعبیر خواب وداع و خداحافظی کردن (انواع تعبیر خواب ها)

تعبیر خواب وداع و خداحافظی کردن «انواع تعبیر خواب ها»

اگر تعبیر خواب وداع و خداحافظی کردن را دیده اید بنابر این باید مطلب زیر را بخوانید تا تعبیر خوابتان را بدانید که چه خواهد بود. تعبیر خواب وداع و خداحافظی کردن (انواع تعبیر خواب ها)

تعبیر خواب وداع و خداحافظی کردن (انواع تعبیر خواب ها)

 

آنلی بیتون میگوید:آخرین وداع از شخص تازه از دست رفته در خواب، به معنى غم و غصه مى‏باشد.

 

لیلا برایت میگوید:اگر در خواب ببینید که برادرتان مرده یا با او خداحافظی می‌کنید، نشانه‌ی آن است که مدتی دچار بیماری میشوید.

 

تعبیر خواب خداحافظی برای سفر

مطیعی تهرانی: اگر در خواب دیدید به عزم سفر وداع و خداحافظی میکنید اما نمی دانید به کجا می‌روید خوب نیست.آنلی بیتون میگوید: اگر خواب ببینید کشور خود را بدرود میگویید، تغبیری این چنین دارد که اقبال به شما پشت کرده است و در حالی که از محبت معشوق بی نصیب مانده‌اید، سفر خواهید کرد.

 

ابراهیم کرمانی: اگر به وداع قومی می‌رفت یا قومی به وداع او آمدند، دلیل است حالش متغیر شود و باز به صلاح آید.

 

تعبیر خواب خداحافظی مرده

لیلا برایت می‌گوید: اگر در خواب ببینید که برادرتان مرده یا با او خداحافظی میکنید، نشانه‌ی آن است که مدتی دچار بیماری می‌شوید.آنلی بیتون میگوید: آخرین وداع از شخص تازه از دست رفته در خواب، به معنی غم و غصه میباشد.

 

تعبیر خواب وداع و خداحافظی با شادی
آنلی بیتون میگوید:اگر خواب ببینید با شادمانی از مردم خدا حافظی می‌کنید، نشانه آن است که در جشن‌های دسته جمعی شرکت خواهید کرد و از دیدار افراد لذت خواهید برد.

 

اگر در خواب با شادی و خوشحالی خداحافظی میکنید، به این معنا است که اوقات خوشی خواهید داشت.اگر هنگام وداع در خواب ببینید برای اطرافیان و بچه‌های خود بوسه می‌فرستید، نشانه آن است که به زودی به مسافرتی می‌روید که در آن سفر هیچ حادثه ناخوشایندی روی نخواهد داد.

 

تعبیر خواب خداحافظی و وداع با ناراحتی
آنلی بیتون:اما اگر خواب ببینید از مردم با اندوه جدا میشوید، دلالت بر آن دارد که زیان خواهید کرد یا به خاطر از دست دادن کسی، داغدار خواهید شد.

 

اگر در خواب مشاهده کنید که با ناراحتی از اطرافیان خود جدا میشوید، به این معنا است که موضوعی باعث ناراحتی شما می شود.

 

تعبیر خواب خداحافظی و وداع معشوق
کتاب سرزمین رویاها: عشاق از یکدیگر روی بالکن خداحافظی می کنند: یک جدایی بسیار طولانی در پیش دارید.

این دختر با یک عادت عجیب و وحشتناک (عکس)

هر کدام از ما عاداتی داریم که شاید برای دیگران عجیب باشد. ولی بعضی عادت ها ممکن است به بیماری تبدیل شوند. نمونه آن را میتوان از عادت “ربکا براون” نام برد . این دختر نوجوان در هنگام استرس عادت دارد که موهایش را میکند.این نوع عادت به نوعی بیماری به نام “تریکوتیلومانیا” شناخته میشود .
“تریکوتیلومانیا”  ، یک بیماری روانی است که در آن فرد به طور عادتی و بی اختیار، موهای خود را می کند.در این اختلال روانی، فرد بر اثر یک عامل برانگیزاننده به طور ناخودآگاه به سمت کندن مو سوق پیدا می کند و با انجام آن، از تنش فرد کاسته می شود. سپس حالتی از رضایت و آرامش موقت را تجربه می‌کند. پس از مدت کوتاهی این چرخه بار دیگر آغاز می‌شود و بدین ترتیب شخص مکررا موهای خود را می‌کند.

برخورد والدین وقتی کودکان به آن ها دروغ می گویند

کودکان، تعداد زیادی از اوقات اقدام به دروغ گویی به والدین خود به دلایل مختلفی می کنند که باید جلوی اینکار گرفته شود. والدین در مسیر پر دست‌ انداز تربیت کودکان با موقعیت‌هاي مختلفی مواجه می شوند که باید در مورد برخورد درست با کودک در آن شرایط مشخص اطلاعات کافی داشته باشند. یکی از این موقعیت‌ها که والدین آنرا تجربه میکنند مواجهه با دروغگویی کودکان است.

 

درست است که بچه‌ها پاک و بی‌آلایش هستند اما تفاوت تعداد زیادی از کارهای ناپسند و کارهای پسندیده را نمیدانند و این وظیفه والدین است که آن ها را متوجه این تفاوت‌ها کنند.اگر بفهمید که کودک‌تان بشما دروغ گفته است، چه می کنید؟ چه برخوردی در مقابل دروغگویی کودک بنظر درست می آید و برای ترک این عادت چه باید کرد؟ این سوالات رابا پزشک پورشایگان، روان شناس کودک و نوجوان در بین میگذاریم و او در پاسخ به ما می گوید:

 

در وهله اول بهتر است به صورت غیرمستقیم با دروغ کودک مواجه شوید. به این صورت که وقتی متوجه دروغگویی او شدید با داستانگویی و طرح حکایت راجع به یک نفر دیگر که دروغ گفته است و این دروغ به ضرر خودش و بقیه تمام شده و برای خودش و اطرافیان دردسر ایجاد کرده است، صحبت کنید و غیرمستقیم به تقبیح دروغگویی و این که دروغ گفتن کار خوبی نیست، بپردازید.در حقیقت به در میگوییم که دیوار بشنود!

