مدل مو مردانه فصل بهار و تابستان |بهترین مدل موهای آقایان مخصوص بهار

بهترین مدل موهای مردانه مخصوص بهار

بهترین و شیک ترین مدل مو هاي مردانه جذاب را برای بهار امسال می‌توانید در مجموعه دیدنی زیر ببینید که میتوانند چهره هر مردی را جذابتر جلوه دهند.بهار بهترین موقع از سال است که مدل مویی جدید را امتحان کنیم. بهارفصل تغییر، رشد و شروعی دوباره است. با شروع گرم شدن هوا بهتر است موهایی کوتاه داشته باشیدمدل مو مردانه فصل بهار و تابستان |بهترین مدل موهای آقایان مخصوص بهار

مدل مو مردانه فصل بهار و تابستان |بهترین مدل موهای آقایان مخصوص بهار

 

تا خودتان آسان شوید. بهمین خاطر دراین مطلب میخواهم مدل مو هاي کوتاهی رابه شما معرفی کنم که کوتاه هستند ودر عین حال روی بورس هستند. مطمئناً از میان 40مدل مو از یکی خوشتان خواهد آمد. فراموش نکنید در هوای گرم پوست کف سر بیشتر در دسترس خشک شدن است.

 

سالم نگه داشتن پوست این قسمت برابر است با موهایی باکیفیت و سالم. روغن آرگان یکی از بهترین روغن هایي است که پس از دوش گرفتن میتوانید به پوست کف سر و موها بزنید. همچنین این روغن بوی بسیار مطبوعی نیز دارد.

 

یک سفارش دیگر این که اگر دراین فصل زیاد دوش میگیرید هر بار وادار نیستید از شامپو استفاده کنید در هفته فقط سه مرتبه کافی است. اگر هرروز حمام میکنید گاهی تنها از نرم کننده استفاده کنید. نرم کننده هاي آب رسان و مرطوب کننده انتخاب هاي مناسبی هستند. از شامپوها و نرم کننده هایي که با الکل خوشبو شده اند استفاده نکنید چون پوست کف سر را خشک میکنند.

 

هر شب صورت خودرا بشویید مخصوصا قسمت بالای پیشانی چون اگر این قسمت خشک شود، خشکی پیشرفت می‌کند و به قسمت کف سر میرسد. بعد از شستشو نیز حتماً از کرم مرطوب کننده استفاده کنید. در مورد مرطوب کننده ها نیز بهتر است از انواع غیر خوشبو استفاده کنید.

 

بعد از دوش گرفتن مو هاي خود را با حوله خیلی آرام خشک کنید، طبق معمول آقایان حوله را با شدت بالا روی سرخود میکشند که اینکار باعث شکسته شدن موها می‌شود.موهاي خودرا وقتی کاملا خیس هستند بورس نکشید واگر وادار بودید از شانه اي استفاده کنید که دندانه هاي درشت دارد.

 

هنگام استفاده از سشوار دمای آنرا روی آخرین درجه نگذارید چون هم موها خشک می‌شود وهم پوست کف سر آسیب می‌بینید.بسیارخب تا فراموش نکردم می‌خواستم به شما مدل مو معرفی کنم این شما و این هم مدل موهاي مخصوص این فصل است…

بهترین مدل موی مردانه در تابستان کدام است

بهترین مدل تابستانی موی مردانه

جدید ترین مدل‌هاي لباس مردانه برای بهار و تابستان

 

زیباترین دختر روسیه سال 2018 انتخاب شد +عکس | دختران شایسته

جذاب ترین دختر روسیه سال 2018 انتخاب شد +عکس

مسابقات ملکه زیبایی سال 2018 در روسیه با حضور دختران واقعا جذاب و زیبا برگزار شد که در انتها یک نفر بعنوان ملکه زیبایی انتخاب شد. مسابقات ملکه زیبایی روسیه برگزار شد واین دختر جوان برنده مسابقات میس روسیه شد.یولیا پولیاچیخینا بعنوان زیباترین دختر روسیه در سال 2018 انتخاب شد.زیباترین دختر روسیه سال 2018 انتخاب شد +عکس | دختران شایسته

زیباترین دختر روسیه سال 2018 انتخاب شد +عکس | دختران شایسته

 

زیباترین دختران روسی درمسابقات میس روسیه هرسالهِ شرکت می کنند و ازجمع شرکت‌ کنندگان یک نفر انتخاب میشود.

یولیا پولیاچیخینا از جمهوری خود مختار چواشستان روسیه برنده این مسابقات شد. پولیا پولیاچیخینا ، فرصتی خواهد داشت تا دررقابت هاي بین المللی «Miss World» سال 2018 شرکت کند. کشور روسیه، از جمله کشور هایي به حساب می آید که حضور فعالی در رقابت هاي مد ولباس به ویژه میس ورلد «Miss World» داشته و در هر دوره ، نماینده اي به این رقابت ها فرستاده است.

 

رونمایی برترین گوشی ها دارای بدنه فلزی + عکس

رونمایی برترین گوشی ها دارای بدنه فلزی ، استفاده از فلز در طراحی گوشی‌ها قدمتی چندین ساله دارد. شرکت‌های بزرگ گوشی سازی از همان ابتدا از فلزات مختلف و به شیوه‌های مختلف و به مقادیر متفاوت در طراحی و ساخت بدنه برخی گوشی‌های خود استفاده می‌کردند.رونمایی برترین گوشی ها دارای بدنه فلزی + عکس

رونمایی برترین گوشی ها دارای بدنه فلزی + عکس

 

از همان ابتدا نیز این سبک گوشی‌ها مشتریان و علاقه مندان زیادی داشته است، تنوع روکش‌های فلزی عمق بصری جذابی به گوشی‌ها داده و البته سبک خاص آن‌ها باعث شده که معمولاً قیمت بیشتری نسبت به رقبای پلاستیکی خود داشته باشند.

 

با این حال تجربه نشان داده است که اگر برای یک مدل گوشی دو نوع بدنه فلزی و پلاستیکی موجود باشد استقبال از نسخه فلزی به مراتب بیشتر از نسخه‌های دیگر خواهد بود. طرفداران سری گلکسی اس سامسونگ همچنان در حسرت نسخه ای با بدنه فلزی از گوشی مورد علاقه خود هستند.

 

در ادامه قصد داریم تا برخی از بهترین گوشی‌های موجود در بازار را که بدنه ای فلزی دارند معرفی کنیم.

 

اچ‌تی سی وان و وان M8

زیبا و جذاب دو صفتی هستند که می‌توان برای طراحی صنعتی گوشی‌های HTC ONE اولیه و مدل جدی‌تر نسخه M8 بدون تردید به کار برد. اچ تی سی توانسته با کمک آلیاژ آدونیزه شده آلومینیوم و استفاده از رنگ‌های مات و خاصی مانند قرمز، آبی و طلایی زیبایی ظاهری گوشی‌های خود را دوچندان کند.

نوکیا N8
نوکیا سابقه خوبی در تولید گوشی‌های همراه با بدنه فلزی دارد و مدل N8 نیز یکی از بهترین نمونه‌های تولید شده از این شرکت فنلادی بود که هم اکنون دیگر بخشی از غول مایکروسافت محسوب می‌شود.

 

N8 متعلق به زمانی است که نوکیا هنوز به طور گسترده از سیستم عامل ویندوز در گوشی‌های خود استفاده نمی‌کرد. در واقع بزرگ‌ترین ضعف نوکیا N8 نیز سیستم عامل آن بود.

نوکیا لومیا 930 و 925
در زمانی که شرکت نوکیا سیستم عامل‌های قدیمی خود را کنار گذاشت و به ویندوز فون روی آورد، سری لومیای این شرکت بدنه فلزی را کنار گذاشت و به استفاده از جنس پلی کربنات با رنگ‌های مختلف پرداخت.

 

تا اینکه لومیا 925 و نوکیا 930 اولین گوشی‌های لومیا با ویندوز فون بودند که مجدداً از فلز دز طراحی آن‌ها استفاده می‌شد. و آن هم یک نوار فلزی کلاسیک به دور گوشی‌های رنگی رنگی لومیا بود.

اپل iphone
هنگامی که گوشی آیفون برای اولین بار توسط اپل معرفی شد قسمت فلزی پشت آن یکی از مهم‌ترین و خاص‌ترین ویژگی‌های فیزیکی آن بود که منتقدان نظرات مثبتی نسبت به آن داشتند.

 

اما نسل بعد از آن قسمت فلزی با بدنه پلاستیکی جایگزین شد تا آنتن دهی گوشی بیشتر شود. اما همین امر باعث شد تا از محبوبیت ظاهری آیفون در بین هواداران کاسته شود. اما در نسل‌های بعدی فریم استیل ضد خش در کنار شیشه آیفون را همراهی کردند.

اچ‌تی‌سی HERO
اچ تی سی وان اولین پروژه این شرکت برای کاربرد فلز در طراحی بدنه گوشی‌های این شرکت نبود. بلکه قبل از آن نمونه‌های موفق دیگری از این شرکت مانند Legend و Hero نیز در طراحی بدنه خود شاهد بخش‌های فلزی بودند که در زمان خود طرفداران زیادی داشتند.

 

شرکت اچ تی سی حتی در مدل HD2 خود که یکی از بهترین‌های HTC ازنظر هواداران است نیز از پنل فلزی برای قاب پشت استفاده کرد.

هواوی P6
مدل پی 6 از شرکت هوایی با ظاهری بسیار باریک و طراحی فلزی قاب پشتی گوشی تحسین بسیاری از منتقدین را در بخش طراحی صنعتی برانگیخت. بسیاری اسند پی 6 را از نظر زیبایی ظاهری با گوشی‌های آیفون اپل مقایسه می‌کنند. پی 6 را در واقع می‌توان اولین مدل موفق هوایی در بازار گوشی‌های هوشمند امروزی دانست.

سونی Xperia Z Series
از طراحی تخت و کلاسیک گوشی‌های سونی در خانواده اکسپریا و سری Z نمی‌توان ایرادات زیادی گرفت. به کارگیری فلز در قاب و بدنه گوشی نیز به کاربرپسند تر شدن هرچه بیشتر این گوشی کمک شایانی کرده است.

منبع: بازار خبر

شرط بندی اینترنتی یا قمار ؟ مراقب خود باشید!

شرط بندی اینترنتی یا قمار؟ مراقب خود باشید,قمار یا اصطلاح امروزی اش «شرط بندی»، مدت هاست که یکی از رایج ترین شیوه های کلاهبرداران برای سرکیسه کردن طعمه هایشان شده است.شرط بندی اینترنتی یا قمار ؟ مراقب خود باشید!

شرط بندی اینترنتی یا قمار ؟ مراقب خود باشید!

 

هفته گذشته ماموران پلیس فتای استان مازندران، پس از مدت ها تحقیقات تخصصی توانستند با شناسایی 56 سایت شرط بندی، دستکم 70 گرداننده این سایت ها را که در جریان فعالیت های خود دست به کلاهبرداری 84 میلیارد تومانی از طعمه هایشان زده بودند دستگیر کنند.

 

یکی از کسانی که در دام این سایت ها گرفتار شده بود، مرد جوانی بود که حتی گوشش را در این شرط بندی ها از دست داد اما ماجرا چه بود؟

 

ماجرای شرط بندی ها، مدتی قبل به پلیس فتای استان مازندران اعلام شد، چند مالباخته که پول های زیادی در جریان این شرط بندی ها از دست داده بودند، دل به دریا زدند و با مراجعه به پلیس، از باخت میلیونی خود در سایت بخت آزمایی و شرط بندی خبر دادند.

شکایت آنها از یک طرف و گلایه های خانواده هایی که فرزندانشان اسیر سایت های شرط بندی شده بودند

 

از سوی دیگر باعث شد تا سرپرست دادسرای ویژه جرایم رایانه ای ساری، شخصا وارد ماجرا شود و با هماهنگی های قضایی، تیمی از ماموران پلیس فتای استان مازندران به فرماندهی سرهنگ رستمی، رییس پلیس فتای این استان وارد عمل شوند تا به فعالیت این سایت های کلاهبرداری پایان دهند.

 

از همان زمان بود که تحقیقات تخصصی ماموران شروع شد و آنها توانستند در جراین نخستین مرحله از این طرح بزرگ که از حدود سه ماه پیش شروع شد، سایت های زیادی را شناسایی و فیلتر کرده و همچنین تعداد زیادی از گردانندگان این سایت ها را دستگیر کنند

 

اما این پایان کار نبود چرا که تحقیقات ماموران ادامه یافت و ماموران در دومین مرحله از این طرح که طی یک ماه گذشته انجام شد، 56 سایت را شناسایی و 74 سرشاخه و گرداننده این سایت ها را در مازندران و سه استان دیگر دستگیر کردند.

 

بررسی گردش مالی این شرط بندی ها نشان می داد که متهمان دستگیر شده تاکنون دستکم 84 میلیارد تومان از طریق شرط بندی از طعمه هایشان کلاهبرداری کرده اند.

 

فرمانده انتظامی استان مازندران می گوید: گردانندگان این سایت ها اینگونه عمل می کردند که ابتدا فهرستی از انواع مسابقات فوتبال داخلی و خارجی در سایت قرار می دادند

 

و بعد، از بازدیدکنندگان می خواستند برای پیش بینی مسابقات در اول هفته، میان هفته و پایان هفته آن هم به صورت تک بازی و چند بازی، عضو سایت شوند و برای این پیش بینی ها مبالغی به حسابی که در سایت قرار داده شده بود واریز کنند.

 

سردار جعفری نسب ادامه می دهد: متهمان برای قانونی جلوه دادن فعالیت سایت هایشان شگرد ویژه ای داشتند.

 

آنها ابتدا سئوالاتی از مراجع تقلید درباره فعالیت در زمینه هایی مثل امور خیریه می پرسیدند و بعد جواب این استفتائات را در سایت قرار می دادند تا کسانی کهوارد سایت شوند تصور کنند که حتی مراجع تقلید هم گفته اند که فعالیت این سایت ها منعی ندارد.

 

به این ترتیب نقشه های خود را عملی می کردند و از این طریق سر صدها نفر کلاه گذاشته و میلیاردها تومان به جیب زدند.

 

همیشه بازنده بودم
آرش یکی از مالباختگان سایت های قماربازی یا همان شرط بندی است، به گفته خودش او همیشه بازنده بوده و اگر هم یک بار برنده می شد،

 

طمع رسیدن به پول بیشتر، باعث می شد تا تمام پولی را که به دست آورده بود، در قمار بعدی بگذارد و در نهایت با باخت، برمی گشت سر خانه اولش.

 

بعد از مدت زمانی که آرش، خانه و املاک پدری اش را در قمار باخت، از یکی از دوستانش پول گرفت اما باخت در این قمار نه تنها باعث شد تا او پولش را از دست بدهد بلکه او یک گوش خود را هم بر سر شرط بندی از دست داد.

 

پسر 22 ساله که بیش از 8 سال در شرط بندی ها شرکت می کند، در گفتگو با سرنخ از جزییات این قمار می گوید.

 

چند سال داری؟
– الان 22 سالم است.
چطور شد که وارد شرط بندی شدی؟
– سال 81 تصادف کردم و همین مسئله باعث شد که وارد شرط بندی شوم.

چه رابطه ای بین تصادف و شرط بندی وجود دارد؟

– زمانی که تصادف کردم، راننده فرار کرد و پدرم خانه اش را فروخت تا خرج درمان مرا بدهد. او زندگی اش را فروخت و من شرمنده کاری بودم که او انجام داده بود. به همین دلیل تصمیم گرفتم تا پول هایی که پدرم از دست داده بود را به اوپس بدهم و کارش را جبران کنم.

 

چه سالی شرط بندی را شروع کردی؟
– سال 85 بود که شرط بندی را شروع کردم. آن اوایل برگه بازی می خریدم. برگه ها را همه جا می توانید تهیه کنید.

 

از بقالی و سوپرمارکت گرفته تا کیوسک های روزنامه فروشی. این برگه ها شامل 15 بازی بود، این برگه ها را هزار تومان می خریدم. از 15 بازی، 10 بازی را باید درست حدس می زدم تا برنده شوم.

 

آن زمان چند سال داشتی؟
– خیلی سنم کم بود. شاید مدتی بعد از اینکه بهبودی کامل پیدا کردم. چون تصادف که کردم حالم خیلی بد شد و زمان زیادی در بستر بیماری بودم.

 

چه کسی شرط بندی را به تو معرفی کرد؟
– هیچ کس. این برگه ها همه جا هست و بارها و بارها دیده بودم، از طرفی کم سن و سال بودم و متوجه نبودم کاری که دارم انجام می دهم درست نیست.