 

امکان دارد که همین حکایت و داستان باعث شود که وجدان بچه درگیر شود و ابراز پشیمانی کند و پوزش بخواهد. دراین صورت کار شما هم راحت شده است اما اگر مقاومت کودک زیاد بود یا حتی زیر بار شنیدن داستان و اعتنا کردن به آن نرفت دراین حالت نقش والدین ایجاب میکند که بطور مستقیم وارد عمل شوند.

 

دراین شرایط پدرومادر باید با کودک مستقیما راجع به کاری که انجام داده و نتایج دروغی که گفته است، صحبت کنند. آن ها میتوانند از کودک بخواهند خودش راجع به احساسی که دروغگویی به او داده حرف بزند و این که بنظر خودش اینکار چه فواید و مضراتی داشته است. در حقیقت ما با اینکار حس نقادانه را در کودک نسبت به خودش فعال می کنم

 

تا او خودش را مورد نقد و بررسی قرار دهد. اینکار باعث می شود که کودک در موقعیت‌هاي آینده هر جا که بخواهد کای انجام دهد یا دروغی بگوید به عواقب آن فکر کند. مثلاً وقتی می خواهد کاری انجام دهد که می داند والدینش با آن مخالفت دارند به این فکر کند که اگر بعداً از او درباره اینکار بپرسند چه جوابی باید بدهد؟

 

آیا راستش را بگویم یا می توانم دروغ بگویم؟ این درگیری باعث می شود نظارت رفتاری در کودک به وجود آید و او قبل از هر کاری، خواسته‌هایش رابا خود محاسبه کند و به نتیجه کاری که قصد انجامش را دارد، خوب فکر کند. همانگونه که پیش از این نیز گفته بودیم ریشه بیشتر دروغگویی‌هاي بچه‌ها به این موضوع برمی‌گردد که کودک عادت دارد

 

به تمام خواسته‌هایش برسد و تحمل هیچ مخالفتی را ندارد و ناگزیر با دروغگویی راه رسیدن به خواسته‌اش را هموار می کند. دراین مورد بهتر است والدین وقتی کنار کودک‌شان هستند درابره مخالفت خود با کار مدنظر او صحبت کنند و دلایل مخالفت را بازگو و آگاهی و بینش فرزند خودرا دراین مورد افزایش دهند.

 

این روان‌شناس کودک و نوجوان راجع به نحوه تنبیه و برخورد با کودک دروغگو توضیح می دهد: میتوانیم خودمان را بی‌تفاوت نشان ندهیم اما باید برخورد ما متناسب با کار کودک باشد. در مورد دروغگویی کودک که خیلی حساس نباشد، شاید یک اخم یا تغییر حالت چهره کافی باشد. اگر بین رفتار ما با کار بدی

 

که کودک کرده تناسب وجود نداشته باشد و بعنوان مثال برای دروغگویی او واکنشی شدید نشان دهیم کودک فکر میکند که دیگر پدرومادرش و محبت انها رابه کلی از دست داده است. او با خودش فکر میکند که شما دیگر دوستش ندارید ودر این دنیا تنها شده است! چنین تفکری باعث می شود هیچ سد و مانعی برای کار بد جلوی او نباشد و دچار انزوا و مشکلات دیگر شود.

بهترین توصیه ها برای افزایش رضایت از زندگی

بهترین توصیه ها برای افزایش رضایت از زندگی

امروز ما بشما بهترین توصیه ها را برای افزایش میزان رضایتتان از زندگی داریم، با عملی کردن این 5 نکته زندگی بهترین خواهید داشت. لاری سانتوس، استاد روانشناسی و علوم شناختی دانشگاه ییل کشور آمریکا می گوید: بررسی‌هاي علمی ثابت کرده است که رضایت از زندگی نیاز به یک تلاش آگاهانه دارد.

 

پروفسور سانتوس، مدرس کلاس‌هایي به نام «روانشناسی و زندگی خوب» می گوید: سعادتمندی ناگهان اتفاق نمی‌افتد. شما باید برای سعادت و رضایت تمرین کنید.سانتوس معتقد است که این تمرینات کار ساده‌اي نیست و زمان احتیاج دارد. او کسی است که دراین‌باره تجربه خوبی دارد، چون روانشناسی و زندگی خوب را در دانشگاه تدریس می کند.

 

بنابر گزارش بی‌بی‌سی، کلاس‌هاي درس او در تاریخ 316ساله دانشگاه ییل پرطرفدارترین بوده و با بیشتر از 1200 دانشجو در دانشگاه بتازگی رکورد بیشترین شرکت‌کننده را شکسته است.اساس درس‌هاي او بر قواعد روان‌شناسی مثبت‌گرا استوار است؛ شاخه‌اي از روانشناسی که درباره افزایش رضایت و تغییرات عادت‌هاي انسان تحقیق می کند.

 

اما چطور می توان تئوری‌هاي روان‌شناسی را در زندگی روزمره بطور عملی بکار برد؟سانتوس میگوید: رضایتمندی چیزی نیست که همین طور اتفاق بیافتد. باید برای آن تمرین کنید. درست مثل ورزش و موسیقی که باید مدام تمرین کنید تا پیشرفت کنید و بتوانید موفق شوید.

 

سانتوس دو بار در هفته به دانشجوهایش درس می دهد که چگونه رضایت خودرا از زندگی افزایش دهند.او همچنین از دانشجوهایش می خواهد که هر یک برنامه‌هاي شخصی برای افزایش رضایت خود تهیه کنند تا به زندگی شادتر و سالمتری برسند.