 

بعد از اینکه بزرگ شدی چرا به این کار ادامه دادی؟
– وقتی افتادم در این کار، همه اش منتظر بودم که یک بار ببرم، آن هم یک مبلغ هنگفت و سنگین تا جبرانی بر آنچه از دست داده بودم باشد. به همین دلیل در شرط بندی بعدی شرکت می کردم و باز هم باخت بود و باخت.

 

برای این برگه ها چقدر هزینه می کردی؟
– برگه ها هزار تومان بود و هر کسی بسته به توانایی مالی اش مقداری پول برای این کار می گذاشت.

 

یعنی هر چقدر پول بیشتر می گذاشتی برگه های بیشتری می خریدی؟
– نه اینطور نبود. برگه ها هزار تومان بود اما شانس ها با پرداخت پول بیشتر، بیشتر می شد. مثلا کسی که یک میلیون تومان می داد با من که هزار تومان می دادم شرایطش فرق داشت.

 

او فقط باید سه بازی را درست حدس می زد و 12 بازی دیگرش را می بست، به این معنا که 12 بازی برای او برد محسوب می شد و سه بازی را باید درست حدس می زد تا جایزه اصلی را بگیرد اما من که هزار تومان داده بودم، باید همه بازی ها را درست حدس می زدم.

 

بعد از برنده شدن برگه تان، چه اتفاقی می افتاد؟
– همه مبالغی که برای این شرط بندی از سوی شرکت کنندگان گذاشته می شد، جمع می شد. 25 درصد این پول برای شرکتی بود که این شرط بندی را راه انداخته بود. 75 درصد بعدی برای نفرات اول و دوم بود.

 

مثلا اگر 150 میلیون تومان جمع شده بود، حدود 50 میلیون را شرکت برمی داشت.

 

100 میلیون باقی مانده 25 میلیون برای نفرات دوم بود و 75 میلیون برای نفرات اول. تعداد نفرات اول متفاوت بود، گاهی مواقع این تعداد زیاد و گاهی به تعداد انگشتان دست بود و این مبلغ به تعداد تقسیم می شد و به هر کسی پولی می رسید. مثلا یک دفعه 18 میلیون تومان به هر برنده تعلق گرفت.

بعد از اینکه برنده می شدید چه اتفاقی می افتاد؟

– برگه را نزد همان کسی که از او خریده بودیم می بردیم تا مهر بزند. بعد باید می دیدیم که اسم ما در فوتوکل وجود دارد یا نه! اگر اسم ما در فوتوکل وجود نداشت با آنکه برنده بودیم اما هیچ پولی را نمی توانستیم دریافت کنیم.

 

فوتوکل چیست؟
– برگه هایی بودند که روی آنها، شماره سریال هایی نوشته شده بود. روی برگه های شرط بندی که ما می خریدیم، شماره سریال هایی وجود داشت که اگر برنده می شدیم و شماره سریال برگه مان هم داخل برگه فوتوکل بود، آنوقت برنده جایزه می شدیم

 

اما اگر مسابقات را درست حدس زده بودیم ولی شماره سریال برگه مان در فوتوکل نبود، بردمان ارزشی نداشت. یک دفعه یک میلیون و 600 هزار تومان بردم اما اسمم در فوتوکل نبود و هیچ پولی به من پرداخت نشد.

 

در شرط بندی آنلاین هم شرکت می کردی؟
– بله، سال 87 بود که وارد شرط بندی آنلاین شدم. شرط بندی آنلاین خیلی متفاوت با آن برگه ها بود. در آنلاین، گزینه ها دوتایی بود، برد یا باخت. و برخلاف روش برگه ای، مساوی وجود نداشت.

 

البته تفاوت های دیگری هم داشت. برای شرکت در این شرط بندی ها باید با واریز پول، حسابت را پر می کردی. اگر حساب پر نمی شد در این شرط بندی نمی توانستی شرکت کنی.

 

این بازی چیزی جز باخت به همراه ندارد. البته زمان هایی هم برد دارد اما هر چقدر که ببری دوباره آن را در قمار بعدی از دست می دهی.

 

چقدر از دست دادی؟
– همه چیزمان را از دست دادم. خانه، مغازه و زمین های پدرم را با این امید که دفعه بعدی برنده می شوم، در شرط بندی از دست دادم.

 

پولی هم برنده شدی؟
– دو مرتبه بردم، یک بار 700 هزار تومان و یک بار یک میلیون و 600 هزار تومان.

 

چقدر باختی؟
– تا حالا 300 میلیون تومان، به همراه یک گوشم.

 

گوشت را در قمار باختی؟
– نه، «به خاطر» قمار باختم. زمانی که همه پول هایم را در قمار باختم، به سراغ دوستانم رفتم و تشویق شان کردم تا آنها پول شان را در این قمار بگذارند.

 

من روی پول آنها حساب باز می کردم اما باز هم بازنده شدم. پس از مدتی، دوستم به سراغم آمد و گفت پولم را می خواهم ولی من نداشتم که پولی به او بدهم، به همین دلیل از دوستم فرصت خواستم اما او عصبانی بود و گوش من را برید تا ثابت کند که اگر پولش را ندهم، جانم در خطر است.

چطوری این کار را انجام داد؟

– یک روز زنگ خانه مان به صدا درآمد، خودم را به مقابل در رساندم که با دوستم مواجه شدم. فکر نمی کردم چنین نقشه ای در سر دارد.

 

یکدفعه او به همراه دو نفر دیگر مرا گرفتند و به انتهای کوچه بردند و گوشم را بریدند. دکتر می گفت اگر دو سانتیمتر پایین تر را بریده بودند، حتما می مردم. بعد از این ماجرا، خودکشی کردم.

 

چرا خودکشی کردی؟
– همه اموالمان را در قمار باخته بودم و از طرفی وضع جسمی ام اینطوری شده بود. به همین دلیل دست به خودکشی زدم که موفق نشدم.

 

از آنها شکایت نکردی؟
– شکایت کردم اما پرونده با گذشت حدود یک سال هنوز به دادگاه فرستاده نشده است.

 

وقتی در شرط بندی می باختی شکایت نکردی؟
– می خواستم شکایت کنم اما می گفتند اگر شکایت کنی اول از همه خودت گیر می افتی. شرط بندی و قمار غیرقانونی است؛ در حالی که واقعا در تمام این مدت اشتباه فکر می کردم.

 

وقتی شکایت کردم نه تنها با من بد برخورد نشد، بلکه پلیس فتا خیلی تلاش کرد تا عاملان این شرط بندی را دستگیر کند و تا حدودی هم موفق شدند.

 

 

منبع:مجله همشهری سرنخ

زمان مجلس ترحیم پدر اکبر عبدی +عکس اعلامیه

هنرمند ارزنده و محبوب کشورمان دیروز در سوگ  پدرش نشست . به گزارش پارس ناز ، اکبر عبدی فوق ستاره سینما و تلویزیون ایران در غم از دست دادن پدرش مرحوم عباسعلی عبدی نشست . به همین مناسبت اکبر عبدی که امروز داغدار پدرش شده بود، اعلامیه مجلس ترحیمش را در اینستاگرامش منتشر کرد.

اکبر عبدی 4 شهریور سال 1339 از پدر و مادری اردبیلی در تهران محله نازی آباد به دنیا آمد.

درباره دختر جذاب و زیبای کتی هولمز و تام کروز

دختر کتی هولمز و تام کروز 12 ساله شد در حالی‌که بسیاری او را یکی از زیباترین دختران آینده می‌دانند که احتمالا بازیگر خواهد شد. این عکس سیاه و سفید از سوری چنان به مادرش کیتی شبیه بود که حتی می توانست با یک سلفی ازکیتی هولمز اشتباه گرفته شود.درباره دختر جذاب و زیبای کتی هولمز و تام کروز

درباره دختر جذاب و زیبای کتی هولمز و تام کروز

 

سوری دراین عکس یک تاج «تولدت مبارک» و روبان به سر دارد و به گزارش پرشین وی در حالیکه با خجالت لبخند می‌زند، از تماشای مستقیم به دوربین اجتناب کرده است.