 

در ادامه با چند تا از تمرین‌ها پروفسور سانتوس آشنا شوید:

 

۱. لیست قدردانستنی‌ها

سانتون از دانشجویانش می خواهد که در طول هفته هر شب فهرستی از چیزهایی که به خاطرش حس قدردانی و شکرگزاری دارند تهیه کنند.او میگوید: شاید بنظر کار ساده‌اي باشد اما ما می بینیم دانشجوهایی که بطور مرتب این تمرین را انجام می دهند، راضی‌تر هستند.

 

۲. خواب بیشتر و بهتر

به گفته سانتوس، ممکن است بنظر تمرین ساده‌اي باشد اما خیلیها موفق به انجام آن نمیشوند. هشت ساعت خواب شبانه برای تمام هفته.سانتوس می گوید: شاید بنظر خیلی پیش پا افتاده باشد اما می دانیم که خوابیدن بیشتر و بهتر احتمال ابتلا به افسردگی را کاهش و رویکرد مثبت افراد به زندگی را افزایش میدهد.

 

۳. تمرکز ذهن

باید هرروز ۱۰ دقیقه تمرین تمرکز کنید. سانتوس میگوید از زمان دانشجویی تمرین مرتب تمرکز ذهنی باعث می‌شده که احساس بهتری داشته باشد.حالا که استاد دانشگاه شده است به دانشجویانش توصیه میکند: تحقیقات متعدد نشان میدهد که مدیتیشن و سایر تمرین‌هایي که توجه کامل ذهن رابه خود جلب کند، میتواند شما را شادتر و سعادتمندتر کند.

 

۴. وقت بیشتری رابا خانواده و دوستان بگذرانید

سانتوس میگوید: تحقیقات جدید نشان میدهد که وقت گذراندن با دوستان و خانواده بشما احساس رضایت از زندگی خواهد داد.روابط اجتماعی و رابطه سالم با افراد و دیدارهای رو در رو بطور مشخص باعث افزایش حس خوب زندگی و رضایت در انسان می شود.

 

سانتوس می گوید: در لحظه زندگی کنید، حتماً زمانی را برای دور هم بودن اختصاص دهید و آگاهانه مراقب باشید که این زمان را چگونه سپری میکنید.مفهوم زمان نقش بسیار مهمی در رضایت شما از زندگی دارد.سانتوس میگوید: اغلب ما وقتی از ثروت صحبت میکنیم به این فکر می کنیم که چقدر پول داریم، اما تحقیقات نشان می دهد که ثروت در واقع رابطه مستقیم با زمان دارد. از قدیم گفته‌اند وقت طلاست.

 

۵. حضورتان را در شبکه‌هاي اجتماعی کم کنید و رفت و آمد واقعی را بیشتر کنید

بنظر پروفسور سانتوس خیلی مهم است که از حس رضایت غیرواقعی که شبکه‌هاي اجتماعی و آنلاین ایجاد میکنند، دوری کنید.سانتوس می گوید: تازه‌ترین تحقیقات نشان می دهد افرادی که از شبکه‌هاي اجتماعی مثلاً اینستاگرام استفاده می کنند در مقایسه با افرادی که وقت کمتری دراین شبکه‌ها می‌گذرانند، احساس رضایت کمتری میکنند.

 

پس به این ترتیب اگر می خواهید در زندگی شادتر باشید، از حالا شروع کنید: قدر زندگی را بیشتر بدانید، با دوستان و خانواده رفت و آمد کنید، حداقل برای دقایقی از روز ذهن خودتان را از همه ی چیز پاک کنید، از شبکه هاي اجتماعی کمتر استفاده کنید و خوب بخوابید.اگر این توصیه‌ها برای دانشجویان دانشگاه ییل کارساز بوده است برای شما هم خواهد بود.

هیجانات درونی خود را با نوشتن خالی کنید

هیجانات درونی خود را با نوشتن خالی کنید

شما وقتی درون خود احساس هیجان بسیار شدید به علت عوامل مختلف میکنید چه کار انجام میدهید تا آرام شوید؟ روان‌شناس بالینی گفت: شیوه مناسب دیگر برای مدیریت هیجانات منفی مانند خشم، تخلیه هیجانات از طریق نوشتن، خط خطی کردن و سخن گفتن در مورد احساساتمان با دیگران است.رضایی، روانشناس بالینی اظهار داشت: ریشه تعداد زیادی از نزاع‌ها و درگیری‌هایي که غالباً عاقبت خوشایندی ندارد خشم و پرخاشگری است.

 

وی افزود: همه ی ما می‌دانیم که بروز خشم بیشتر وقت ها وضع را بدتر می‌کند و بروز دادن خشم، روش خوبی برای کم کردن انرژی آن نیست اما تعداد زیادی از افرادی که به خصوص دردعواها خشم خودرا بروز میدهند، احساس از دست دادن نظارت و شرمساری می‌کنند. پس بهتر است به دنبال راهکار بهتری

 

برای این هیجان ویرانگر باشیم؛ به طوری‌كه نه وادار باشیم آنرا فروبخوریم و به خود ما آسیب بزنیم و نه این که با بروز آن به دیگران آسیب بزنیم.در این جا برای این که بتوانیم جلوی این رخداد را بگیریم، یعنی درواقع خشم خود رابه خصوص در دعواها، درگیری ها و اختلاف نظرها بازرسی کنیم چند پیشنهاد مطرح می کنم.

 

وی افزود: آگاهی ما از این که دریک موقعیت عصبانی هستیم، «خودآگاهی هیجانی» نامیده می‌شود؛ به عبارتی دقیق تر، خودآگاهی هیجانی یعنی فرد به احساسات و هیجانات خود در موقعیت هاي مختلف آگاهی داشته باشد. این آگاهی میتواند به نظارت هیجانات و احساسات ما کمک کند.

 

این روان‌شناس بالینی تصریح کرد: مثلاً با گفتن این جملات بخود «من در حال حاضر عصبانی هستم»، «احساس خشم می کنم»، مانع ازآن میشویم که خشم بازرسی ما رابه دست گیرد.

 

خشممان را از قبل شناسایی کنیم

رضایی ادامه داد: مرور تجربه هاي عصبانیت‌هایي که در گذشته داشته ایم، می‌تواند به ما کمک کند پیشبینی کنیم، بودن با بعضی افراد یا حضور در بعضی موقعیت ها در بیشتر موارد منجر به عصبانیت ما میشود. مثلاً اگر می‌دانیم رفتن با فلان دوست درجه چندم به سینما ما را عصبانی میکند

 

می‌توانیم با او سینما نرویم. ولی مثلاً اگر باید دریک جلسه کاری شرکت کنیم که می‌دانیم در آن جلسه همکار یا رییس ما حرف هایي در مودر عملکرد ما میزند که منصفانه نیست. دراین شرایط بهتر است از قبل بدانیم که باید مجهز به راهکارهایی مانند مذاکره یا تن آرامی به آن جلسه برویم. همیشه مجهز بودن به ما کمک می‌کند خشممان را بهتر نظارت کنیم.

 

وی با بیان این که تنفس عمیق می‌تواند بر تپش قلب ودر نتیجه فشار خون اثر بگذارد گفت: بدین ترتیب میتوان با تنفس عمیق، مانع از بالا رفتن فعالیت اجزای جسمانی خشم شد و به خنثی کرد آن کمک کرد.

 

حواسمان را پرت کنیم

این روان‌شناس بالینی خاطرنشان کرد: منطق استفاده از روشهای حواس پرتی دراین است که ذهن ما این خصوصیت را دارد که نمی‌تواند در آنِ واحد به دو مسئله فکر کند. وقتی در مواقع خشم، حواس خودرا معطوف به موضوعات حاشیه اي کنیم، ذهن از حواس تاثیر می پذیرد

 

و بدین ترتیب از فکر کردن و پر و بال دادن بیشتر به خشم دور میشویم. هر روشی که به لحاظ روانی شما را از موقعیت دور و حواس تان رابه موضوعی دیگر مشغول کند، یک روش حواس پرتی قلمداد میشود. برای مثال شمردن معکوس اعداد «هفت تا هفت از 100 کم کنیم»؛ به یاد آوردن شعر؛ به یاد آوردن یک تصویر یا خاطره خوشایندش؛ تماشای فیلم و…

 

وی گفت: یک شیوه مناسب دیگر برای مدیریت هیجانات منفی مانند خشم، تخلیه هیجانات از طریق نوشتن، خط خطی کردن و سخن گفتن در مورد احساساتمان با دیگران است.رضایی در پایان توضیح داد: ممکن است در مواردی راهکارها قبلی به کارمان نیایند و ما ناگزیر در موقعیت آغاز تجربه خشم قرار بگیریم.

 

دراین موارد گاهی برترین راه این است که برای کاهش هیجانمان موقعیت را ترک کنیم، اما حواسمان باشد ترک موقعیت خیلی طول نکشد و زمانی که احساس کردیم آرام تر شده ایم به موقعیت برگردیم و حتماً دریک دوران مناسب تر راجع به مسئله گفتگو کنیم.

 

 

بهترین راه برای پیدا کردن شغل متناسب با شخصیت

به شخصیت خود دقت کنید

اگر می‌خواهید شغل شما با شخصیتتان تناسب داشته باشد می‌توانید به راه کارهای زیر عمل کنید تا بهترین نتیجه را بگیرید.وقتی برای یافتن شغل در بازار کار جست و جو میکنیم، مهم‌ترین ویژگی شغلی که به دنبال آن هستیم، چیست؟ برای اکثر ما دست مزد از اهمیت ویژه اي برخوردار است، تا حدی که توجه زیاد به این موضوع ما را از بررسی سایر ویژگی هاي شغل آینده مان که ممکن است برای همیشه بر زندگی ما تاثیر گذار باشد، باز می دارد.

 

عواملی چون امنیت شغلی، علاقه بکار یا جَو حاکم بر فضای کار از عوامل بسیار مهمی هستند که امکان دارد پس از ورود به یک حرفه نظر شما رابه کلی درباره آن عوض کنند و اگر شما نتوانید تغییر شغل دهید، باید بخش بزرگی از عمرتان را بدون علاقه و میل باطنی به آن کار در آن حرفه ادامه دهید؛ پس بهتر است همان ابتدا در انتخاب شغلمان بیشتر دقت کنیم و هر فرصت شغلی را بی اطلاع از ماهیت واقعی آن نپذیریم. برای یافتن شغلی متناسب با سبک زندگی خود به نکات زیر دقت کنید.

 

1. مشخص کنید از زندگی چه میخواهید

قبل از این‌که جست و جو برای شغل جدید را آغاز کنید، ابتدا این موضوع را تعیین کنید که دراین مرحله از زندگی به دنبال چه هستید و چگونه می‌خواهید سطح زندگی تان را ارتقا دهید. باید از خود بپرسید که چه چیزی در زندگی ارزش دارد و برای رسیدن به کدام هدف باید جنگید. آیا حقیقتا به دنبال چالشی هستید

 

تا هوش، درایت و ابتکار عمل خودرا بسنجید؟ آیا فردی عمل گرایید یا دوست دارید وقت خود رابه همراه دوستان سپری کنید؟ آیا به دست آوردن پول انگیزه اصلی شماست؟ به این سوالات به دقت پاسخ دهید: زیرا هر یک از این پاسخ ها شما رابه سمت شغلی متفاوت سوق خواهدداد.

 

2. کدام عامل مهم تر است؟

زمانی که پای یک عمر زندگی شخصی شما در بین است، بهتر است کاملا با خودتان روراست باشید. مرحله بعدی در انتخاب شغلی که برای زندگی شما و سبک زندگی تان متناسب باشد، تعیین کردن اولویت هاست. در ابتدا مشخص کنید دراین دوره از زندگی کدام یک از این موضوعات پراهمیت تر است: داشتن حداقل فلان مقدار درآمد ماهیانه،

 

ارتباط با دیگر افراد و کسب تجربه، کارکردن روی مسئله یا مشکلی خاص، حداکثر 30 ساعت کارکردن در هفته و داشتن اوقات فراغت مناسب یا هر هدف دیگر.