سوری کروز در تولد ۱۲ سالگی اش

 

کیتی توضیح خاصی درکنار این عکس ننوشته و تنها به قرار دادن چند ایموجی به شکل قلب در کنارآن اکتفا کرده است. روز قبل ازآن نیز او عکسی رابه اشتراک گذاشته بود که ظاهراً آن ها را در عینآماده سازی جشن نشان می داد.او دراین تصویر با لذت به چند دسته بادکنک بنفش، صورتی، سفید و سبز خیره شده ودر توضیح کنارعکس نوشته : “خوشحالم”.

کیتی هولمز درکنار بادکنک هاي رنگی جشن تولد دخترش

 

در شب تولد نیز این مادر و دختر با لباسهای نسبتا مشابه، برای خرید با هم در بیرون مشاهده شدند وسوری درحالی که جعبهبزرگی با محتویات وسایل کاردستی و هنر در دست داشت به سمت خانه می دویدو مادرش نیز از پشت سر او حرکت میکرد.دختر کوچک تام کروز همچنین اخیرا در حین فیلم برداری سریال جدید مادرش در شیکاگو به او پیوستو لحظاتی رابا او گذراند.

دختر تام کروز در حین دویدن به خانه شب پیش از تولد ۱۲ سالگی اش

سریال جدید کیتی هولمز

سریال جدیدی که کیتی هولمز در آن نقش آفرینی میکند با نام قبلی «افسوس هاي خانم اوتیس» در موردیک مامور مخصوص اف بی آی به نام هزل اوتیس «با بازی کیتی هولمز» است که در حین تحقیقات دررابطه با یک پرونده تهدید و خشونت خانگی است ولی یک بی احتیاطی شخصی و ارتباط با یک ژنرالعالی رتبه زندگی او رابه هم ریخته و شغل او در اف بی آی تهدید می‌کند.

سوری کروز و مادرش کیتی هولمز

 

پدر سوری تام کروز است که کیتی هولمز درسال ۲۰۰۶ با او ازدواج کرده بودو زندگی مشترک آنهاتا سال ۲۰۱۲ ادامه داشت. سوری دو خواهر و برادر ناتنی از ازدواج قبلی پدرش با نیکول کیدمن بهنام هاي ایزابلا ۲۵ ساله و کانر ۲۳ ساله دارد که این زوج اسبق، آن ها رابه فرزندخواندگی پذیرفته بودند.

پس از بازی در فیلمهای متعدد این نخستین سریال پس از بازی او در سریال شش فصلی «داوسون کریک» درسال ۲۰۰۳ محسوب می‌شود.

 

گفتگو با زیبا کرمعلی بازیگری که رتبه 8 کنکور شد

زیبا کرمعلی بازیگر جوانی است که توانسته اخیرا خودرا در سینمای کشور ایران نشان دهد و محبوبیت خاصی در بین مردم دارد.زیبا کرمعلی از جمله بازیگرانی است که می تواند آینده روشنی در سینمای کشور ایران داشته باشد، بازیگری که برای نخستین‌بار در فیلم سینمایی «لاتاری» ایفای نقش کرد و توانست بیش از حد انتظار از یک بازیگر تازه‌ کار ظاهر شود. کرمعلی علاوه بر بازیگری، در رشته کارگردانی سینما در دانشگاه هنر تحصیل میکند ودر صحبت‌هایش گفته است که بزودی یک فیلم کوتاه می‌سازد.گفتگو با زیبا کرمعلی بازیگری که رتبه 8 کنکور شد

گفتگو با زیبا کرمعلی بازیگری که رتبه 8 کنکور شد

 

او که روزی رتبه 8 کنکور سراسری شده است، علت انتخاب رشته کارگردانی سینما را علاقه‌اي میداند که از کودکی و نوجوانی به آن پیدا کرده است. او می گوید که علاقه‌ دارد بازیگری را ادامه دهد؛ اما کارگردانی را بیشتر از بازیگری دوست دارد.

در ادامه گفت‌وگوی زیبا کرمعلی بازیگر فیلم سینمایی «لاتاری» را میخوانید:

 

خانم کرمعلی چه شد که سینما را بعنوان آینده کاری خود انتخاب کردید؟

 

علاقه‌مند شدن من به حوزه سینما به سن 12 سالگی باز می گردد. در آن سال ها من به صورت جدی شروع به نگارش برای نشریه مدرسه کردم و داستان‌هاي کوتاه و بلند می نوشتم و حتی وبلاگ هم داشتم.

 

یعنی به صورت جدی نویسندگی می کردید؟

 

برای خودم کاملاً جدی بود اما هنوز به اندازه کافی جسارت و شجاعت نداشتم که دامنه مخاطبان نوشته‌هایم را گسترده‌تر کنم. حتی داخل وبلاگم با نام مستعار مطلب می نوشتم. البته در زمانی دوستی بود که به شدت من را برای نشر نوشته‌هایم تشویق کرد اما احساس کردم هنوز زود است. هنوز هم تک تک نوشته‌هایم را نگه داشته‌ام که مهم‌ترین آن شاید زمانی است که سال‌های زیادی از زندگی‌ام را صرف آن کرده‌ام و منتظرم زمانش برسد تا آنرا آماده نشر کنم.

 

به غیر ازآن، نوشتن از همه ی چیز تبدیل به عادت شده بود تا زمانی که دریافتم صفحه کاغذ تخیلات مرا ارضا نمیکند و لازم است تمام این نوشته‌ها بصری شوند! سینما شوند! و تقریبا 13 سالگی بود که مصمم شدم سینما را بعنوان رشته تحصیلی خود انتخاب کنم.

 

از 12 سالگی دوست داشتید که در سینما کار کنید، پس چرا وارد رشته ریاضی شدید؟

 

دوست داشتم امکانی بود تا بتوانم رشته سینما را برای مقطع هنرستان انتخاب کنم که در آن زمان در شهر کرج این رشته برای دختران ارائه نمی‌شد و از آنجا که کیفیت تحصیل و آموزش در سایر هنرستان‌ها به شدت ضعیف بود، برای دستیابی به نتیجه بهتر در کنکور هنر تصمیم گرفتم از رشته‌هاي نظری یکی را انتخاب کنم که نهایتاً انتخابم ریاضی بودو دیپلم من ریاضی شد و پیش دانشگاهی را در رشته هنر گذراندم. البته که اگر به عقب برمی‌گشتم بجای ریاضی، علوم انسانی را برای دیپلم انتخاب می کردم. چرا که امروز بیشتر از ریاضی به کارم می‌آمد.

 

رتبه 8 کنکور شدید؟

 

بله؛ البته قرار بود بهتر بشوم اما چون آخر کار کمی خسته شده بودم و شاید حتی بی‌انگیزه، از فضای درس خواندن فاصله گرفتم و نهایتا 8 شدم. البته از این نتیجه کاملاً راضی و خوشحالم.

 

بعد از کنکور چه اتفاقی افتاد؟

 

بعد از کنکور… شاید پررنگ ترین خاطره برای من، بیماری شدید پدربزرگم است که در روزهایی که خبر رتبه کنکورم رسید، خلاف بقیه خانواده‌ها چندان فرصت شادی پیدا نکردیم و کاممان تلخ بود. بعد هم که ورود به دانشگاه و باقی ماجراها.

 

از همان اول می دانستید که دانشکده سینما تئاتر دانشگاه هنر تهران را انتخاب می کنید؟

 

بله؛ از همان اول برنامه‌ام ادامه تحصیل در رشته کارگردانی سینما در دانشگاه هنر بود. به من گفته بودند برای ورود به سینما تئاتر لازم است رتبه زیر 100 داشته باشید که البته بعدا فهمیدم رتبه بسیار بهتری نیاز است! و طبیعتا تمام برنامه ریزی‌ها و هدفم کسب بهترین رتبه برای ورود به دانشگاه مورد علاقه‌ام بود.

 

از انتخابتان و دانشگاهتان راضی هستید؟

 

انتظارم از دانشگاه زیاد نبود. با توجه به این‌که مشاور کنکورم، خودش دانشجوی سال بالایی رشته سینما بود، خیلی از شرایط نامساعد آموزشی در دانشکده را برای من تشریح کرده بود؛ بهمین خاطر چندان منتظر اتفاق خاصی نبودم و شاید دلیلی که خلاف بقیه هم سالانم دچار سرخوردگی نشدم همین آمادگی قبلی بود.