 

3. دنبال شغلی رویایی نباشید، بلکه شغلی ایده آل را جست و جو کنید

یکی از اشتباه هایي که طبق معمول افراد مرتکب میشوند این است که تصور می‌کنند فقط یک شغل رویایی ایده آل است و توقعات نا‌به‌جایی در ذهن خود ایجاد می‌کنند. شاید شما ناگزیر به انجام کارهایی باشید که علاقه به انجام انها ندارید. جورج ونسل میگوید: شغل ایده آل شغلی است

 

که با علایق شخصی، توانایی ها، مهارت ها، ارزش ها و سبک زندگی شخصی شما هم‌خوانی داشته باشد. شاید شغلی مانند خوانندگی بی نظیر باشد؛ اما ممکن است این شغل با مهارت یا شخصیت شما هم‌خوانی نداشته باشد. شغل متناسب شغلی است که حسی مثبت به زندگی شما تلقین می‌کند.

 

4. مسائلی که در شغل کنونی شما را اذيت میدهد کدام اند؟

بهتر است فهرستی از عواملی که کمبود آنرا در شغل فعلی حس می‌کنید و عوامل آزاردهنده در شغلتان را تهیه کنید. این لیست بشما کمک می‌کند که بدانید چرا از شغل فعلی راضی نیستید و به دنبال شغلی ایده آل می‌گردید.
شاید موفق شوید عوامل نامطلوب را از محیط کاری خود حذف کنید و با احساسی بهتر نسبت به کارتان به آن ادامه دهید.

 

5. خطوط قرمز را برای خود مشخص کنید

شاید به این دلیل دوست دارید شغلی جدید داشته باشید که لازم است گاهی چند شب در هفته را تا دیروقت در محل کار بمانید؛ در حالی‌که خانواده شما به حضورتان نیاز دارند یا دوست دارید چند ساعتی رابا فرزندتان بگذرانید. قبل از این‌که شغلتان را ترک کنید، ابتدا با خود بیندیشید، آیا میتوانید شغلی با مشخصات دلخواه بیابید؟ شغلی که با سبک زندگی شما هم‌خوانی بیشتری داشته باشد.

 

شاید شغلی که الان به آن مشغولید ویژگی هاي مطلوب و منحصر به فردی داشته باشد که درصورت تغیبر شغل خلا آنرا حس کنید.

 

6. به شخصیت خود دقت کنید

خود من شخصا علاقه خاصی به کارکردن در منزل دارم؛ ولی شاید از نظر شما قضیه به شکلی دیگر باشد؛ شاید شما علاقه داشته با شید برای مدتی از منزل خارج شوید یا اصلا از نظر شما کار در منزل باعث کاهش کارایی شود. از خودتان بپرسید در کدام حالت آسان و خوشحال‌ترید و می‌توانید به بهترین نحو کار کنید؟

 

برای خود مشخص کنید که به کارهای گروهی علاقه دارید یا تنها کارکردن را ترجیح میدهید؟ آیا حاضرید در ازای حقوقی بیشتر از خانواده دور باشید یا در منطقه اي بد آب و هوا زندگی کنید؟

 

7. درباره کمپانی هایي که علاقه دارید در آنجا کار کنید پرس و جو کنید

زمانی که درباره شغل مدنظرتان مطمئن شدید، سراغ افرادی بروید که در آن زمینه فعالیت داشته اند یا در کمپانی مد نظر مشغول بوده اند. این افراد اطلاعات جالبی در اختیار شما قرار می‌دهند. البته زیاد به صحبت هاي افراد منفی‌نگر توجه نکنید. افرادی که از یک کمپانی بیرون آمده اند نیز میتوانند نکات مفیدی بشما گوشزد کنند. وقتی شغلی به نظرتان مناسب بود دیگر درنگ نکنید!

 

8. برای گفتگو کاری تقاضا کنید

یکی از ساده‌ترین و مناسب ترین روشهای تقاضای یک شغل ایمیل زدن به مسئول مربوطه در آن کمپانی است. البته شما می باید ویژگی و تخصص هایي داشته باشید که برای کمپانی مد نظر جذابیت داشته باشید و باید از شأن و رتبه خود مطلع باشید.

 

9. از ابراز عقیده و نظر خود هراسی نداشته باشید

اگر برای یک گفت و گو کاری دعوت شدید، هیچ اشکالی ندارد که درباره سبک زندگی، خواسته ها و علایقتان بطور صادقانه با ارشد خود صحبت کنید. بدترین پاسخ و واکنش که ممکن است با آن مواجه شوید «نه» است. اگر انها نمیخواهند بشما حقوق مدنظرتان را پرداخت کنند، می‌توانند انجام کار را اندکی برای شما آسان تر کنند.

 

پیدا کردن شغلی بی عیب و نقص غیرممکن است؛ اما میتوانید از نکات گفته شده برای یافتن شغلی متناسب تر با سبک زندگی تان استفاده کنید.

 

 

چطور می توان مهارت‌ های خود را در خواب آموخت؟

چطور می توان مهارت‌ های خود را در خواب آموخت,متخصصان معتقدند با کمک برخی شیوه‌های ساده نظیر پخش کردن یک موسیقی ملایم یا روشن کردن یک شمع معطر می‌توان یادگیری برخی مهارت‌ها را در هنگام خواب به طرز شگفت‌آوری تقویت کرد.چطور می توان مهارت‌ های خود را در خواب آموخت؟

چطور می توان مهارت‌ های خود را در خواب آموخت؟

 

اگرچه متخصصان همچنان بر سر یک مهارت خاص ابهام دارند اما آنها نمونه‌های محکم و قابل قبولی را دارند که می‌تواند این مساله را در دنیای واقعی تقویت کند.