 

برای جبران ضعف سیستم آموزشی سعی کردم خودم از همان ترم اول فنی را یاد بگیرم ودر همین راستا سعی کردم تا حد مطلوبی تدوین بیاموزم که به نظرم یکی از بهترین اقداماتم بودو در نتیجه می توان گفت از مسیری که طی کرده‌ام راضی‌ هستم اما از وضعیت تحصیلی در دانشگاه خیر!

 

متأسفانه وضعیت آموزشی و امکانات دانشکده سینماتئاتر به رغم اسم و اعتبار بزرگی که به دوش میکشد به شدت ضعیف و شکست‌خورده‌است. گواهش هم اعتراضات اخیر دانشجویان دانشکده علیه ضعف‌هاي شدید مدیریتی‌است. امیدوارم بزودی اتفاقاتی رقم بخورد تا این وضعیت نامساعد کمی سامان پیدا کند و این همه ی امید استعدادهای تازه ناامید نشود.

 

جلو تر میرویم، شما همراه سایر اعضای انجمن علمی سینما تصمیم میگیرید نشستی را پیرامون فیلم سینمایی «ماجرای نیمروز» در دانشکده سینما و تئاتر برگزار کنید.

 

من و دوستانم در انجمن علمی تصمیم گرفتیم فیلم ماجرای نیمروز را اکران کرده و پس ازآن نیز جلسه نقد و بررسی آن با حضور عوامل انجام شود. مسئولیت دعوت عوامل با من بود. این اکران مقارن بود با اکران فیلم در سینما های کشور. من موضوع رابا آقای مهدویان در بین گذاشتم و او بسیار استقبال کردند و مرا برای این رویداد یاری دادند و نهایتاً شرایط حضور او و پنج نفر از عوامل فیلم از جمله آقای امینی در دانشکده ما فراهم شد.

 

و چه شد که محمدحسین مهدویان شما را برای فیلم «لاتاری» انتخاب کرد؟

 

بعد از نشست، آقای مهدویان با من صحبت کردند و گفتند که در حال نگارش فیلمنامه تازه اي هستند و خود و آقای امینی گمان می کنند که یکی از نقش‌ها مناسب من است. من آن روز حتی نمی دانستم فیلم چه موضوعی دارد، داستان آن تاریخی است یا در زمان حال رویدادی را جلو می برد. آقای مهدویان صحبت‌هایش را ادامه داد و گفت که اگر علاقه‌مند باشم آقای امینی بزودی قراری را ترتیب خواهند داد. چنین شد و نهایتاً همکاری ما شکل گرفت.

آقای مهدویان در آن روز بشما نگفت که نقشی که به پیشنهاد کرده است، نقش اول زن فیلم است؟

 

خیر. راستش را بخواهید در آن روز‌ها به هر چیزی فکر می کردم، بجز بازیگری. اوایل همان بودن درکنار تیمی حرفه‌اي و کاربلد برای من هیجان انگیز بود. این‌که نقش چیست یا چقدر دیده می شود تغییری در تصمیم من ایجاد نمیکرد. تمام چیزی که میخواستم این بود که انجامش دهم و از بودن کنار کارگردان فیلم تحسین برانگیز «ایستاده در غبار » تجربه کسب کنم.

 

پدرتان وقتی فهمید که قرار است بازیگری کنید، چه واکنشی نشان داد؟

 

پدرم اوایل فکر نمیکرد که موضوع جدی باشد. بعد که پروژه جدی تر شد و گفتند که نقشی که قرار است ایفا کنم نقش اول فیلم است، کمی ترسیده بودم، چرا که تا به حال در هیچ فیلم یا تئاتری ایفای نقش نکرده بودم. البته که ترس به مرور از بین رفت و خواستن جانشین آن شد. پدر نیز اوایل هر چند رضایت کافی نداشت اما بعد ها در مصاحبه و تعامل با من و آشنایی بیشتر با شرایط کار رضایت و خاطرجمعی پیدا کرد.

 

محمد حسین مهدویان در کارگردانی و بازی گرفتن از بازیگرها، آدم سخت گیری است؟

 

او در بازی گرفتن از بازیگر بسیار جزئی‌نگر، دقیق و جدی هستند. ما در فیلم سینمایی «لاتاری» آقای امینی را بعنوان بازیگردان نیز داشتیم و خب حضور ایشان خودش نقطه قوتی برای هر پروژه و هر کارگردانی است. ایشان درکنار آقای مهدویان همواره به بهترین نحو بازیگران را هدایت کرده و برای ارائه بازی یکدست و کم اشکال یاور کارگردان بود.

 

شما تئوری کارگردانی سینما را در دانشگاه آموخته بودید، وقتی در فیلم سینمایی «لاتاری» به صورت عملی با کاری که یک کارگردان باید انجام بدهد رو به رو شدید، از انتخاب رشته کارگردانی سینما پشیمان نشدید؟

 

البته که نه! خب لاتاری نخستین حضور من در سینمای بلند بود اما پیش ازآن تجربه حضور در پروژه‌هاي فیلم‌هاي کوتاه به عناوین دیگر را داشته‌ام و حقیقتاً پروژه‌هاي فیلم کوتاه امروز سینمای کشور ایران، از نظر کیفی و تکنیکال چیزی کم از سینمای بلند ندارند! کما این‌که در بسیاری مواقع فشارهایی که فیلمسازان فیلم کوتاه متحمل میشوند بدلیل کمبود بودجه، بسیار بیشتر است. پس طبیعتاً بودن سر صحنه «لاتاری» نه تنها برای من وحشتناک نبود، بلکه اعتماد به نفس من را برای فیلمسازی و کارگردانی دو چندان کرد.

 

برخورد شما با ساعد سهیلی بعنوان پارتنر چطور بود؟ ایفای نقش جلوی او برایتان سخت بود؟

 

تمرینات من با آقای امینی آغاز شد که البته در ادامه امیر حسین هاشمی هم برای کمک به من به برخی تمرین‌ها ملحق شد. صادقانه و عامیانه بگویم! شاید مدت‌ها طول کشید تا یخ من جلوی همین دو فرد آب بشود! روزی که قرار بود ساعد را برای نخستین بار ببینم و تمرین کنیم نگران بودم و استرس داشتم اما درست زمانی که متن را در دست گرفتیم و شروع به خواندن کردیم، تمام استرس و نگرانی دور ریخته شد! نشانی از ترس نبود. البته که برخورد دوستانه و گرم ساعد سهیلی دراین موضوع به شدت تاثیرگذار بود. چیزی که تا پایان پروژه وجود داشت.

 

خانم کرمعلی، خوش شانسی شما این بود که با گروهی وارد سینما شده‌اید که انسان‌هاي درستی هستند. عده اي از افراد از طریق راه‌هاي غیر عرفی وارد سینما می شوند، راه‌هایي که عموماً راه درستی نیستند و از انها سوء استفاده میشود. آیا درباره اینگونه ورود به سینما چیزی شنیده‌اید و اطلاعاتی درباره آن دارید؟

 

بله اطلاع دارم؛ این موضوع از جمله موضوعاتی است که درباره آن زیاد میشنویم و تنها مربوط به سینمای کشور ایران نمیشود ودر تمام دنیا شیوع پیدا کرده است. آدم‌هاي بی‌اخلاق در هر صنفی وجوددارد، در سینما نیز وجوددارد؛ اما به نظرم گاهی خود ما خانم‌ها نیز دراین موضوع مقصر هستیم و اعتماد زودهنگام ما را بیشتر در دسترس آسیب قرار می دهد. البته که این حرف به هیچ وجه به معنای رفع تقصیر از طرف مقابل نیست! به هیچ وجه!

 

فرد بی اخلاق و سوء استفاده‌گر طبیعتاً از سمت هیچ فردی تبرئه نمی شود اما فکر می کنم برای تغییر این شرایط اگر ما خانم‌ها از خودمان شروع کنیم زودتر و بهتر نتیجه خواهد داد. لازم است ما خانم‌ها شجاعت دفاع از مرزهای اخلاقی خودرا بیاموزیم. گاهی اوقات بی مبالاتی‌هایي از سمت خود ما اتفاق می‌افتد که بستر را برای افراد سوء استفاده گر مهیا میکند.

 

فکر میکنم لازم است ما اول خواسته‌ها و مرزهای اخلاقی خودرا بشناسیم و بدانیم که این دو درکنار هم مفهوم پیدا می کنند. اگر خواسته‌ها به قیمت فدا کردن اخلاق به دست بیایند، بعد از حصولشان خودبه خود برای ما بی معنی خواهند شد.