 

به عنوان مثال آنها دریافته‌اند افراد در صورتی که در هنگام خواب در حال گوش دادن به یک موسیقی یا صوت، یک شیء را در جایی قرار دهند بعدا خیلی راحت‌تر می‌توانند جای آن شیء را به خاطر بیاورند.

 

علاوه بر این وقتی فردی در حال یادگیری یک زبان خارجی است می‌تواند در هنگام خواب با پخش صوتی از کلماتی که به تازگی آموخته، مهارت یادگیری خود را تقویت کند.

 

بیزینس اینسایدر نوشت: در ادامه به برخی از مهارت‌هایی که به گفته محققان در هنگام خواب قابل یادگیری و تقویت هستند، اشاره می‌کنیم:

 

یادگیری کلمات خارجی

در یک آزمایش جدید محققان با چند عبارت ساده شروع به آموزش زبان هلندی به چند آلمانی زبان کردند. آنها سپس وقتی این افراد در خواب بودند صوتی را از برخی کلمات جدیدی که به آنها یاد داده بودند پخش کردند. این کار بدون اطلاع این افراد انجام شد.

 

مشخص شد این افراد کلماتی را که صوت آنها در هنگام خواب پخش شد در مقایسه با کلماتی که صوت آنها پخش نشده بود، بهتر به خاطر آورده و بعدها بهتر ترجمه کردند.

 

کارشناسان پس از این برای اینکه مطمئن شوند تقویت این مهارت به خواب ارتباط دارد و تنها به مهارت شنیداری افراد بستگی ندارد، گروه دیگری را انتخاب کردند که این گروه در هنگام قدم زدن به کلمات هلندی گوش فرا دادند.

 

پس از این مشخص شد این افراد نتوانستند به خوبی گروهی که در خواب کلمات را شنیده بودند واژه‌ها را به خاطر بیاورند.

 

اما دلیل این مساله چیست؟ محتمل‌ترین پاسخ به این سوال به خواب مغزی ارتباط دارد که در این هنگام فعالیت‌های آن برای مدت مشخصی در هنگام شب کند می شود.

 

در طول این بازه زمانی و کند شدن فعالیت، مغز شدیدا مشغول انتقال حافظه کوتاه مدت از بخش حافظه موقت به بخش جلوی مغز است که اطلاعات در این بخش به عنوان حافظه بلندمدت ثبت می‌شوند.

 

محققان با مطالعه امواج مغزی زبان آموزان آلمانی دریافتند آنهایی که در هنگام خواب به کلمات خارجی گوش می‌دهند، در طول شب فعالیت امواج مغزی‌شان کند می‌شود و در نهایت هرچه امواج مغزی کند شوند یادآوری کلمات جدید بهتر خواهد بود.

 

افزایش مهارت یادگیری موسیقی

یافته‌های محققان تنها به صوت کلمات محدود نمی‌شود بلکه موسیقی هم می‌تواند از این شیوه بهره‌مند شود.

 

متخصصان به تازگی با کمک یک شیوه که از یک بازی معروف آن را قرض گرفته‌اند به گروهی از افراد نواختن گیتار را یاد دادند. سپس آنها به خواب رفتند و بدون اینکه در جریان باشند برای گروهی از آنها همان ملودی‌ها را که در بیداری یاد گرفته بودند در خواب پخش کردند.

 

افرادی که این ملودی‌ها را در هنگام خواب شنیده بودند، پس از بیداری بهتر از افرادی که در خواب ملودی‌ها را نشنیده بودند، آنها را نواختند.

 

جلوگیری از فراموشی بخش خاص از خاطرات

همه ما میزان قابل توجهی از اطلاعات به ویژه تاریخ‌ها و توضیحاتی که برایمان بی‌اهمیت جلوه می‌کنند را فراموش می‌کنیم. در واقع مغز ما از یک سیستم مخصوص برچسب‌گذاری برای تمیز قرار دادن میان اطلاعات مهم و اطلاعات غیرضروری تشکیل شده است.

 

اطلاعاتی که از سوی مغز روی آنها برچسب مهم می‌خورد مستقیما وارد حافظه بلندمدت می‌شوند. در نقطه مقابل، اطلاعات غیرضروری و کم اهمیت وارد حافظه کوتاه مدت می‌شوند که این اطلاعات با ورود اطلاعات جدید فراموش می‌شوند.

 

کارشناسان به تازگی دریافتند افرادی که به صوت‌های مرتبط با یک رویداد گوش می‌دهند حتی اگر این رویداد بی‌اهمیت باشد بهتر می‌توانند آن را در مغز خود به خاطر بسپارند.

 

آنها در این مطالعه، گروهی از داوطلبان را انتخاب کرده و برای آنها آیکون‌های خاصی را روی صفحه نمایش کامپیوتر قرار دادند.

 

این آیکون‌ها به گونه‌ای برنامه‌ریزی شده بودند که در صورت قرار دادن فایل داخل آنها، صدای مخصوصی از آن پخش می‌شد. به عنوان مثال با کلیک روی آیکن گربه صدای گربه و با کلیک روی آیکون زنگ، صدای زنگ پخش می‌شد.

 

سپس داوطلبان به خواب رفتند و بدون اینکه باخبر باشند کارشناسان مجددا روی آیکون‌ها کلیک کرده و صدای آیکون‌ها دوباره پخش شد. در کمال تعجب مشخص شد افرادی که در هنگام خواب این صداها را شنیده بودند پس از بیدار شدن بهتر توانستند محل تمام فایل‌ها را به خاطر آورند.

 

 

 

منبع:ایسنا

 

 

 

نکته هایی مناسب برای بهتر زندگی کردن

نکته هایی مناسب برای بهتر زندگی کردن,کیفیت زندگی خود را بالا ببریدنکته هایی مناسب برای بهتر زندگی کردن

نکته هایی مناسب برای بهتر زندگی کردن

‌ما باید در دنیا کارهای خوب انجام دهیم، اما نه به این دلیل که نتیجه خوبی عایدمان شود. چنین دیدگاهی خیلی بچگانه‌ است. فقط بچه‌ها و آنهایی که تازه شروع به کار کرده‌اند اینطور فکر می‌کنند. آنها هستند که در ازای کارشان به پاداش یا تنبیه نیاز دارند.

 

وقتی ابعاد زندگیمان را گسترده‌تر می‌کنیم، آگاهی‌مان بالاتر می‌رود، همه اینها فراموش می‌شود. آنوقت دیگر هر کاری که فکر می‌کنیم به نفع دیگران است یا مطابق با آگاهی‌مان است انجام می‌دهیم. و در مقابل هیچ چشم داشتی نداریم.

 

اگر به تاریخ جهان نگاه کنیم، همه آنهایی که کار نیک انجام می‌داده‌اند با همان سطح نیکی پاسخ نمی‌گرفتند. بعنوان مثال، مسیح را در نظر بگیرید. او در همه طول زندگی خود تلاش کرده بود نمونه کاملی از نیکی باشد اما هیچ پاداش قابل‌توجهی در نتیجه آن عایدش نشد.

 

حداقل تا زمانیکه زنده بود. و بودا که برای دنیا و مردمانش چه خوبی‌ها که انجام نداده بود اما تحت آزار و اذیت بسیار قرار گرفت. یا حتی گاندی؛ او برای نیکی کردن به کشور و مردمش و ایجاد صلح و دوستی بین معتقدین مذهبی در هند تا پای جان پیش رفت اما در عوض چه عایدش شد؟ یک گلوله! آدم‌های بسیار زیاد دیگری مثل کندی و ابراهان لینکلن برای امریکا. همه این آدم‌های خوب.

 

با تمام وجود برای ایجاد عدالت در جهان و صلح در میان مردمان جهان تلاش کردند اما باوجود همه آن خوبی‌ها عاقبتی بسیار ناراحت‌کننده عایدشان شد.

 

پس همه کارهای خوبی که انجام می‌دهیم ممکن است – حداقل در این دنیا – عاقبت خوبی برایمان نداشته باشد. بنابراین توقع نداشته باشید که اگر سالم غذا خوردید، همه زندگیتان آرام و بی‌دغدغه پیش رود، هیچ مشکلی برای سلامتی‌تان اتفاق نیفتد، همه دوستتان داشته باشند، هیچ دشمن یا بیماری نداشته باشید، تصادف نکنید، و امثال این. متوجه منظورمان شدید؟ کارهای خوب را به این دلیل که تنها راه انسان بودن است انجام دهید؛ تنها راه یک انسان خوب بودن.

 

بر تحسین‌ها یا تنبیه‌ها چیره شوید

و از این گذشته، اگر بخواهیم از زندگی انسانی پا را فراتر گذاشته و به وجودی مقدس تبدیل شویم، برای کل جهان مفید باشیم، این یعنی انسانی نیک بودن. این تنها دلیل و هدف زندگی است. تاوقتیکه سعی کنید نیکی و مهربانی کنید، همیشه نیرویی با شما مقابله خواهد کرد، نیروی که سعی خواهد کرد شما را از مسیرتان منحرف کرده و به مسیری دیگر بیندازد.

 

به همین دلیل برای اینکه بدون شکایت و پشیمانی از نگرفتن پاسخ خوب، به راهتان ادامه دهید، به قاطعیت بسیار زیادی برای کنترل خودتان، چک کردن مسیرتان، که ببینید در راه درست هستید یا نه، نیاز دارید.

 

ممکن است به ازای هر تحسین و قدردانی، هزاران تهمت و افترا نصیبتان شود.

 

اینکه خبری از آنها ندارید به این معنی نیست که وجود ندارند. اینکه اهمیتی به تحسین یا مخالفت دیگران نمی‌دهید به این معنی نیست که وجود ندارند. فقط چون آنها را جدی نمی‌گیرید، تحت‌تاثیر آنها قرار نمی‌گیرید.

 

چنین روش زندگی به فداکاری و رنج درونی بسیار نیاز دارد. بیشتر آدمها نمی‌دانند. ولی بااینحال باوجود قدرنشناسی‌های انسان، آدم‌های بسیار زیادی به این طریق به زندگی‌شان ادامه می‌دهند. آدم‌های زیادی برای انجام کار دست و نیک سعی می‌کنند خودشان را رشد دهند.

 

این چالش زندگی انسان‌هاست که همیشه در راه خدا قدم بردارند و از دستورات او پیروی کنند. به این طریق است که می‌توانند به موجودی خاص و مقدس تبدیل شوند.

 

تنها راه این است که انسانی آزاده باشید

بااینکه آزاده بودن و رسیدن به این مقام بسیار سخت است اما این تنها راه شماست. مگر اینکه بخواهید همیشه وجودی پست و دنیایی باقی بمانید. تنها راهی که دارید این است که جلو روید، هرچقدر هم که مانع بر سر راهتان باشد. تا جایی که می‌شود باید جلو روید.

 

باید پرواز کنید. هرچه بلندتر بهتر. آنقدر باید تلاش کنید تا هیچ چیز دیگری جز خوبی درونتان باقی نماند. تااینکه هیچ چیز دیگری جز امپراطوری خداوند را درونتان احساس نکنید.

 

می‌پرسید امپراطوری خداوند چیست؟ امپراطوری خداوند مثل بقیه امپراطورها با تاج زرین پر از سنگ‌های قیمتی نیست. تخت سلطنت هم ندارد. امپراطوری خداوند پاکی است، محبت و مهربانی است، آرامش خاطر است.

 

اگر این امپراطوری را درونمان داشته باشیم، هر کجا که برویم احساس می‌کنیم در بهشتیم. آنوقت دیگر لازم نیست برای رسیدن به بهشت اخروی نگران باشیم. چون چه زنده باشیم و چه بمیریم در بهشتیم. دیگر هیچکس نمی‌تواند بهشت را از ما بگیرد. اما اگر این را به دست نیاوریم، حتی اگر به بهشت هم برویم، محیط بیرونی بهشت به درون روح سیاهمان نفوذ نخواهد کرد چون هنوز هم با خودمان نفرت، کینه و حسادت حمل می‌کنیم.