 

متاسفانه این موضوعات تلخ وجوددارد و برای حل آن باید اصلاحاتی اجتماعی صورت پذیرد.

 

برخوردی با آن گونه از فیلمسازان داشته‌اید؟

 

بله؛ ولی چون من آدم حساسی هستم و طبق معمولً تمام جوانب را درنظر میگیرم، زود متوجه این موضوع شدم و با آن گروه همکاری نکردم. گاهی با یک تحقیق جزئی می توان این موضوعات را متوجه شد. متاسفانه در جهانی زندگی می کنیم که آسان نباید اعتماد کرد. باید پیش از ورود به هر کاری تمام جوانب آن سنجیده شود.

 

بازیگری را ادامه میدهید؟

 

بله. و تلاش میکنم در آن مسیر رو به جلو پیش بگیرم و بهتر شوم.

 

فیلمنامه رابه شما دادند و شما خواندید و متوجه شدید که داستان راجع به قاچاق دخترهای ایرانی به شهر دبی است نظر شما راجع به داستان فیلم چه بود. از قبل اطلاع داشتید که چنین اتفاقی می‌افتد ؟

 

بله میدانستم که برای خانم‌ها و دختر‌هاي کشورمان چنین اتفاقاتی می‌افتد، چه در شهر دبی و چه در هر جای دیگری اما تا آن زمان به این دقت پیگیر این موضوع نشده بودم. ساخت فیلم بر مبنای چنین ایده‌اي به نظرم تصمیم جسورانه‌اي بود که از جانب گروه سازنده گرفته شد. شخصاً به این فکر کردم که شاید کاراکتر نوشین و مسیری که سر راهش قرار میگیرد

 

باعث شود حتی فقط یک نفر که ممکن است در دسترس چنین سوء استفاده‌اي باشد، بیشتر درنگ کند و بیشتر پیگیر شود و همین شخصیت نوشین را برای من ارزشمندتر کرد.

 

نخستین بار چه زمانی نسخه نهایی فیلم را تماشا کردید؟

 

من نسخه‌هایي ناتمام از فیلم‌ را دیده بودم، ولی نسخه نهایی آنرا روز اول نمایش در جشنواره فیلم فجر تماشا کردم. درپردیس آزادی و کنار پدر و مادرم.

 

قبل از فیلم سینمایی «لاتاری» تجربه حضور در جشنواره فیلم فجر را داشتید؟

 

سال های پیش مخاطب جشنواره بودم؛ اما نخستین بار بود که بعنوان عوامل فیلم در جشنواره شرکت داشتم.

فیلم در کاخ سی‌وششمین جشنواره فیلم فجر به نمایش در آمد و نشست خبری آن برگزار شد؛ از سؤالاتی که امکان در میان گذاشتن آن بود نمی‌ترسیدید؟

 

برای نخستین بار بود که دریک نشست خبری حضور می‌یافتم اما از سوالاتی که ممکن بود پرسیده شود ترسی نداشتم. کلا چندان آدم ترسویی نیستم و طبیعتاً برای پاسخ به سوالات احتمالی هم آمادگی داشتم. اما خب تقریبا هیچ سوالی از بازیگران پرسیده نشد و نشست جنبه‌اي سیاسی بخود گرفت و سوالات همه ی خطاب به آقای رضوی و آقای مهدویان بود. مثل هر اثر دیگری، برخی فیلم رابه شدت دوست داشتند و برخی دیگر هم خیر.

 

نظر خودتان چه بود آیا فیلم خطرناکی بود ؟

 

به نظرم بجای این‌که به یک فیلم نگاه امنیتی داشته باشیم، بهتر است آنرا نقد کنیم. حکومتِ هیچ کشوری رابه خاطر آثار هنری‌اش محاکمه و قضاوت نمیکنند! ما می توانیم آثار را نقد کنیم اما نگاه امنیتی به فیلم‌ها و هر اثر هنری نتیجه‌اش تنها محدود کردن دامنه تخیلات و ذهن هنرمندان و فیلمنامه نویسان و نهایتاً تشدید سانسور است. البته این مطلب فقط محدود به لاتاری نیست و هر اثری را شامل میشود. بزرگ ترین رنجی که آثار سینمایی ما میکشند همین عقیم ماندن فیلمنامه‌ها ومحدود شدنشان به هزار و یک مرز و قانون نوشته و نانوشته است.

 

جشنواره فیلم فجر به روز‌هاي پایانی خود رسید و نامزدهای دریافت سیمرغ اعلام شدند، شما آن روز چه حسی داشتید؟

 

فیلم ما دیده شده بودو از این بابت همه ی خوشحال بودیم اما خب جدای از احتمالات دیگر، حداقل خاطرجمعی داشتم که ساعد سهیلی نامزد بازیگر نقش اول خواهد بود. البته که از نقش آفرینی بی نظیر آقای حجازی فر هم نباید آسان گذشت.

 

گفتید که فیلم کوتاه می سازید. در چه مرحله‌اي هستید؟

 

بله و اکنون در مرحله نوشتن فیلمنامه هستیم.

 

قبلا فیلم کوتاه ساختید؟

 

کارگردانی نکردم اما در مقام‌هاي دیگر همکاری داشته ام. تدوینگر، منشی صحنه و دستیار کارگردان بوده‌ام.

 

یعنی بزودی شما یک فیلم کوتاه می‌سازید؟

 

بله. به امید خدا.

 

عده اي از کارگردانان سینمای کشور ایران از جمله محمدحسین مهدویان، علاوه بر کارگردانی فیلمنامه اثر را هم خود می‌نویسند. نظر شما درباره این موضوع چیست، آیا با این انگاره که کارگردان خود نویسنده فیلمنامه اثر هم باشد موافقید و تصمیم دارید در کارهایی که تولید می کنید خود نویسنده فیلمنامه نیز باشید؟

 

خیلی قائل به این نیستم که حتما تمام آثاری که بسازم، خود فیلمنامه اش را نوشته باشم. در حال حاضر هم به دوستان فیلمنامه نویسم پیشنهاد دادم که اگر فیلمنامه‌اي در دست دارند و علاقه دارند که اثری با آن فیلمنامه تولید شود، بدهند تا به صورت مشترک و با همکاری یکدیگر آن اثر را تولید کنیم؛ چرا که بنظر من خود این همکاری چالش جذابی‌ست که دو فرد با دو تفکر مختلف تلاش کنند باهم همراه شده و دو برداشت مختلف از یک متن رابه تصویر واحد برسانند.

 

اما در اینباره یک بحث وجوددارد، این‌که عموماً افرادی که فیلمنامه هاي خوبی دارند، می خواهند خود آنرا کارگردانی کنند. بنابر این کسی قبول نمی کند که فیلمنامه‌اش را در اختیار دیگری بگذارد. در واقع تقریبا همکاری بین گروه فیلمنامه نویسی و کارگردانی در کشور ما و به ویژه میان دانشجویان این رشته بسیار اندک است.

 

عده اي از فیلمسازان در آثارشان دغدغه‌هاي مشترکی را دنبال می کنند، مثلا یک فیلمساز تصمیم میگیرد که در فیلمهایش دغدغه‌هاي اجتماعی مردم رابه تصویر بکشد، فیلمساز دیگر پا فراتر می‌گذارد دغدغه هاي سیاسی خود یا مردم رابه تصویر می کشد. آیا شما هم در آینده کاریتان تصمیم دارید که دغدغه مشترکی را دنبال نمایید؟

 

نه؛ قائل به این نیستم که یک فیلمساز لزوما باید مسیر واحدی را در فیلمهایش دنبال کند و خود هم تصمیم ندارم در آثاری که می‌سازم مسیر واحدی را پیمایش کنم، مثلا فقط بخواهم موضوعات اجتماعی را دنبال کنم. اما شخصاً به تاریخ ایران علاقه‌مند هستم و دوست دارم که فیلم تاریخی بسازم. البته ساخت یک فیلم تاریخی در کشور ما کار سختی است، چرا که هم توانایی بالایی را می‌طلبد و هم بودجه بسیاری نیاز دارد

 

اما به هرحال آرزوی نهایی من، ساخت فیلم درباره بازه تاریخی قبل از اسلام ایران است؛ چون درباره آن تا کنون صحبت نشده و به نظرم اینبخش از تاریخ ما در حوزه فرهنگی بسیار مهجور مانده است. فکر میکنم صحبت کردن از گذشته و تشریح آن برای نسل‌هاي جدیدی که شاید تعداد زیادی از شخصیت‌هاي بزرگ و قهرمانان ملی‌شان را نمی‌شناسند، قدمی در راه افزایش میزان خودباوری میان ما باشد. عدم خودباوری مشکلی‌ست

 

که تمامیت جامعه امروز ما ازآن رنج میبرد و از این باب آسیب می خورد. البته که علل زیادی پشت سر این ضعف فرهنگی‌است اما به هرحال گمان میکنم مرور هویت و فرهنگ ملی‌مان باعث میشود این خود کم بینی در برابر جهان که حقیقتاً میان تک تک ما رخنه کرده است، نه بطور کامل اما اندکی کمرنگ‌تر شود. گنجینه‌اي از هنر، فرهنگ و حماسه‌هاي بزرگ پشتوانه مردم ماست. گنجینه‌اي که در گذر سال ها به فراموشی سپرده شده و شاید لازم است به ما یادآوری شود تا بدانیم همان‌ گونه هم قدرت ایجاد بزرگ ترین تغییرات در دستان ماست.