 

اگر در درونتان آرامش داشته باشید، همه جا برایتان بهشت خواهد شد

پس اگر خودتان تغییر کنید، موقعیت تغییر خواهد کرد. اگر بهشت در درونتان باشد، آرامش درونی داشته باشید، همه جا برایتان به بهشت تبدیل خواهد شد و همه جا آرامش خواهد بود. این هدف خوب بودن است. این تنها انتخابی است که دارید، مگراینکه بخواهید تا آخر در جهنم بمانید.

 

ماندن در جهنم کار سختی نیست و نیاز به هیچ سعی و تلاشی ندارد. جهنم شلوغ‌ترین جا است. پس رفتن به بهشت باید بهتر باشد. بهشت بسیار خلوت‌تر و آرام‌تر است و فضای بیشتری در آن هست.

 

پس چرا به جای جهنم به بهشت نرویم؟ پس اگر به دنبال آرامش هستید، کمی باید به خاطر آن به خودتان سختی بدهید. اما اگر بگذارید برای بعد یا حتی زندگی‌های بعدی، این تلاش و سختی بیشتر خواهد شد. چون عادت‌ها و خصایص بدتان بیشتر و بیشتر می‌شود. آنوقت دیگر اصلاح کردن آن بسیار سخت خواهد شد. پس هر چقدر هم که سخت باشد، از همین امروز همین جا شروع کنید.

 

عادت‌های قدیمی را از ریشه بکَنید

ممکن است خودتان فکر کنید که همین الان هم پاک و منزه هستید. اما دقت کنید. تصور نکنید چون گیاهخوارید، چون اصول اخلاقی را رعایت می‌کنید پاک هستید. هنوز نه. پاک و منزه بودن کار آسانی نیست. از این به بعد مراقب خودتان و رفتارهایتان باشید.

 

فقط یک روز به همه رفتارها و لحظاتتان دقت کنید. ببینید در موقعیت‌های مختلف چطور واکنش می‌دهید. وقتی خوب به رفتارهایتان دقت کنید متوجه منظورمان خواهید شد.

 

خیلی وقت‌ها وقتی خودمان هم متوجه آن نیستیم، رفتارهای خیلی جزئی، عادت‌هایی که ریشه‌ای عمیق درون ما دارند و اصلاً خودمان از آنها بی خبریم، کار را خراب می‌کنند. و گاهی نسبت به خیلی چیزهای دیگر مثل عشق، محبت و حساسیت به رنج دیگران، بی توجه و بی‌تفاوت می‌شویم. گاهی با دیدن فیلم‌هایی که مثلاً درمورد جنگ، مسائل معنوی یا رنج و درد انسان‌هاست، به جای گریه، خنده‌مان می‌گیرد.

 

به جای اینکه به مفهوم پشت آن فیلم که دردهایی کاملاً حقیقی از این دنیا و آدم‌های آن را نشان می‌دهد، توجه کنیم، بخاطر موضوعی دیگر در آن فیلم می‌خندیم.

 

می‌بینید، گاهی رفتارها و واکنش‌هایی بسیار کوچک، عادت‌هایی ریشه‌دار در ما هستند که باید آنها را از ریشه بکَنیم.

 

با خودتان صادق باشید

همه عادت‌های ناخوشایند قدیمی‌تان را شناسایی کنید. اگر مشکلی با آنها ندارید، اشکالی ندارد. مشکل خود شماست. منظور ما این است که اگر واقعاً با خودتان صادق باشید و بخواهید حساسیتتان به شادی و رنج دیگران و همچنین پاکی و سلامت خودتان را رشد دهید، پس همیشه باید مراقب و هوشیار باشید.

 

. همیشه باید گوش بزنگ باشید، درغیراینصورت خیلی راحت یک روز، دو روز، سه روز، یا کل زندگیتان را در ناآگاهی، با عادت‌های بد و دور از خودآگاهی خواهید گذراند و قادر نخواهید بود که معنای عمیق‌تر زندگی را دریابید. بعد آن زمان است که دیگران را متهم می‌کنید، خدا را متهم می‌کنید، روش و دین و پیامبر را متهم می‌کنید. این کمکی به شما نخواهد کرد.

 

می‌توانید هر کسی که خواستید را متهم کنید اما کمکی برای بهتر شدن اوضاع شما نخواهد کرد. بهترین کار این است که با خودتان صادق باشید و همیشه مراقب عادت‌های عمقی و ریشه‌دار خودتان که تاثیرات ناخوشایندی بر شما دارند باشید.

 

فقط چند نمونه برایتان بیان کردیم. نمونه‌های بسیار زیادی وجود دارد. نیازی به عنوان کردن همه این نمونه‌ها نیست. خودتان اینقدر باهوش هستید که بتوانید از این مثال‌ها الگو گرفته و عادت‌های عمیق خودتان را شناسایی کنید.

 

از امشب دیگر می توانید مثل همیشه نماز بخوانید، مدیتیشن کنید. بخوابید. صبح بیدار شوید و سر کار بروید. سعی کنید موقع کار همیشه روی کارتان متمرکز باشید. غیبت نکنید و حرف های بیهوده نزنید. البته ممکن است هیچکس بخاطر این کارها ایرادی به شما نگیرد اما این خودتان هستید که باید بتوانید از زمان بیکاری، محیط و انسان‌ها در جهت رشد معنوی خودتان بهره بگیرید.

 

موقع راه رفتن، خوابیدن، حرف زدن، نشستن، دراز کشیدن و هر کار دیگری سعی کنید همیشه بر مرکز عقل و خردتان تمرکز داشته باشید. فقط به این ترتیب است که می‌توانید پیشرفت کنید. و هرچه بیشتر پیشرفت کنید، انگیزه بیشتری پیدا کرده و بیشتر تمرین خواهید کرد.

 

 

 

 

منبع:مردمان