 

امیدوارم روزی برسد که بتوانم به این آرزو نزدیک شوم.

با توجه به صحبت هاي شما، شاید بتوان این سوال رابه میان آورد که چرا عده اي از فیلمنامه نویسان کشورمان، با توجه به این‌که میدانند ما در ادبیات کشورمان آثار غنی داریم به سمت اقتباس از آثار خارجی در فیلمنامه خود میروند؟

 

به نظرم بخشی از این موضوع به سبب وجود برخی محدودیت‌هاست. متاسفانه وقتی فیلمسازی به سمت ساخت چنین آثاری می رود با محدودیت‌هایي رو به رو می شود که این محدودیت‌ها زبان اثر را الکن و ناقص میکند. مثلا مرحوم علی معلم برای ساخت فیلم «کورش بزرگ» چقدر تلاش کردند و هنوز هم آن اثر به سرانجامی نرسیده است. یا از شاهنامه فردوسی که بدون شک یکی از بزرگ ترین آثار ادبی ایران و جهان است، چرا تا کنون اثر سینمایی فاخری تولید نشده است؟ باید از تهیه کنندگان و سرمایه گذاران فرهنگی پرسید که چرا قهرمانان ملی خودمان تا کنون در حاشیه و مهجور مانده‌اند.

 

شاید دلیل دیگر این موضوع هم، به همان عدم خودباوری ما بازگردد که سبب میشود کمتر به آثار ادبی تولید شده در کشور خودمان روی بیاوریم و ترجیح تعداد زیادی از فیلمساران ما اقتباس از آثار ادبی سایر کشورهاست که امتحان خودرا پس داده‌اند. البته که دراین میان انصافاً آثار درخشانی هم در اقتباس از آثار خارجی تولید شده‌اند که شاید «شبهای روشن» آقای موتمن یکی از بهترین آنهاست اما همان‌ گونه هم جای خالی ادبیات پارسی در آثار امروز ما به شدت احساس میشود.

 

حمله به مریم معصومی در خیابان و کتک زدن او +عکس

مریم معصومی بازیگر سینما و تلویزیون توسط فردی ناشناس در خیابان مورد ضرب و شتم قرار گرفته و به شدت کتک خورده است. مریم معصومی ، بازیگر جوان کشورمان ، توسط فردی ناشناس در خیابان مورد حمله قرار گرفته. هنوز مشخص نیست این حمله توسط چه کسی و با چه نیتی انجام شده است اما مریم معصومی امیدوار است این فرد دستگیر شود. برای این هنرمند عزیزمان آرزوی سلامتی و شادی داریم.

مریم معصومی با انتشار این دو عکس در صفحه اش نوشت:

 

فردِ ناشناسی که امروز به من حمله کردی،مطمئن باش دوربین هاي خیابان تورا شناسایی خواهند کرد.راستی..این را خوب بدانمن از جنسِ زنم،زنی که بارِ ده تا مرد را می تواند به جان بکشد و از تو که اسم مرد را یدک می‌کشی خیلی مرد تر باشد.

 

صورت را نیمه گذاشتم چون دلم نخواست کسی ببیند….خیلی مراقب خودتون باشید

صورت کبود مریم معصومی

 

بیوگرافی مریم معصومی

مریم معصومی متولد ۲۴ اسفند ۱۳۶۵ در اصفهان، بازیگر است فارغ التحصیل لیسانس رشته علوم سیاسی است، دو تا خواهر و دوتا برادر دارد پدرش بازنشسته و مادرش خانه دار است با برادر بزرگ‌ تر خیلی صمیمی است و مشوق او در کارهایش می باشد

 

انصراف از فوق لیسانس

سال ۱۳۸۸ فارغ التحصیل شد و بعد از ۸ ماه فوق لیسانس علوم سیاسی قبول می‌شود بعد از یک ترم بخاطر علاقه به بازیگری از ارشد انصراف داد

نخستین تجربه کلاس بازیگری

 

سال ۸۸ برای نخستین بار بدون هیچ کلاس و دوره اي در تله فیلم کادوی در به در بکارگردانی یوسف تیموری در چند سکانس بازی کرد !عد از نخستین تجربه بازیگری درسال ۸۸ در کلاس هاي بازیگری استاد سمندریان شرکت کرد و فارغ التحصیل دوره هاي عکاسی حرفه اي، کارگردانی و فیلمنامه نویسی شد

 

شهرت

برای نخستین بار در سریال فاصله ها درسال ۸۹ نقش کمرنگی رو بازی کرد، سپس بازی او در سریال مناسبتی ماه رمضان ۱۳۹۰ بنام سه دونگ سه دونگ از او چهره ساخت

اهل کار خونه نیستم

 

اصلا اهل آشپزی و کار خونه نیستم

در خانه دست به سیاه و سفید نمی‌زنم ! خیلی کم پیش آمده که ظرف بشورم، مگر اینکه وادار شوم ! اما امان از روزی که آشپزی کنم! با اینکه تجربه ندارم اما دست پختم عالیه !

 

ورزش

به شدت ورزش می کنم ورزش اصلی من شنا و بدن سازی است، زندگی من در چهار کلمه خلاصه می‌شود : بازیگری، ورزش، عکاسی و خواب !

عکس مریم معصومی

 

شوهر ایده آل

در درجه اول تحصیلات خیلی برایم مهم است به خاطر اینکه میدانم دنیای آدم تحصیل کرده با دنیای آدم هاي دیگر فرق می‌کند خانواده هم یکیدیگر از فاکتورهای مهم برای من است اینکه آن مردم در چه خانواده اي زیرسایه چه پدر و مادری و با چه نگرشی بزرگ شده است

 

متاهل است

باوجود اینکه مریم معصومی تابحال به‌صورت رسمی خبر ازدواج خودرا منتشر نکرده است، اما او در روز ولنتاین با انتشار عکس حلقه ازدواجش از یک رابطه ۲ ساله از سال ۱۳۹۴ با عشقش خبر داد

 

پاسخ هاي کوتاه

– ازدواج : مقدس‌ ترین مرحله زندگی

– شهر : تهران

– شاهد احمدلو : بادرایت‌ ترین کارگردان جوان

– سیروس گرجستانی : بهترین بابا

– زندگی : اجباری ترین مرحله زندگی انسان

– رنگ : آبی

– مرجانه گلچین : نازنین‌ ترین زن

– هنر : زیبا‌ترین حس یک انسان

– غذا : ماکارونی

– تفریح : مهمترین سرگرمی یک آدم

عاشق عروسی

 

از بچه گی عاشق عروس بودم عروس فرشته دختر بچه هاس هنوز هم عاشق عروس و لباس عروس و مراسم عروسی هستم. لباس عروس مقدس است

 

سفیر

از افتخارات مریم معصومی می‌توان به سفیر سندروم دان نیز اشاره کرد

 

تلویزیون تئاتر – سینما

کار در تلویزیون، سینما و تئاتر را دوست دارم، ولی اول تلویزیون و بعد به سینما و تئاتر علاقه‌ مندم به نظرم تلویزیون شروع خوبی است

 

علایق

خیلی فیلم می‌بینم و اهل سینما و تئاتر رفتن هستمموقع فیلم برداری هم اگر وقت کوچکی پیدا می‌کردم سریع می رفتم سینما، یکی از تفریحات مهم من فیلم دیدن به همراه یک کاسه بزرگ از تخمه آفتابگردان است

عاشق عروسی

 

از بچه گی عاشق عروس بودم عروس فرشته دختر بچه هاس هنوز هم عاشق عروس و لباس عروس و مراسم عروسی هستم. لباس عروس مقدس است

 

سفیر

از افتخارات مریم معصومی می‌توان به سفیر سندروم دان نیز اشاره کرد

 

تلویزیون تئاتر – سینما

کار در تلویزیون، سینما و تئاتر را دوست دارم، ولی اول تلویزیون و بعد به سینما و تئاتر علاقه‌ مندم به نظرم تلویزیون شروع خوبی است

 

علایق

خیلی فیلم می‌بینم و اهل سینما و تئاتر رفتن هستمموقع فیلم برداری هم اگر وقت کوچکی پیدا می‌کردم سریع می رفتم سینما، یکی از تفریحات مهم من فیلم دیدن به همراه یک کاسه بزرگ از تخمه آفتابگردان است

عکسهای مریم معصومی

 

مریم معصومی در دورهمی
مدیری ابتدا با تعریفی از واژه تقلب، به روش‌هاي جدید تقلب و کلاهبرداری اشاره کردو قیمت «سروش جمشیدی» با حضور در صحنه دورهمی به اجرای نمایش پرداخت.معصومی ابتدا با بیان اینکه لیسانس علوم سیاسی دارم و فوق لیسانس حقوق بین‌الملل گفت:از کودکی دوست داشتم رئیس‌جمهور شوم، با توجه به اینکه می دانستم در ایران رئیس‌جمهور خانم نداریم.

 

وی ادامه داد: اگر رئیس‌جمهور شوم چون خانم‌ها خیلی برای من مهم هستند به آن‌ها و به تمام اقشار مختلف ایران خدمت می کنم.بازیگر مجموعه تلویزیونی «مرز خوشبختی» در خصوص حضورش در بازیگری بیان کرد:خانواده‌ام با رشته‌هاي هنر مخالف بودند و قول دادم که پزشکی‌ام را بگیرم و پزشک خطابم کنند.

 

معصومی با بیان به اینکه متولد شهر تهران هستم و ۳۰ سال سن دارم،به حضور در کلاس‌هاي استاد سمندریان اشاره کرد و گفت: هشت سال است که کار می‌کنمو از یک سکانس و یک پلان شروع کردم و از ابتدا عزم خودرا جزم کردم که راکد نباشم و از سال ۹۰ با سریال «سه دونگ سه دونگ» دیده شدم.

مریم معصومی در دورهمی

 

وی با اشاره به اینکه بازیگری با موسیقی تفاوت دارد، از نواختن پیانو در حوزه موسیقی کلاسیک گفت.بازیگر مجموعه تلویزیونی «سه دونگ سه دونگ» اظهار داشت:خیلی دوست دارم نقش‌هاي منفی را بازی کنم و یکبار خیلی کوتاه تجربه بازی آنرا داشتم و این یکی از خصوصیات اسفند ماهی است.

 

معصومی در پاسخ به سؤال کارگردان برنامه تلویزیونی «دورهمی» از راز عاشقی خودپرده برداشت​ و با یادی از مرحوم علی معلم، «با بغض» به برگزاری جشن حافظو بزرگواری علی معلم منتقد سینما و تلویزیون اشاره کرد.وی با اشاره به دغدغه خود در فعالیت‌هاي اجتماعی از حضور خودش بعنوان سفیر کودکان سندرم دان و سادگی و صمیمی بودن این کودکان بیان کرد.

 

بازیگر مجموعه‌هاي تلویزیونی عنوان کرد:اگر به عقب برگردم شاید آن همه ی کتاب را نمی‌خواندم و موسیقی را ادامه می‌دادم.

 

صحبت هاي مریم معصومی در دورهمی
وی با اشاره به کم‌کاری هشت ساله خود و وقفه‌اي که این سالها در بازیگری داشت، گفت:با توجه به اینکه کار اولم طنز بود، بعد ازآن همه ی نقش‌هاي تکراری به منپیشنهاد میشد و به خاطر سفرها و ادامه‌ تحصیلم این وقفه ایجاد شد.

 

معصومی با بیان اینکه قضاوت آدم‌ها و بازیگرها خیلی سخت است، به سختی‌هایشغل بازیگری اشاره کرد و مدیری هم در مقابلش در خصوص مشقت‌هاي بقیه اقشار جامعه و صنوف دیگر صحبت کرد.

 

وی در پایان به موزه دورهمی تندیس کودکان سندرم دان را اهدا کرد.

 

دانلودهای عجیب دخترک 10 ساله ای پدرش را شوکه کرد! +عکس

دانلودهای عجیب دخترک 10 ساله ای پدرش را شوکه کرد,پدر یک دختر10 ساله که 28 ساعت ویدئو آموزشی درست کردن نوعی دستبند را از اینترنت دانلود کرده بود ، پس از دیدن قبض تلفن به مبلغ 1،792 پوند شوکه شد.دانلودهای عجیب دخترک 10 ساله ای پدرش را شوکه کرد! +عکس

دانلودهای عجیب دخترک 10 ساله ای پدرش را شوکه کرد! +عکس

 

 

ترینیتی گراوز در طول دو هفته صدها ویدئو آموزشی را با گوشی مبایل نوکیا خود تماشا کرده بود تا آنکه سیستم وای-فای خانه از کار افتاد! این در حالی بود که پدرش فیلیپ 35 ساله خبر نداشت دخترش در حالت دانلود ویژه، مجموعه زیادی ازویدئوهای سایت یوتوب را دانلود کرده است.

 

 

ترینیتی بیش از 28 ساعت آموزش ساخت نوعی دستبند بافتنی پلاستیکی را تماشا کرده بود تا به گزارش نیک صالحی در مدرسهدوستانش را تحت تاثیر قرار دهد.

 

 

آقای گراوز پس از آمدن قبض تلفن به خانه ، با دیدن مبلغ بسیار بالای آن متعجب و شوک زده شد. او با شرکت مربوطه تماس گرفت تا قرارداد اینترنتی را لغو کند ولی آنها به عنوان هزینه کنسل کردن قرارداد، 381 پوند دیگر به مبلغ اضافه کردند.

او می گوید این شرکت اینترنتی باید درباره بالارفتن این چنینی قبض به آنها هشدار می دادند، او به این ترتیب باید وانتی که با آن کار می کند را بفروشد تا بتواند هزینه این قبض را پرداخت کند.

منبع: نیک صالحی

تعبیر خواب | تعبير خواب آرایشگر به روايت آنلی بیتون

تعبير خواب کامل آرایشگر به روايت آنلی بیتون

– اگر زنى در خواب آرایشگرى را مشاهده کند، دلیل بر آن است که از طرف خانواده مورد سرزنش و ملامت قرار خواهد گرفت.

 

– اگر زنی خواب ببیند موهایش را در آرایشگاه رنگ می‌کند ، علامت آن است که دشمنان می کوشند به آبروی او خدشه وارد سازند ، اما او با احتیاط از دام انها می گریزد.

 

– اگر زنی خواب ببیند موهایش را آرایشگری درست میکند، علامت آن است که با هر وسیله ای سعی می‌کند نظر مردم رابه خواسته های‌ خود جلب کند و به جستجوی کارهایی جزیی خواهد رفت.

 

تعبير خواب آرایشگر به روايت لیلا برایت

– اگر در خوابتان آرایشگر ببینید، نشانگر این است که شما تغییرات جزئى و کوچکى در زندگى خود خواهید داشت، خصوصا در مورد خانم ها.

خود رابه صورت آرایشگر دیدن

کتاب سرزمین رویاها: شما آرایشگر هستید یعنی موفقیت بزرگی نصیبتان می‌شود.

اگر زنی خواب ببیند موهایش را آرایشگری درست میکند، علامت آن است که با هر وسیله ای سعی میکند نظر مردم رابه خواسته‌های‌ خود جلب کند و به جستجوی کارهایی جزیی خواهد رفت.

 

کوتاه کردن و اصلاح توسط آرایشگر

در کتاب سرزمین رویاها آورده شده است:

 

موهایتان را بوسیله آرایشگر کوتاه می‌کنید: در معامله ای سودهای بزرگ نصیبتان می‌شود.

 

آرایشگر ریشتان را می‌تراشد: ضرر مالی.